برچسب: توسعه کسب و کار

  • استراتژی های فروش رقبا

    استراتژی های فروش رقبا

    در فضای رقابتی شدید کسب و کار امروز، جلوتر ماندن از منحنی بسیار مهم است. درک استراتژی‌های فروش رقبا و به‌کارگیری مؤثر آن دانش می‌تواند یک تغییر بازی برای کسب و کارشما باشد. در این راهنما، دنیای فروش رقبا را بررسی خواهیم کرد و بینشی در مورد چگونگی پیدا کردن رقبای یک شرکت ارائه خواهیم داد. چه یک کسب و کار محلی کوچک یا یک شرکت بزرگ باشید، این استراتژی ها به شما کمک می کند فرصت های فروش را به حداکثر برسانید و حضور آنلاین خود را تقویت کنید .

    درک فروش رقبا

    قبل از پرداختن به استراتژی‌های آشکار کردن رقبا و تاکتیک‌های فروش آنها، درک اهمیت این جنبه از هوش تجاری ضروری است. دانستن فروش رقبای خود می تواند بینش ارزشمندی در مورد روند بازار، ترجیحات مشتری و فرصت های رشد بالقوه در اختیار شما قرار دهد. در اینجا دلیل اهمیت آن است:

    ۱. محک زدن

    داده های فروش رقبا به شما امکان می دهد عملکرد خود را در برابر استانداردهای صنعت محک بزنید. شما می توانید مناطقی را که در آنها عالی هستید و مناطقی که نیاز به بهبود دارند را شناسایی کنید و به شما در تعیین اهداف و انتظارات واقع بینانه کمک کنید. با محک زدن در برابر رقبا، دیدگاه روشنی در مورد جایگاه کسب و کار خود در بازار به دست می آورید. مثل این است که یک چوب اندازه گیری برای ارزیابی عملکرد خود داشته باشید. این مقایسه به شما کمک می کند تا اهداف قابل دستیابی را تعیین کنید و تلاش های خود را بر روی زمینه هایی متمرکز کنید که به بهبود نیاز است و کسب و کار خود را به سمت موفقیت سوق می دهد.

    ۲. شناسایی شکاف های بازار

    تجزیه و تحلیل فروش رقبا می تواند به شما کمک کند شکاف ها و جاهایی که کسب و کار شما می تواند هدف قرار دهد را شناسایی کنید. با درک این که چه محصولات یا خدماتی با تقاضای زیادی روبرو هستند، می توانید پیشنهادات خود را مطابق با آن تنظیم کنید. شکاف های بازار فرصت های پنهانی هستند که منتظر کشف هستند. هنگامی که شکاف‌ها را در صنعت خود شناسایی می‌کنید، می‌توانید راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای رفع آنها ایجاد کنید. این نه تنها مشتریان جدید را جذب می کند، بلکه کسب و کار شما را به عنوان یک رهبر در رفع نیازهای نوظهور قرار می دهد.

    ۳. تصمیم گیری استراتژیک

    تصمیم گیری مبتنی بر داده، کلید موفقیت است. دانستن ارقام فروش رقبای شما می تواند انتخاب های استراتژیک شما را راهنمایی کند، از استراتژی های قیمت گذاری و بازاریابی گرفته تا برنامه های توسعه و توسعه محصول. وقتی به داده های فروش رقبا دسترسی دارید، تصمیم گیری استراتژیک دیگر یک بازی حدس زدن نیست. این به شما این امکان را می دهد که انتخاب های آگاهانه داشته باشید، منابع را به طور موثر تخصیص دهید و از رقبا جلوتر بمانید.

    ۴. جلوتر بودن از روندها

    نظارت بر فروش رقبا به شما این امکان را می دهد که از روندهای صنعت و تغییر رفتارهای مصرف کننده مطلع باشید. این دانش شما را قادر می سازد تا به سرعت سازگار شوید و رقابتی بمانید. هماهنگی با روندهای صنعت یک رویکرد فعالانه برای موفقیت کسب و کار است. با جلوتر ماندن از منحنی، می‌توانید خواسته‌های مشتری را پیش‌بینی کنید، پیشنهادات خود را نوآوری کنید و برند خود را به‌عنوان یک پیش‌بینی‌کننده معرفی کنید.

    چگونه رقبای یک شرکت را پیدا کنیم

    اکنون که اهمیت داده‌های فروش رقبا را مشخص کرده‌ایم، بیایید به استراتژی‌هایی برای یافتن رقبای خود و کسب بینش در مورد تاکتیک‌های فروش آنها بپردازیم:

    ۱. تحقیقات آنلاین

    با انجام یک جستجوی آنلاین کامل با استفاده از موتورهای جستجو مانند گوگل شروع کنید. کلمات کلیدی مرتبط مرتبط با صنعت، محصولات یا خدمات خود را وارد کنید و وب سایت های با رتبه برتر را کاوش کنید. اینها احتمالاً رقبای شما هستند. در مورد پیشنهادات، قیمت ها و هر گونه تبلیغاتی که در حال اجرا هستند یادداشت برداری کنید. تحقیق آنلاین اولین گام در شناسایی رقبای شماست و برای هر کسی به راحتی قابل دسترسی است. با مطالعه دقیق حضور آنلاین آنها، می توانید اطلاعات ارزشمندی در مورد استراتژی ها و پیشنهادات آنها کشف کنید و زمینه را برای مزیت رقابتی خود فراهم کنید.

    ۲. گزارش های صنعت

    گزارش های صنعت و تحلیل بازار می تواند اطلاعات ارزشمندی در مورد رقبای شما ارائه دهد. به دنبال گزارش های منابع معتبر و انجمن های کسب و کار باشید. این گزارش‌ها اغلب شامل داده‌های سهم بازار، ارقام فروش و پیش‌بینی‌های رشد برای بازیگران کلیدی صنعت شما هستند. گزارش های صنعت به عنوان راهنمای جامع برای درک فضای رقابتی عمل می کند. آنها بینش های مبتنی بر داده را ارائه می دهند که می تواند تصمیمات تجاری و استراتژی های رشد شما را شکل دهد. به این گزارش ها تکیه کنید تا از عملکرد صنعت خود مطلع شوید.

    ۳. رسانه های اجتماعی و انجمن ها

     پلتفرم ها و انجمن های خاص صنعت می توانند گنجینه ای از اطلاعات در مورد رقبا باشند. حساب های رسانه های اجتماعی آنها را دنبال کنید، به انجمن های مربوطه بپیوندید و در بحث شرکت کنید. به نظرات و نظرات مشتریان توجه کنید، زیرا آنها می توانند بینش ارزشمندی را در مورد محصولات رقبای شما و رضایت مشتری نشان دهند. رسانه‌های اجتماعی و انجمن‌ها منابع بی‌درنگ بینش رقبا هستند. با شرکت فعال در این انجمن های آنلاین، می توانید درک عمیق تری از نقاط قوت و ضعف رقیب خود به دست آورید و به شما کمک می کند تا استراتژی های خود را اصلاح کنید.

    ۴. ابزارهای تحلیل رقابتی

    استفاده از ابزارهای تحلیل رقابتی  را در نظر بگیرید. این ابزارها می توانند اطلاعات دقیقی در مورد ترافیک وب سایت رقبای شما، کلمات کلیدی که برای آنها رتبه بندی می کنند و استراتژی های تبلیغات آنلاین آنها ارائه دهند. همچنین می‌توانید ببینید کدام وب‌سایت‌ها به رقبای شما پیوند دارند، که می‌تواند برای تلاش‌های ایجاد لینک مفید باشد. ابزارهای تحلیل رقابتی یک رویکرد داده محور برای تحقیقات رقبا ارائه می دهند. آنها معیارها و تجزیه و تحلیل های عمیقی را ارائه می دهند که می تواند تلاش های بازاریابی دیجیتال شما را هدایت کند. با این ابزارها می توانید فرصت های پنهان را کشف کنید و از رقبای خود پیشی بگیرید.

