برچسب: خیانت هند در چابهار

  • دیپلماسی ساده‌لوحان در جنگ! هزینه‌های اعتماد به غرب تا کی؟

    در روزهایی که آتش جنگ در منطقه شعله‌ور است و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آستانه انتخاب‌های حساس قرار دارد، بازخوانی مسیر طی‌شده در سیاست خارجی ضروری‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسد. در این میان، ابوالفضل ظهره‌وند – دیپلمات باسابقه و سفیر پیشین ایران در افغانستان و ایتالیا – در اظهاراتی صریح، از باخت ایران در میدان دیپلماسی در برابر دشمنان غربی سخن گفته و ساده‌لوحی جریان مذاکره‌محور را آماج نقدهای خود قرار داده است.

    سقوط دیپلماسی از ابزار قدرت به عامل خنثی‌سازی قدرت

    ظهره‌وند معتقد است که جمهوری اسلامی ایران، جنگ را به دیپلماسی ساده‌لوحان باخته است؛ دیپلماسی‌ای که به‌جای همراهی با اراده ملی، در خدمت القائات غربی قرار گرفته و عزت و امنیت کشور را به بهای لبخندهای توخالی غرب فروخته است. او با انتقاد شدید از تیم‌های دیپلماتیک پیشین – به‌ویژه عملکرد عراقچی و ظریف – می‌گوید: «وقتی دیپلمات تو قدرت اقناع نداره، خودش دهن باز می‌کنه، طرف مقابل می‌فهمه که از موضع ضعف اومده.»

    غرب؛ بازیگری غیرقابل اعتماد، دیپلماسی بدون محاسبه

    ظهره‌وند با اشاره به سکوت اروپا در برابر حملات اسرائیل به خاک ایران، نقش آمریکا و هند در حمایت اطلاعاتی از تل‌آویو، و تحرکات نظامی انگلیس در منطقه می‌گوید: «اروپا حتی حاضر نشد لفظاً حمله به ایران را محکوم کند، فقط گفت نزن، بذار اسرائیل بزنه!» این وضعیت، محصول اعتماد نابجا به غربی‌هایی است که از مذاکره فقط خرید زمان برای ضربه نهایی را می‌فهمند.

    چابهار، کابل و پروژه‌ خاورمیانه بزرگ

    یکی از محورهای مهم هشدار ظهره‌وند، نقش هند در خیانت ژئوپولیتیکی به ایران است. او با اشاره به پروژه چابهار و استقرار هندی‌ها در کابل می‌گوید: «هند از اطلاعات ماهواره‌ای علیه ما استفاده کرده، حالا هم با چراغ سبز آمریکا، به کابل رفته برای تأسیس سفارت؛ یعنی آشکارا در حال بسترسازی برای ناامن‌سازی مرزهای شرقی ماست.»

    در همین راستا، او از طرح گسترده ایالات متحده برای بازآرایی تروریسم در آسیای میانه و تضعیف کمربند ژئوپولیتیکی ایران، روسیه و چین پرده برمی‌دارد و تأکید می‌کند که هرگونه تأخیر در اتخاذ سیاست فعال، برابر با تسلیم است.

    راه‌حل چیست؟ مسیر مقاومت و بازیگری مستقل

    ظهره‌وند صراحتاً اعلام می‌کند که راه نجات، عبور از دیپلماسی وابسته و بازگشت به سیاست مستقل است: «باید سطح روابط با اروپا و هند پایین بیاد؛ ما اصلاً نیازی به سفیر در اروپا نداریم! باید تصمیم بگیریم، بفهمیم که کی هستیم، طرف مقابلمون کیه و چی می‌خوایم. این‌که فقط بگیم مذاکره، مذاکره، مذاکره، بی‌معنیه.»

    او تأکید می‌کند: «اگر بخواهیم ایران را با عزت نجات دهیم، باید با مشت آهنین پاسخ دهیم؛ نه با لابی، نه با ساده‌لوحی.»

    سخن آخر؛ وقت بازتعریف سیاست خارجی فرا رسیده

    مسیر دیپلماسی صرفاً یک ابزار است، نه یک هدف مقدس. ابوالفضل ظهره‌وند با شجاعت، نقاب از چهره جریان غربگرا برمی‌دارد و نشان می‌دهد که وقتی دیپلماسی، بدون شناخت دشمن و بدون تکیه بر قدرت ملی دنبال شود، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه خود به بخشی از مشکل تبدیل می‌شود.

    اگر سیاست خارجی کشور بخواهد در آینده سهمی از امنیت، توسعه و اقتدار داشته باشد، باید از دیپلماسی ساده‌لوحانه عبور کند و به سمت دیپلماسی مبتنی بر قدرت، هوشمندی و بازیگری مستقل منطقه‌ای حرکت کند.