    ۵. نظرسنجی و بازخورد مشتریان

    قدرت نظرسنجی و بازخورد مشتریان را دست کم نگیرید. با مشتریان فعلی خود تماس بگیرید و در مورد تجربیات آنها با رقبا بپرسید. آنها چه چیزی را در مورد محصولات یا خدمات رقیب شما دوست دارند یا دوست ندارند؟ این اطلاعات می تواند به شما در تنظیم دقیق پیشنهادات کمک کند. مشتریان فعلی شما منبع ارزشمندی از اطلاعات هستند. بازخورد آنها می تواند نقاط درد مشتری را نشان دهد و به شما این امکان را می دهد که محصولات یا خدمات خود را برای برآورده کردن بهتر نیازهای آنها تنظیم کنید. با پرداختن به این نقاط دردناک، می توانید یک مزیت رقابتی به دست آورید.

    به حداکثر رساندن فرصت های فروش

    اکنون که بینش‌های ارزشمندی در مورد فروش رقبای خود جمع‌آوری کرده‌اید، وقت آن است که این دانش را به کار ببندید و فرصت‌های فروش خود را به حداکثر برسانید:

    ۱. برند خود را متمایز کنید

    از اطلاعاتی که جمع آوری کرده اید استفاده کنید تا برند خود را از رقبا متمایز کنید. نقاط فروش منحصر به فرد خود را برجسته کنید و تأکید کنید که چرا مشتریان باید محصولات یا خدمات شما را به دیگران انتخاب کنند. تمایز کلید برجسته شدن در یک بازار شلوغ است. با برجسته کردن آنچه برند شما را متمایز می کند، دلیل قانع کننده ای برای مشتریان ایجاد می کنید که شما را به رقبا انتخاب کنند.

    ۲. استراتژی های قیمت گذاری

    استراتژی های قیمت گذاری خود را بر اساس قیمت گذاری رقبا تنظیم کنید. شما می توانید انتخاب کنید که قیمت رقبا را کاهش دهید یا ارزش اضافی را برای توجیه قیمت های بالاتر ارائه دهید. انعطاف پذیر باشید و نسبت به تغییرات بازار پاسخگو باشید. استراتژی های قیمت گذاری باید با موقعیت رقابتی شما هماهنگ باشد. چه قیمت رقابتی را انتخاب کنید و چه قیمت گذاری برتر، باید یک انتخاب عمدی باشد که برای مخاطب هدف شما جذاب باشد و هویت برند شما را تقویت کند.

    ۳. کمپین های بازاریابی

    کمپین های بازاریابی هدفمند بسازید که نقاط ضعف رقبای شما را برطرف کند. نقاط قوت خود را به نمایش بگذارید و به نقاط دردناکی که مشتریان ممکن است با برندهای دیگر تجربه کرده باشند، توجه کنید. کمپین های بازاریابی شما باید با برجسته کردن مزیت های رقابتی شما با مخاطبان شما طنین انداز شود. با پرداختن به نقاط درد مشتری، می توانید نام تجاری خود را به عنوان راه حلی که آنها در جستجوی آن بوده اند قرار دهید.

    ۴. توسعه محصول

    توسعه محصولات جدید یا تقویت محصولات موجود را بر اساس بازخورد مشتری و روند صنعت در نظر بگیرید. برای جذب مشتریان جدید، شکاف هایی را که در بازار شناسایی کرده اید پر کنید. توسعه محصول با بازخورد مشتری و روند بازار می تواند منجر به نوآوری و رشد شود. با بهبود مستمر پیشنهادات خود، رقابتی و مرتبط با صنعت خود باقی می‌مانید.

    ۵. سئو و تبلیغات آنلاین

    از قدرت سئو و تبلیغات آنلاین برای افزایش دید آنلاین خود استفاده کنید. از کلمات کلیدی و استراتژی هایی که از رقبای خود یاد گرفته اید برای بهینه سازی وب سایت و محتوای خود برای موتورهای جستجو استفاده کنید. سئو و تبلیغات آنلاین ابزارهای ضروری برای تقویت حضور آنلاین شما هستند. با ترکیب کلمات کلیدی و استراتژی های مورد استفاده توسط رقبای خود، می توانید رتبه بندی موتورهای جستجوی خود را بهبود بخشید و مشتریان بالقوه بیشتری را جذب کنید.

    جمع بندی

    درک فروش رقبای شما یک جنبه حیاتی از استراتژی کسب و کار است. با به کارگیری استراتژی های ذکر شده در بالا برای یافتن رقبای خود و تجزیه و تحلیل تاکتیک های فروش آنها، می توانید کسب و کار خود را برای موفقیت در موقعیت قرار دهید. با متمایز کردن برند خود، تنظیم استراتژی های قیمت گذاری و ایجاد کمپین های بازاریابی هدفمند، فرصت های فروش خود را به حداکثر برسانید. با این بینش ها و اقدامات، می توانید حضور آنلاین خود را افزایش دهید و درآمد خود را افزایش دهید.

    انتهای مطلب/ منبع

  • هنر متعادل کردن انسان و هوش مصنوعی در بازاریابی مدرن

    هنر متعادل کردن انسان و هوش مصنوعی در بازاریابی مدرن


    هوش مصنوعی موج های بزرگی را در صنعت بازاریابی ایجاد کرده است. برنامه های هوش مصنوعی مانند GPT4 و Google  Bard می توانند تیم بازاریابی شما را قدرتمند کرده و به شما در تولید محتوای بهتر کمک کنند. با این حال، ظهور سریع هوش مصنوعی سوالات جدی در مورد جایگاه انسان در بازاریابی مدرن ایجاد کرده است.

    مانند بسیاری از چیزها، تعادل کلیدی است. هنگام استفاده از هوش مصنوعی، از وسوسه اینکه کل کمپین خود را به ChatGPT یا Jasper AI بسپارید اجتناب کنید. در عوض، سعی کنید تعادلی بین اتوماسیون و نبوغ انسانی ایجاد کنید. این به شما کمک می کند تا کنترل هویت برند خود را حفظ کنید.

    ۱.مواد شخصی سازی شده

    شخصی سازی در بازی بازاریابی مدرن پادشاه است. مخاطبان خود را با نام مخاطبین خود و تنظیم مواد آنها مطابق با نیازهای آنها نشان می دهد که شما به مصرف کنندگان خود اهمیت می دهید. شخصی سازی به ویژه در بازاریابی B2B قدرتمند است ، زیرا می تواند به شما در ایجاد روابط و ایجاد نرخ بالاتری از وفاداری به برند کمک کند.

    با این حال، شخصی سازی به صورت دستی دشوار است. شما نمی توانید وقت خود را با تایپ ایمیل های شخصی سازی شده برای هر مشتری تلف کنید و برای یافتن سرنخ های بسیار واجد شرایط، مجبور نیستید از طریق CRM خود بگردید. هوش مصنوعی می‌تواند با شناسایی خودکار سرنخ‌هایی که نیاز به تماس دارند، فرآیند شخصی‌سازی را ساده‌تر کند. این باعث صرفه جویی در وقت شما می شود و می تواند منابعی را برای کارهای خلاقانه تر مانند نوشتن کپی برای ایمیل بعدی آزاد کند.

    ۲. ایجاد محتوا

    برنامه های مولد هوش مصنوعی مانند ChatGPT به عنوان چیز بزرگ بعدی در تولید محتوا مورد استقبال قرار گرفته اند. یک اعلان سریع می تواند صفحاتی از محتوای مناسب تولید کند و طراحان گرافیک می توانند از خدماتی مانند Midjourney برای تولید تصاویر چشم نواز در زمان کمتری نسبت به زمانی که یک تصویرگر واقعی نیاز دارد استفاده کنند.

    با این حال، نویسندگان واقعی هنوز در بازاریابی مدرن ضروری هستند. در حالی که هوش مصنوعی می تواند محتوا را به صورت انبوه تولید کند، در حال حاضر قادر به ایجاد محتوای کاملاً تحقیق شده و منحصر به فرد مورد علاقه خوانندگان و SERPS نیست. به جای جایگزینی نویسندگان با هوش مصنوعی، تیم خود را با پرداخت هزینه برنامه های هوش مصنوعی برای کمک به کارهایی مانند:

    • ایده های وبلاگ ایجاد کنید
    • طرح کلی مقاله ایجاد کنید
    • ترجمه مقالات
    • پیشنهاد ویرایش

    ۳. اخلاق

    ایجاد تعادل بین بازاریابی هوش مصنوعی و نبوغ انسانی برای تولید محتوا خوب است. شکایت های نقض حق نسخه برداری قبلاً مطرح شده است زیرا بسیاری از نویسندگان می ترسند آثار آنها توسط برنامه هایی مانند ChatGPT سرقت ادبی شده باشد. با اطمینان از اینکه برنامه های تولیدی که استفاده می کنید مجوز استفاده از مواد از قبل موجود را دارند، از کسب و کار خود محافظت کنید. هر گرافیکی را که ایجاد می‌کنید، عکس را معکوس جستجو کنید و اطلاعاتی را که از یک منبع هوش مصنوعی می‌آید، بررسی کنید.

    این می تواند از بروز مشکلات قانونی جلوگیری کند و تضمین می کند که محتوای شما از نظر کیفیت و قابلیت اطمینان بالا باقی می ماند. اگر تصمیم به استفاده از هوش مصنوعی دارید، تا حد امکان شفاف باشید. خوانندگان ممکن است از این که بدانند محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را می خوانند، نگران شوند، در حالی که دیگران ترس موجهی در مورد تأیید برنامه های هوش مصنوعی دارند. این نگرانی ها را با به اشتراک گذاشتن عمومی خط مشی هوش مصنوعی فعلی خود و جزئیات مراحلی که برای اطمینان از اینکه تیم شما به طور مسئولانه از هوش مصنوعی استفاده می کند انجام می دهید، کاهش دهید.

    ۴. تحلیل داده ها

    بازاریابان انسانی چندین دهه است که از داده ها استفاده می کنند. یک استراتژی تجزیه و تحلیل داده قوی می تواند تصمیم گیری شما را ساده کند و تصویر واضح تری از روند بازار به شما ارائه دهد. با این حال، بسیاری از بازاریابان انسانی متوجه می شوند که قادر به پردازش و جمع آوری تمام داده هایی که یک کسب و کار جمع آوری می کند، نیستند. شما می توانید با استفاده از تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی، تیم بازاریابی خود را قدرتمند کنید.

     ابزارهای تحلیلی هوش مصنوعی را می توان با رشد شرکت شما افزایش داد و به طور خودکار تست های مقایسه ای را در برابر رقبا انجام داد. سرعت و دقت تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی را نیز نمی توان نادیده گرفت، زیرا ابزارهای هوش مصنوعی از سوگیری تایید رنج نمی برند و می توانند الگوهایی را کشف کنند که ممکن است توسط بازاریابان انسانی نادیده گرفته شده باشد. تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی می تواند مجموعه داده های عظیمی را برای تجزیه و تحلیل الگوهای رفتار مصرف کننده جمع آوری کند.

     با این حال، برای نتیجه گیری از داده ها نمی توانید به برنامه های یادگیری ماشین اعتماد کنید. نرم افزار یادگیری ماشین پارامترهای مشخصی دارد و ممکن است به اشتباه عوامل زمینه ای کلیدی را نادیده بگیرد. به جای اینکه هوش مصنوعی را جایگزینی برای بینش های انسانی بدانید، از برنامه ها به عنوان ابزاری برای کمک به تیم خود در تصمیم گیری سریعتر و دقیق تر استفاده کنید.

    جمع بندی

    هنگامی که هوش مصنوعی به درستی استفاده شود، می تواند تصمیم گیری شما را ساده کند و استراتژی تولید محتوای شما را تقویت کند. برنامه‌هایی مانند ChatGPT و Google Bard می‌توانند به نویسندگان کمک کنند تا پست‌های وبلاگ خود را برنامه‌ریزی کنند. با ایجاد یک خط مشی واضح هوش مصنوعی از اتکای بیش از حد محافظت کنید، این کار از کسب ‌و کار شما در برابر چالش‌های قانونی نیز محافظت می‌کند.

    انتهای مطلب/ منبع

  • مدیریت ریسک به عنوان یک مزیت رقابتی

    مدیریت ریسک به عنوان یک مزیت رقابتی

    در هر کاری که انجام می‌دهیم خطر وجود دارد، فعالیت‌ها و اقدامات روزمره که ناشی از تصمیم‌های گذشته و آینده یا حتی بی‌عملی است. کاهش ریسک یک واقعیت کسب و کار مداوم است و باید بخش عمده ای از طراحی مدل کسب و کار باشد تا به آن اعتبار قابل توجیه و ارزش پایدار برای پیشبرد ماموریت کسب و کار شما بدهد. مدیریت فعال ریسک یک شایستگی تحولی مستمر و منظم است که برای داشتن چرخه عمر بادوام یک کسب و کار مورد نیاز است.

    برنامه ریزی و توانایی اجرای استراتژی های اجتناب از ریسک و بازیابی با اقدامات تاکتیکی باید جزء جدایی ناپذیر فرآیند تصمیم گیری تکسب و کار باشد تا از موقعیت های بحرانی جلوگیری شود. به زبان ساده، مدیریت ریسک توانایی پیش‌بینی و آمادگی برای واکنش مثبت به تأثیرات صنعت و تغییرات بازار با راه‌حل‌های کاهش ریسک است. بسیاری از کسب و کارها مسحور یک مدل کسب و کار و جهت استراتژیک می شوند که این احتمال را نادیده می گیرند که مدل کسب و کار ممکن است طبق برنامه ریزی موفق نشود یا چرخه عمر کوتاه تری از آنچه پیش بینی می شود متحمل شود. نادیده گرفتن ریسک است که می تواند منجر به موارد زیر شود:

    • رشد کاهش می یابد
    • فرسایش سود
    • از دست دادن سهم بازار
    • آسیب به شهرت برند
    • کاهش قیمت سهام
    • کاهش ارزش گذاری

    راه حل های کاهش ریسک

    یک کسب و کار را ارزیابی کنید. به عنوان بخشی از برنامه های استراتژیک خود به دنبال راه حل های کاهش ریسک باشید. این نشانه آن است که آنها چشم انداز تجاری را که در آن خواهند بود یا در حال فعالیت هستند را درک می کنند. مدیرانی که طرح‌های کسب و کار را توسعه می‌دهند باید از ریسک آگاه باشند تا مطمئن شوند که مسیری سازگار با آینده دارند. ادراکات ریسک در ذهن مخاطبان کلی کسب و کار شماست. به عنوان مثال مشتریان، کارمندان، منابع مالی، سرمایه گذاران، تامین کنندگان و شرکا. برای آنها، میزان ریسک واقعی است و میل آنها را برای حمایت از کسب و کار محدود می کند. پرداختن به ادراکات ریسک یک نیاز دگرگونی است که اغلب در لیست کارهای پایین قرار می گیرد. میزان درک ریسک قابل مدیریت است. یک فرمول برنده شامل داشتن برنامه های عملی برای واکنش به خطرات درک شده بر کسب و کار شما است. برنامه های استراتژیک به اجزای استراتژیک دفاعی برای کاهش ادراک ریسک نیاز دارند. مثلا:

    • همیشه برنامه های مهاجرت برای جوان سازی و گسترش چرخه عمر محصول یا خدمت داشته باشید
    • برنامه‌های اضطراری را برای رسیدگی به نیازها و فرصت‌های راهبردی جایگزین توسعه دهید
    • ایجاد موانع برای ورود به بازار رقابتی
    • برای استراتژی ها و تاکتیک ها منطق معتبری داشته باشید
    • در فرهنگ خلاقانه نوآوری مستمر و انعطاف پذیری کار کنید

    پیامدهای ادراک ریسک

    ادراک ریسک کنترل نشده بر دسترسی به سرمایه و نگرانی های وام دهندگان در مورد آنچه ممکن است رخ دهد، تأثیر می گذارد. واضح است که ادراک ریسک بر میزان دسترسی به سرمایه تأثیر می گذارد. برنامه ریزی استراتژیک به خوبی اجرا شده شامل منطق توجیهی است که منجر به کم خطرترین مسیرهای جهت گیری استراتژیک می شود. راه حل های مدیریت ریسک با موقعیت مناسب به دوام طولانی مدت منجر می شود. برنامه ریزی دائمی و بهبود مستمر قابلیت های اصلی منجر به اثبات مبتنی بر شواهد می شود .