    منبع: تحلیل‌های ابوالفضل ظهره‌وند در برنامه‌ تحریریه

  • چرا باید از خواب بیدار شویم؟ خیانت آشکار هند در چابهار و ضرورت اخراج بی‌درنگ آن‌ها

    در سال‌های اخیر، ایران با تصمیمات عجیب و بعضاً غیرقابل توجیه، فرصت‌های ژئوپلیتیکی بزرگی را به سادگی از دست داده است. یکی از این اشتباهات بزرگ، واگذاری بندر استراتژیک چابهار به شرکت‌های هندی بود؛ اقدامی که اکنون به‌وضوح می‌توان آن را یک خیانت آشکار از سوی هند ارزیابی کرد. خیانتی که نه‌تنها در پوشش بی‌عملی ظاهر شد، بلکه با اهداف کلان‌تری چون ضربه به منافع ایران و کمک به پروژه‌های کریدوری رژیم صهیونیستی همراه بود.

    ریشه این خیانت: زد و بند جریان غرب‌گرا و اصلاح‌طلب در دولت‌های پیشین

    آغاز این بازی خطرناک، از دل دولت‌های اصلاح‌طلب و غرب‌گرا بود؛ جریانی که با توهم توسعه از راه «اعتمادسازی با دشمن» سعی داشت هند را به‌عنوان شریک راهبردی ایران جا بزند. در حالی که حتی نگاهی سطحی به ساختار دولت مودی در هند و جهت‌گیری‌های منطقه‌ای آن‌ها نشان می‌داد که این کشور به‌صورت کامل در صف اسرائیل ایستاده است.

    هند هیچ‌کاری در چابهار نکرد؛ فقط وقت ایران را گرفت

    با وجود واگذاری بخش‌هایی از چابهار به هند، طی سال‌ها هیچ اقدام مؤثری از سوی این کشور مشاهده نشد. هیچ زیرساخت قابل قبولی ساخته نشد، وعده‌ها به‌طور دائم به تأخیر افتاد و تنها چیزی که هند از ایران گرفت، زمان بود؛ زمانی که می‌توانست صرف توسعه کریدورهای مستقل با چین، پاکستان و آسیای مرکزی شود.

    این اتلاف وقت تعمدی، بیش از هر چیز به سود پروژه‌ صهیونیستی «آی‌مِک» (IMEC) تمام شد؛ پروژه‌ای که با حمایت آمریکا، اسرائیل، عربستان و هند برای حذف ایران از نقشه ژئوپلیتیک منطقه طراحی شده است.

    دولت مودی؛ دست‌نشانده صهیونیسم جهانی

    رفتارهای دولت مودی نشان داده که این کشور، بیش از آنکه در پی منافع واقعی مردم هند باشد، در حال اجرای پروژه‌های راهبردی صهیونیستی در منطقه است. سرمایه‌گذاری گسترده الیگارش‌های هندی در بندر حیفا و تل‌آویو اسرائیل تنها بخشی از این پازل است.

    سکوت هند در قبال اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی، حمایت از کریدور آی‌مِک و کارشکنی در روند توسعه چابهار نشان می‌دهد که هند امروز شریک ایران نیست، بلکه بخشی از ائتلاف ضدایرانی است.

    راهکار: اخراج فوری هند از چابهار؛ درس عبرتی برای دیگران

    اکنون زمان آن رسیده که ایران با صراحت، هند را از پروژه چابهار اخراج کند. این تصمیم نباید صرفاً یک واکنش دیپلماتیک باشد، بلکه باید به‌عنوان یک پیام قاطع به سایر کشورهایی که به دنبال بازی دوگانه یا همکاری با اسرائیل هستند ارسال شود.

    اقدامات پیشنهادی:

    • واگذاری توسعه چابهار به شرکای قابل اعتماد داخلی و خارجی
    • طراحی مجدد کریدورهای راهبردی در قالب «جاده ابریشم جدید» با همراهی پاکستان و آسیای میانه
    • بستن قراردادهای الزام‌آور با شرکای شرقی برای توسعه چابهار در بازه زمانی محدود
    • ممنوعیت سرمایه‌گذاری کشورهایی که با اسرائیل روابط اقتصادی راهبردی دارند در بنادر و زیرساخت‌های ایران

    سخن پایانی: وقت آن است که ساده‌لوحی را کنار بگذاریم

    اشتباهات گذشته نباید ادامه یابد. ایران نمی‌تواند در وسط نبرد کریدورهای جهانی، نقش تماشاگر را ایفا کند. اخراج هند از چابهار باید به الگویی برای حفظ منافع ملی تبدیل شود. هر کشوری که با رژیم صهیونیستی معامله می‌کند، جایی در راهبردهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران ندارد.