    کسب‌وکارهای موفق به استراتژی‌ها و تاکتیک‌های انتقالی نیاز دارند که شامل طرح‌های کاهش ریسک به عنوان بخشی از منطق استراتژیک و تاکتیکی آن‌ها باشد. تسلط بر اجتناب از ریسک به کسب و کار شما مزیت رقابتی قابل توجهی می دهد. با اولویت‌بندی ریسک‌هایی که بر کسب‌وکارتان تأثیر می‌گذارند شروع کنید و در صورت نیاز به‌صورت دوره‌ای این اولویت‌ها را به‌روزرسانی کنید. این باید یک فرآیند یکپارچه و منظم به عنوان بخشی از فعالیت های طراحی استراتژیک باشد. این یک راه خلاقانه عالی برای تمرکز بر مسیر تبدیل شدن و ماندن به یک کسب و کار مرتبط، انعطاف پذیر و بادوام است.

    انتهای مطلب/ منبع

  • برندسازی دیجیتال چگونه باعث رشد کسب و کار می شود

    برندسازی دیجیتال چگونه باعث رشد کسب و کار می شود

    تحول دیجیتال برندها را به دنیای دیجیتال آورد. با بیش از  4.66 میلیارد کاربر فعال اینترنت در سراسر جهان، این احتمال وجود دارد که شخصیت شما نیز آنلاین باشد. و برای جذب آن‌ها به کسب‌وکارتان، باید روی یک  استراتژی برندینگ مستحکم  متمرکز بر دیجیتال، یا روی یک استراتژی برندسازی دیجیتال حساب کنید.

    برندسازی دیجیتال، توسعه فرآیند اصلی برندسازی است که برای همه مشاغل ضروری است. در اصل، برندسازی به معنای انتقال دقیق ارزش‌های اصلی خود به مشتریان است، بدون اینکه در این فرآیند به شدت مورد توجه قرار گیرد .فرآیند برندسازی در سطوح مختلفی از جمله عناصر فیزیکی مانند لوگو، تبلیغات و بسته بندی انجام می شود.هر جنبه یک برند باید به سایر جنبه‌ها وارد شود و پیامی منسجم و منطقی را ایجاد کند که واضح و آسان باشد.

    با این حال، عناصر غیر ملموس برندسازی نیز بر برند یک شرکت تأثیر می گذارد. هنگامی که برندینگ خوب به درستی انجام شود، عناصر بسیاری را به اشتراک می گذارد، از جمله اینکه یک شرکت چه چیزی را نشان می دهد، عواملی که آنها را برجسته می کند، ارزش ها و ایده آل ها و مشتری عالی برای یک برند. نام برند نامناسب می تواند باعث شود یک شرکت برای افراد نامناسب یا بخشی از صنعت که خدمات یا محصولات آنها را قدردانی نمی کنند بازاریابی کند.

    نام کسب و کار دیجیتال همان چیزی است که نشان می دهد. به جای تمرکز بر عناصر فیزیکی، روی عوامل آنلاین، وب سایت ها، تبلیغات دیجیتال، ویدیوهای آنلاین و موارد دیگر تمرکز می کند. قبل از گسترش نام برند خود به حوزه دیجیتال، درک ویژگی ها و ویژگی های مختلف بسیار مهم است. بسیاری از این عناصر با برند غیر دیجیتال به اشتراک گذاشته می شوند و می توانند با سهولت نسبی در حوزه دیجیتال گسترش یابند.

    ویژگی های برندسازی دیجیتال

    عناصری که این نوع برندسازی را تشکیل می دهند مشابه عناصری هستند که برای انواع استاندارد استفاده می شود. با این حال، این جنبه‌ها به یک محیط دیجیتال منتقل می‌شوند که انتشار و اشتراک‌گذاری آنها را آسان‌تر می‌کند . و تعداد انگشت شماری از عناصر منحصر به فرد نیز وجود دارد، اگرچه لیست زیر 100 درصد جامع نیست:

    • لوگوی برند: برندسازی دیجیتال مستلزم ادغام لوگوی کسب و کار، رنگ های مربوط به آن و هر عنصر دیگری است که با این لوگو و طراحی کلی آن مطابقت دارد.
    • صفحات فرود: همه برندسازی آنلاین مستلزم استفاده از یک صفحه فرود با کیفیت بالا است که به وب سایتی منتهی می شود که به راحتی قابل پیمایش است و برای خواننده آموزنده است.
    • پیام‌رسانی قوی: هر جنبه‌ای از حضور دیجیتال باید پیام‌هایی را برای مصرف‌کننده بفرستد و به آنها اجازه دهد بدانند یک شرکت چه چیزی را نشان می‌دهد و چرا اهمیت دارد.
    • راهنمای موتورهای جستجو: بهینه سازی موتورهای جستجو بخش مهمی از برندسازی دیجیتال است که از کلمات کلیدی با کیفیت بالا برای افزایش توانایی آنها برای یافتن آنلاین استفاده می کند.
    • محتوای خوب نوشته شده: محتوای وب سایت شما باید به خوبی نوشته شده باشد و در خدمت هدفی از جمله ارسال پیام های برندینگ ثابت باشد. نوشتن آن کار ساده‌ای نیست، بنابراین می‌توانید این کار را با برون‌سپاری قطعات نوشتاری خود بهبود بخشید .
    • رسانه‌های اجتماعی: بدون حضور قوی در رسانه‌های اجتماعی، برندسازی دیجیتال روی پای خود مرده است و باعث می‌شود یک شرکت موفق نشود.

    چرا برندسازی دیجیتال مهم است؟

    برندسازی دیجیتال موثر پیام برند شما را در یک محیط دیجیتالی که به سرعت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، منتقل می‌کند. به زودی، خرید دیجیتال و آنلاین از خرید در فروشگاه پیشی خواهد گرفت و اهمیت این برند را بیشتر می‌کند. حتی در حال حاضر، برندسازی دیجیتال خوب:

    • به مخاطبان بسیار بیشتر از حد معمول دسترسی پیدا کنید
    • مستقیماً به صفحه وب فروش خود متصل شوید
    • پتانسیل بازاریابی خود را بهبود بخشید و گسترش دهید
    • به طور خاص بر روی مخاطبان اصلی خود تمرکز کنید
    • تصویری بسازید که مطابق با باورهای اصلی شما باشد
    • با مشتریان روابطی ایجاد کنید که فراتر از خرید و فروش است
    • نام کسب و کار خود و باورهای اصلی آن را سریعتر پخش کنید

    اجزای یک استراتژی برندسازی دیجیتال موفق

    اگر علاقه مند به ایجاد یک استراتژی جدید برندسازی دیجیتال برای کسب و کار خود هستید، باید بر آنچه که براین 4 مورد  تمرکز کنید، از جمله:

    • پیام‌رسانی شفاف: هر جنبه دیجیتالی شرکت شما باید به سمت ارسال یک پیام ثابت و واضح باشد که مشتریان شما به راحتی آن را درک کنند.
    • ثبات: اگر از ارزش‌های اصلی خود به‌عنوان یک شرکت خیلی دور شوید و ناسازگار به نظر بیایید، هیچ تلاشی برای برندسازی دیجیتال موفقیت‌آمیز نیست.
    • مراقبت: سعی کنید شرکت خود را تا حد امکان برای مشتریان خود دلسوز جلوه دهید، زیرا این امر به شما کمک می کند تا احساس همدلی و نزدیکی بیشتری داشته باشید .
    • رویکرد اول مشتری: برندسازی شما باید به طور مستمر به دنبال تأکید بر نیازهای مشتریان باشد تا اطمینان حاصل شود که آنها را به درستی برآورده می کنید.

    تفاوت بین بازاریابی دیجیتال و برندسازی دیجیتال چیست؟

    دیجیتال مارکتینگ و برندسازی دیجیتال تا حدودی از نظر هدف مشابه هستند اما یکسان نیستند. دیجیتال مارکتینگ از برخی جهات رویکرد فعال تری است که به طور مستمر به دنبال مشتریان جدید و ترغیب آنها به خرید خدمات یا محصولات یک شرکت است . تبلیغات در سایت‌های رسانه‌های اجتماعی، ویدیوهای دیجیتال مختلف و بسیاری موارد دیگر، همگی جنبه‌هایی از رویکرد بازاریابی دیجیتال را نشان می‌دهند. هنگامی که به درستی انجام شود، یک فرآیند بازاریابی دیجیتال عالی تا حد امکان غیر تهاجمی احساس می شود.

    با این حال، برندسازی دیجیتال ظریف‌تر است و به دنبال سخنرانی به بیننده نیست، بلکه به دنبال تعامل با آنهاست و در عین حال به روش‌های بازاریابی دیجیتال نیز کمک می‌کند. برندسازی با ایجاد این پیام که بازاریابی به گسترش آن کمک می کند، الهام بخش بازاریابی دیجیتال است. بنابراین به یک معنا، برندسازی دیجیتال هدف محرک و هدف ماموریتی است که همه تلاش‌های بازاریابی دیجیتال را متحد می‌کند .زمانی که برندینگ خوب به درستی انجام شود، می تواند وفاداری طولانی مدت یا حتی مادام العمر مشتری را ایجاد کند که به موفقیت بیشتر کسب و کار کمک می کند.

    جمع بندی

    حصول اطمینان از اینکه برندسازی دیجیتال به اندازه کافی برای اطمینان از موفقیت کلی کسب و کار انجام می شود، حیاتی است. متخصصان بازاریابی باید رویکرد خود را با رویکرد حرفه ای های برندسازی هماهنگ کنند . برندسازی دیجیتال را می توان به شیوه ای کارآمد و منطقی برای نیازهای آن انجام داد .

    بسیار مهم است که اطمینان حاصل شود که همه این تلاش‌ها برای برندسازی به آرامی و به‌گونه‌ای اجرا می‌شوند که برای کاری که یک کسب‌وکار انجام می‌دهد طبیعی به نظر می‌رسد. تولید یک فرآیند برندسازی دیجیتال قوی مستلزم درک مراحل ذکر شده در اینجا و دانستن نتایجی است که باید انتظار داشت. بسیاری از روش‌های برندسازی ممکن است به زمان نیاز داشته باشند تا کاملاً مؤثر واقع شوند، که نیازمند صبر و درک ماهرانه زمان‌بندی بین روش‌های بازاریابی و برندسازی است .

    انتهای مطلب/ منبع

  • 10 چالش کسب و کار کوچک

    10 چالش کسب و کار کوچک

    یک کارآفرینی کسب و کار کوچک شامل برنامه ریزی، تعیین اهداف و کار سخت است. هر کسب و کار موفقی دارای شخصیت متمایز و صدای برند برنده ای است که برای جذب خریداران شیرین آواز می خواند. یافتن آن صدا و آماده شدن برای  چالش های کسب و کار کوچک می تواند غلبه بر آنها را قطعی کند. در این راهنما نکات و راه‌حل‌هایی برای چالش‌های کسب و کار ارائه شده است.

    چالش شماره 1 – طراحی یک طرح کسب و کار

    چالش‌های کسب‌وکار کوچک ما ضروری هستند، اما همه آنها برای طراحی یک طرح کسب‌وکار صحیح در درجه دوم اهمیت قرار دارند. حتی اگر شما تنها کسی هستید که می‌خواهید یک طرح کسب‌وکار را بخوانید ، صادق، واقع‌بین و تا حد امکان عملی باشید. یک یا دو هفته برنامه ریزی زمانی که کسب و کار شما می تواند مادام العمر باشد چیست؟

    ملزومات طرح کسب و کار

    • ثابت کنید ایده کسب و کار شما از نظر مالی قابل دوام است
    • اهداف چارچوب زمانی را تعیین کنید
    • سرمایه گذاری امن
    • چشم انداز بلندمدت
    • تیم سازی استارتاپ

    چالش شماره 2 – مدیریت هزینه های راه اندازی و برنامه های مالی

    سرمایه و جریان نقدی حیاتی هستند، اما یک سرمایه گذاری کسب و کار با وضعیت مالی متزلزل به احتمال زیاد به سرعت از بین می رود. فروش بیش از حد می تواند یک کسب و کار کوچک را غرق کند. به این دلیل که هزینه های سرمایه ای برای خرید مواد اولیه، حتی با در دست داشتن یک سفارش خرید، می تواند یک طرح کسب و کار ضعیف را از بین ببرد. در صورت لزوم، هزینه‌های مورد انتظار راه‌اندازی خود را با مشاوری بررسی کنید و دقیقاً بدانید که سرمایه‌گذاری‌هایتان از کجا می‌آیند. ممکن است پول شخصی و سرمایه گذار یا شرکای فرشته داشته باشید، اما وام های کسب و کار کوچک را فراموش نکنید.

    چالش شماره 3 – دنبال کردن یک استراتژی کسب و کار

    استراتژی کسب و کار بهینه شما باید در طرح کسب و کار شما شرح داده شود. تاکید شما باید بر روی تولید، به دست آوردن یا حفظ خریداران برای دارایی های دیجیتال باشد. گام بعدی افزایش این فروش ها برای کسب سود پایدار و مقیاس پذیر است. با حداقل درآمد هیچ معنایی ندارد. اگر نمی توانید پیشرفت کنید، سرمایه گذاری ضعیفی انجام داده اید. این گزینه ها نیاز به برنامه های بازاریابی، ابزار و شاید استخدام متفاوتی دارند. استراتژی اصلی خود را تا زمانی که ثابت کنید که می توان تغییراتی را برای منافع کلی شرکت، کارمندان و سرمایه گذاران ایجاد کرد، دنبال کنید.

    چالش شماره 4 – جذب و حفظ کارکنان با استعداد

    فروش محصولات با کیفیتی که کارکنان به آنها احترام می گذارند به جذب و حفظ کارگران کمک می کند. شرایط کاری، مقیاس دستمزد و عملکرد کسب و کار نیز حیاتی هستند. فرهنگ درست شرکتی بسیار پیشرفت می کند، با شرایط دستمزد و کار تقریباً همیشه در صدر فهرست قرار دارند، اما موارد بیشتری نیز وجود دارد. شما می توانید کارکنان را حفظ کنید، به خصوص زمانی که به آنها احترام می گذارید و احساس نیاز می کنید. به آن‌ها اجازه دهید تصمیم‌هایی بگیرند، وقتی خوب انجام می‌شوند کارشان را تحسین کنید و اجازه دهید با سازمان شما رشد کنند.

    چالش شماره 5 – بازاریابی

    یک کسب و کار نمی تواند بدون بازاریابی قوی و تبدیل سرنخ وجود داشته باشد. نحوه جذب آنها از طریق  بازاریابی و تولید سرنخ است .مشاوران بازاریابی باتجربه یا متخصصان داخلی، سرنخ های شما را افزایش می دهند و تا زمانی که محصولات با کیفیت و قیمت مناسب داشته باشید، این سرنخ ها را تبدیل می کنند.

    عناصر استراتژی بازاریابی

    • ایجاد آگاهی از برند: از جمله سرمایه گذاران، کارمندان و مشتریان
    • از رقبا متمایز شوید: چرا محصول شما انتخاب مناسبی است
    • پایگاه مشتری را درک کنید: با در نظر گرفتن مشتری خود تولید و بفروشید
    • خریداران تکراری ایجاد کنید: با استفاده از کیفیت، تخفیف، وفاداری
    • بودجه بازاریابی را تنظیم کنید: بودجه خود را مرتباً ارزیابی کنید
    • رقبا را درک کنید: چه کاری درست و چه غلط انجام داده اند

    چالش شماره 6 – ایجاد آگاهی از برند

    ایجاد آگاهی از برند یک شبه به دست نمی آید. چه بیشتر خدمات گرا و آفلاین باشید و چه از طریق  بازاریابی دیجیتال سرنخ ایجاد کنید، مشتریان شما یا یک رقیب را بر اساس اطلاعاتی که در مورد محصولات و شرکت شما دارند انتخاب می کنند. در هر صورت، خدمات عالی به مشتریان و ایجاد شهرت خوب برای موفقیت شما ضروری است. آگاهی از برند باعث ایجاد اعتماد می شود و خریداران مکرر را به ارمغان می آورد. رسانه های اجتماعی خود را به سمت تعامل با خوانندگان و خریداران بالقوه سوق دهید به جای اینکه فوراً برای فروش اقدام کنید، و دنیایی از خریداران را خواهید دید که آماده خرید محصولات شما هستند.

    چالش شماره 7 – حفظ فرهنگ شرکت بهینه

    فرهنگ شرکت چیزی است که مدیریت به فضای کار القا می کند. اگر تولید عالی را با اضافه کاری اجباری هدایت می کنید، کارگران شما دچار سوختگی و رنجش می شوند. جایگزینی کارگران هزینه بیشتری نسبت به حفظ آنها دارد. به کارمندان خود احترام بگذارید، آنها را در جریان تغییرات آتی قرار دهید و با مزایا، درآمد و شناخت خوب به آنها پاداش دهید. چنین فرهنگی همیشه به نفع مردم خواهد بود.

    چالش شماره 8 – مدیریت موجودی

    برنامه ریزی و درک مراحل خرید و فصول سفارش باید سه قدم جلوتر از منحنی موجودی باشد. در حال حاضر، مسائل زنجیره تامین تاثیر قابل توجهی بر کسب و کار دارد. با توجه به تخفیفات کمیت برای مواد اولیه، موجودی خود را افزایش دهید زمانی که منابع موجود است. کانال های فروش را که کار می کنند بهینه کنید و در عین حال به کانال هایی که عقب مانده اند رسیدگی کنید. تنوع می تواند فشار بر مشاغل با خطوط تولید کوچک را کاهش دهد. از نظرسنجی ها و هوش مصنوعی برای ایجاد ایده ها و ورودی های جدید از مشتریان خود با جذب آنها در رابط های وب سایت خود استفاده کنید.

    چالش شماره 9 – ایجاد تعادل بین کیفیت و رشد

    هرگز کیفیت را برای افزایش سود یا تولید به خطر نیندازید. رشد با آگاهی از برند و حفظ خریداران با کیفیت و کارمندان با کیفیت همراه است. از دست دادن هر بخشی از معادله؛ رشد ممکن است بهترین تلاش شما را از بین ببرد. ممکن است برای رشد و حفظ کیفیت دلخواه شما، همکاری با یک شریک مشابه یا همزیست لازم باشد. از جذب کارشناسان کنترل کیفیت و کارایی نترسید تا به شما ایده هایی بدهند که قبل از برداشتن گام بعدی در نظر بگیرید.

    چالش شماره 10 – ارزیابی صادقانه اهداف و دستاوردها

    مهم نیست که چقدر تلاش کرده اید تا کسب و کار خود را بی نقص کنید، چیزهایی وجود دارد که به یک طرف می روند. قبل از اینکه با محصولات جدید، استخدام تهاجمی تر، یا تغییر استراتژی بازاریابی خود را تغییر دهید، باید در مورد دستاوردهای خود صادق و هدفمند باشید. سپس، اهداف خود را تنظیم کنید تا آنچه را که در محیط کسب و کار فعلی قابل دستیابی است منعکس کنید و برنامه‌های جدیدی بسازید..

    جمع بندی

    برنامه ریزی و اداره یک کسب و کار پر از هیجان و چالش است. اگر توصیه های تخصصی ما را برای چالش های کسب و کار کوچک دنبال کنید، همیشه یک قدم جلوتر از منحنی خواهید بود. با این اطلاعات، می‌توانید فروش و رشد بازاریابی خود را متعادل کنید .

    انتهای مطلب/ منبع

  • با بازاریابی محتوا کسب و کار خود را در ارمنستان بسازید

    با بازاریابی محتوا کسب و کار خود را در ارمنستان بسازید

    یک باور رایج وجود دارد که در مورد استراتژی های بازاریابی آنلاین، محتوا پادشاه است. در عصر دیجیتال امروزی، برای یافتن ارزش محتوایی با کیفیت، لازم نیست ناشر باشید. شرکت‌های بیشتری به جای ساختن تبلیغاتی که در کنار محتوای دیگران اجرا می‌شوند، تلاش می‌کنند تا در سطحی عمیق‌تر به خوانندگان دسترسی پیدا کنند. با تولید محتوای مرتبط، جالب و ارزشمند برای مخاطبان خود، می توانید ترافیک را افزایش دهید و رتبه خود را در نتایج جستجو ارتقا دهید.

    در واقعیت ارمنستان، از آنجایی که کسب و کار آنلاین با سرعتی سریع توسعه می یابد، استراتژی های بازاریابی سنتی جای خود را به استراتژی های بازاریابی دیجیتال می دهند. بازاریابان هوشمند از قبل می‌دانند که وقتی بازاریابی محتوا به درستی برنامه‌ریزی و اجرا شود، می‌تواند به توسعه کسب‌وکار کمک کند.

    اساساً، هنر برقراری ارتباط با مشتریان بازاریابی محتوایی، یک رویکرد بازاریابی استراتژیک است که بر ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و منسجم برای جذب و حفظ مخاطبان کاملاً تعریف‌شده و در نهایت، هدایت اقدامات سودآور مشتری متمرکز است. به عبارت دیگر، به جای ارائه محصولات یا خدمات شما، اطلاعاتی را ارائه می دهیم که خریدارمان را باهوش تر می کند.

    بازاریابی محتوا همیشه یکی از کارآمدترین راه ها برای جذب افراد به وب سایت شما بوده است. لحظه ای است که آنها از وب سایت شما بازدید می کنند، شما این فرصت را دارید که آنها را به آنچه عرضه می کنید هدایت کنید و شاید آنها را به مشتریان، مشتریان و طرفداران تبدیل کنید. از طریق بازاریابی محتوا است که می‌توانید کسب‌وکار خود را بدون نیاز به صرف حتی یک پنی رشد دهید.

    به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی آنلاین، بازاریابی محتوای شما می تواند تأثیر زیادی بر استراتژی بازاریابی دیجیتال شما داشته باشد. برای مدتی، زمانی که مقدار اطلاعات به بالاترین حد خود می رسد، سئو برای موفقیت آنلاین کسب و کار شما بسیار مهم است. بسیاری از مردم فکر می‌کنند که سئو صرفاً به معنای بدست آوردن جزئیات فنی برای سازگاری وب سایت شما برای موتورهای جستجو است. اما سئو همچنین بازاریابی است . ایجاد یک وب سایت فوق العاده که مملو از محتوای مفید باشد امکان پذیر است. اما برای موتورهای جستجو نامرئی خواهد ماند مگر اینکه آن را تبلیغ و بفروشید.

    در ارمنستان، جایی که اکثر مشاغل محلی هستند، استفاده صحیح از تاکتیک های سئو می تواند محبوبیت شما را در بین مشتریان محلی افزایش دهد. در سال 2012، زمانی که گوگل به‌روزرسانی ونیز خود را راه‌اندازی کرد، تغییری در نحوه رتبه‌بندی سایت‌ها، نتایج محلی در فهرست‌های اصلی ارگانیک معرفی شدند. این بدان معناست که کسب‌وکارهای محلی دیگر نیازی به رقابت با سایر نقاط کشور برای رسیدن به بالای نتایج جستجو ندارند. بنابراین، چه یک کافه کوچک در ایروان، در ارمنستان، یا یک کافی شاپ بزرگ در نیویورک باشید، اکنون برای مشتریان محلی شما بسیار آسان تر است که شما را پیدا کنند. درک کمی از سئو و شبکه های اجتماعی همه چیزهایی است که باید بدانید.

    در حالی که طیف گسترده ای از تاکتیک های بازاریابی دیجیتال با ارزش برای شرکت ها وجود دارد، سئو استراتژیک ترین سرمایه گذاری بلندمدت را به همراه دارد. علیرغم اینکه سئو وقت گیر است و برای موفقیت به منابع زیادی نیاز دارد، نتایج بلند مدت می تواند بسیار بیشتر از تبلیغات کوتاه مدت یا تاکتیک های مشابه باشد. سئو یک سرمایه گذاری بسیار ارزشمند برای شرکت هایی است که به دنبال ایجاد یک کسب و کار پایدار برای موفقیت طولانی مدت هستند.

    1.ایجاد آگاهی و اعتبار

    ما می توانیم از هر متخصص بازاریابی اینترنتی بشنویم که تمایل دارد بازاریابی خود را برای ایجاد آگاهی با مشتریان بالقوه ای که در حال حاضر با آنها رابطه ندارند، بیان کند. به طور مشابه، اغلب از آنها می شنویم که می خواهند ترافیک وب خود را افزایش دهند، نرخ پرش را کاهش دهند و معیارهای کلیدی تعامل وب سایت مانند مدت زمان جلسه و صفحات در هر جلسه را افزایش دهند. یک استراتژی بازاریابی محتوا می تواند به یک شرکت کمک کند تا تمام این اهداف را محقق کند.

    در ارمنستان، نوع محتوای مناسب می تواند به مشتریان بالقوه ای که اطلاعات کمی از شرکت شما دارند، شرکت شما را پیدا کند و شروع به ایجاد آگاهی و اعتبار با آنها کند. محتوایی که بازدیدکنندگان آن را مرتبط و مفید می‌دانند نه تنها باعث افزایش ترافیک وب‌سایت می‌شود، بلکه آنها را در وب‌سایت شما نگه می‌دارد و شروع به ایجاد اعتبار می‌کند.

    2. روابط را پرورش دهید

    همه می دانند که حفظ یک مشتری بسیار مهم تر از ایجاد رابطه با مشتری جدید است. برنده شدن مشتری جدید اغلب نتیجه یک دوره زمانی طولانی، نقاط تماس و تعاملات مختلف و مقدار زیادی از ایجاد رابطه است. بازاریابی محتوا راهی برای حمایت از تلاش های توسعه کسب و کار ارائه می دهد. محتوای شما باید مشکلات، چالش‌ها، سؤالات و شکاف‌های اطلاعاتی احتمالی را شناسایی کرده و به آنها رسیدگی کند و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار آنها بگذارد.

    از این طریق برای مشتریان خود ارزش ایجاد می کنید. حیاتی ترین نکته ای که هر شرکتی باید همیشه در نظر داشته باشد، این است که بازاریابی محتوای “ارگانیک” موفق، اول از همه، یک ارتباط انسانی و احساسات است و نه یک متن ساده که توسط یک “ربات” نوشته شده است. برای ایجاد سود برای مشتری خود به یک رویکرد احساسی و انسانی نیاز دارید.

    جمع بندی

    مشتریان بالقوه به دنبال پیشنهاد فروش از سوی کارکنان توسعه کسب و کار شما نیستند. آنها به دنبال پاسخگویی به سؤالات آنها، حل مشکلات آنها و ایجاد اعتبار هستند که به نوبه خود باعث ایجاد اعتماد و تقویت رابطه می شود. با داشتن استراتژی و برنامه مناسب، بازاریابی محتوا می‌تواند راه ایده‌آلی را برای شرکت شما فراهم کند که از تلاش‌های توسعه کسب‌وکار آن‌ها به روش‌های بیشتر از همیشه حمایت کند.

    انتهای مطلب/ منبع

  • ابلاغ تسهیلات ۲۵۰هزار میلیارد تومانی اشتغال طی ۱۰ روز آینده

    ابلاغ تسهیلات ۲۵۰هزار میلیارد تومانی اشتغال طی ۱۰ روز آینده

    محمود کریمی بیرانوند, معاون اشتغال وزارت کار با اشاره به اعتبارات اشتغالی در سال جاری گفت:اعتبارات اشتغالزایی امسال در بودجه 1402 تصویب شده اما هنوز چیزی از سوی بانک مرکزی ابلاغ نشده است. ولی طبق تبصره 18 قانون بودجه سالانه که تبصره اختصاصی اشتغالزایی است در صورت تحقق درآمدها، بیش از 210 هزار میلیارد تومان تسهیلات اشتغالزایی در کشور خواهیم داشت.

    معاون اشتغال وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی با بیان این که منابع موجود و بازپرداخت شده اعتباری اشتغال روستایی هزار میلیارد تومان است، گفت: اعتبارات اشتغال روستایی سال گذشته 3 هزار میلیارد تومان بود و پیش بینی ما برای امسال حداقل 8 هزار میلیارد تومان است.

    کریمی بیرانوند با اشاره به مذاکره با بانک مرکزی برای افزایش اعتبارات اشتغالزایی، افزود: این اعتبارات طی یک هفته تا ده روز آینده ابلاغ می شود و می توان گفت که در مجموع در صورت تأمین منابع در سال جاری در حدود 250 هزار میلیارد تومان تسهیلات اشتغالزایی به فضای کسب و کار کشور تزریق خواهیم کرد که همین مبلغ هم باعث تثبیت اشتغال و هم ایجاد و هم توسعه اشتغال می شود.

    معاون اشتغال وزارت کار با اشاره به سامانه رصد گفت: ما در دولت های قبل چنین سامانه ای نداشتیم و مشاغل ایجاد شده در این سامانه پیامکی، تلفنی و حضوری راستی آزمایی می شوند.

    کریمی بیرانوند با اشاره به شعار ایجاد یک میلیون شغل توسط رییس جمهور گفت: عدد ایجاد یک میلیون شغل هم که توسط رییس جمهور و وزیر کار اعلام شد پس از طی این سه مرحله راستی آزمایی بود. وی تصریح کرد: این فرایند سختگیرانه سه مرحله ای و ناظر به ثبت کد ملی و همه مشخصات جغرافیایی و همه رسته های شغلی و نوع شغل است.

    به گفته معاون اشتغال وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی این سامانه هیچ وقت در هیچ دولتی سابقه نداشته است و برای اولین بار شفافیت ایجاد اشتغال را در دولت آیت الله رییسی در کشور داشتیم.

    کریمی بیرانوند با اشاره به اینکه ایجاد شغل در سه مرحله راستی آزمایی می شود گفت:: پس از طی سه مرحله راستی آزمایی که 80 درصد پیامکی و 15 درصد تماس محور و 5 درصد حضوری است حدود 970 هزار شغل ایجاد و ثبت و در حدود بیش از 100 هزار مجوز هم استخدام در سال گذشته صادر شد که در مجموع بیش از یک میلیون و 50 هزار شغل ایجاد شد. وی در بیان مشکلات کارآفرینان در کشور افزود: مشکل عمده کارآفرینان در کشور که قصد توسعه کسب و کار خود را دارند مشکل کمبود منابع مالی و اعتباری است اکنون اولویت ما در وزارت کار تثبیت اشتغال است بنابراین ممکن است در طرح های توسعه ای دچار غفلت شویم.

    معاون اشتغال وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی اظهار داشت: در سال جاری با تدابیری که سازمان برنامه و بودجه و وزارت اقتصاد با همکاری وزارت کار خواهند اندیشید فکر می کنم اتفاقات خوبی خواهد افتاد.

    پایان خبر/

  • روش‌ های نوین کارآفرینی، محرک صنعتی نوآوری

    روش‌ های نوین کارآفرینی، محرک صنعتی نوآوری

    کارآفرین واژه‌ای است که در فرهنگ لغت جهانی کسب و کار در سال 1723 در فرانسه آمده است. با این حال، تنها در ده‌ها سال گذشته، به لطف روش‌های تکرارپذیر و اثبات‌شده است که کارآفرینی به یک صنعت تبدیل شده است. هزینه‌ها به شدت کاهش یافته است. مقادیر هنگفتی از بودجه در دسترس قرار گرفته است و میلیون ها شرکت کننده درگیر شده اند، که همگی منجر به تأثیرات عمیق بر اقتصاد و خود جامعه می شود.

    مورخان یک تغییر عمیق در اقتصاد را در آغاز قرن بیست و یکم به شکل «انقلاب دیجیتال» به یاد خواهند آورد، جایی که بازیگران اقتصادی غالب دیگر از حوزه‌های انرژی یا صنعت نیامدند. در عوض، این GAFA معروف (گوگل، اپل، فیسبوک، آمازون) در کشورهای غربی و BATX (بایدو، علی‌بابا، تنسنت، شیائومی) در چین بودند که به بازیگران اصلی تبدیل شدند. این انقلاب به اندازه انقلاب‌های صنعتی قرن نوزدهم یا اختراع چاپ در آغاز رنسانس عمیق است، اما در یک بازه زمانی بسیار کوتاه‌تر.

    میلیون‌ها کارآفرین هر ساله استارت‌آپ‌های خود را با هزینه‌های بسیار پایین، روش‌های اثبات‌شده و جاه‌طلبی‌های بزرگ راه‌اندازی می‌کنند. این انقلاب کارآفرینی کتاب مقدس خود را به نام The Lean Start-Up دارد که روش اثبات شده ای را شرح می دهد: اول، شناسایی مشکلی که باید در یک بازار هدف بزرگ حل شود. دوم، تامین نیازها و ادراکات کاربران. سپس این منبع یابی منجر به نمونه سازی و راه اندازی اولین نسخه قابل آزمایش می شود تا از طریق تکرار تایید شود که نیاز بازار برآورده شده است. و در نهایت، دستور العمل های تکرارپذیر تولید شده برای مقیاس بندی محصول در سریع ترین زمان ممکن استفاده می شود.

    با کاهش شدید هزینه‌های ساخت اپلیکیشن‌های دیجیتال، استارت‌آپ‌های جدید به سرعت در حال افزایش هستند. این کسب‌ و کارهای جدید با تکان دادن بازیکنان بسیار تثبیت‌شده، زنجیره‌های ارزش را مجدداً تعریف می‌کنند: اوبر تاکسی‌ها را به همان روشی که Airbnb جایگزین هتل‌ها می‌کند و Netflix بر تلویزیون استاندارد ترجیح داده می‌شود. استارت‌آپ‌ها در همه زمینه‌های فعالیت متولد می‌شوند، زیرا همه ارزش‌های پیشنهادی را می‌توان بهبود بخشید، چه از منظر فناوری و چه با مشاهده انتظارات هدف.

    نوآوری و کارآفرینی اغلب از دانشکده های بازرگانی یا مهندسی سرچشمه می گیرد. با نمونه‌های معروف و موفقی از کارآفرینانی مانند ایلان ماسک، دانشجویان با وجود نرخ‌های بالای شکست، به دنبال کسب‌ و کارهای نوپا با سرعتی سریع هستند. روند تاسیس یک استارت آپ در حال حاضر به خوبی تثبیت شده است و خروجی برای انرژی خلاق فراهم می کند و در عین حال به عنوان یک روش کسب و کار موثر باقی می ماند.

    تسریع سرعت نوآوری و تاثیر بر شرکت های بزرگ

    شرکت های بزرگ چاره ای جز پاسخگویی به سرعت این چالش ها ندارند. آنها نمی توانند کل عملیات خود را بر اساس استارت آپ هایی که چیزی برای از دست دادن ندارند مدل کنند، اما می توانند به آنها تکیه کنند، از آنها الهام بگیرند یا آنها را به دست آورند. GAFA نشان داد که می توان بزرگ بود و مزایای یک استارت آپ را حفظ کرد: سرعت، جذابیت و تعهد استعداد، ریسک پذیری و موارد دیگر. بسیاری از شرکت‌های بزرگ دستور العمل‌های خود را اتخاذ می‌کنند که اصول مختلفی را به کار می‌گیرند: ادغام خطر شکست، چارچوب‌های باز، نمودارهای سازمانی مسطح، توانمندسازی کارکنان، سازماندهی کارکنان در تیم‌های کوتاه و چند رشته‌ای.

    برخی از شرکت‌ها نیز اهمیت بیشتری به فعالیت‌های مبتنی بر مشاهده مشتری، چرخه‌های توسعه تکراری و کوتاه و باز کردن نوآوری فرآیند متمرکز بر مشتری از طریق همکاری با استارت‌آپ‌ها و سایر سازمان‌های نوآورانه می‌دهند. آنها همچنین از ابزارهای استارت آپ ها استفاده می کنند: انکوباتورها، شتاب دهنده ها، صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی یا استودیوهای نوپا. کارآفرینی داخلی (ایجاد استارت‌آپ‌ها توسط کارمندان) یکی از ارزش‌آفرین‌ترین حوزه‌ها است، اما زمان می‌برد و به نوع خاصی از سازمان، سرمایه‌گذاری، پذیرش ریسک و یکپارچه‌سازی نیاز دارد. اجزای پیچیده را در یک سازمان که معمولاً ذاتاً یک سازمان آبشاری است.

    اشتراکات فراوانی بین ایجاد استارت آپ و صنایع خلاق وجود دارد

    این فرآیند ساختار دهی را می توان با صنایع خلاق مقایسه کرد. طیف وسیعی از صنایع متمرکز بر فعالیت های خلاقانه، از جمله سینما، مد، معماری، طراحی و بازی های ویدئویی که برای سال ها ساختار خاص خود را داشته اند. آنها دور از تصویر گاه عاشقانه خود، جمعی و ساختارمند هستند، به سازمان ها و فرآیندهای بالغ متکی هستند و یک قدم جلوتر از مدیریت پروژه و استعداد خود هستند. این صنایع خلاق تاسیس شده چیزهای زیادی برای آموزش کارآفرینی جدید دارند، زیرا آنها موفق می شوند خلاقیت خود را با چند برابر کردن پروژه ها حفظ کنند و در عین حال بین اندازه و خلاقیت تعادل برقرار کنند. این صنایع بعد شهودی و ذهنی لازم برای ایجاد را مدیریت می کنند، اما همچنان بعد ساختاریافته لازم برای اجرا را حفظ می کنند. آنها الگوهای تکرارپذیری را می سازند که جایگاه خالقان و آزادی آنها را با حضور بخشی از فرآیندهای لزوماً جمعی حفظ می کند.

    علاوه بر این، آنها شکست اجتناب ناپذیر را در فرآیند خود ادغام می کنند و نشان می دهند که نوآوری با نوعی صنعتی شدن سازگار است: این فرآیند است که به معماران بسیار با استعدادی مانند ژان نوول، برای مثال، اجازه می دهد تا در ده ها پروژه در سراسر جهان شرکت کنند. به همین ترتیب، ناشر بازی های ویدیویی مانند یوبی سافت توانایی شناسایی قطعات در تولید مستقل را دارد و آنها را از طریق توسعه و ارتقای آنها راهنمایی می کند تا آنها را موفق کند. در هر صورت، موضوع بیان روش ها و فرآیندها با استعداد افراد برای شناسایی یا راه اندازی پروژه های جدید است. اقتصاد استارت‌آپ از اقتصاد خلاق پیروی می‌کند که در آن تعدادی از شرکت‌های بزرگ فراملی با بسیاری از ساختارهای کوچک، نوآورانه و شکننده که خلاقیت را پرورش می‌دهند، همزیستی دارند.

    تغییر یک امر عادی جدید است

    این صنعتی شدن، که به خوبی قرن بیست و یکم را مشخص می کند، ناگزیر به شتاب قوی در نوآوری منجر می شود. نوآوری همراه با غیرقابل پیش بینی بودن زیاد است. کارآفرینی بردار اصلی آن است و همچنان در حال افزایش است. چاره ای جز شناخت ابزارها و روش های مناسب وجود ندارد. این صنعتی‌سازی ممکن است در گروه‌های بزرگی که استارت‌آپ‌ها و استفاده از روش‌های کارآفرینی هنوز راه درازی در پیش دارند، به موفقیت‌های بزرگی دست یابد.

    انتهای مطلب/ منبع

  • چطور یک مدیر خلاق و نوآور باشیم؟

    چطور یک مدیر خلاق و نوآور باشیم؟

    هر کارآفرین یا کارمند ساده ای دوست دارد بعد از چند سال موقعیت شغلی اش را بهبود بخشیده و تبدیل به مدیری همه فن حریف شود. این وسط اگر آدم خوش شانسی باشید، همان اول کار یک مدیر حرفه ای به پُست تان می خورد که راه و چاه مدیریت و رهبری سازمانی را یادتان می دهد. چه بسا بعد از چند سال همان مدیر یک موقعیت بهتر در شرکت به شما پیشنهاد دهد. آن وقت نان تان در روغن خواهد بود. البته روی دیگر سکه اینقدرها جذاب و روشن نیست. کارآفرینانی که از ابتدای مسیر یک مدیر خوب کنار دست شان نبوده، باید خودشان صفر تا صد کار را یاد بگیرند. ترجمه این فکت به زبان ساده یعنی آزمون و خطای بی پایان کارآفرینان در مسیر یادگیری روش های مدیریت کسب و کار.

    این روزها کلی مدیر در دنیای کسب و کار وجود دارد که ادعای شان سر هر کسی را درد می آورد. با این حال در عمل فقط تعداد اندکی از کارآفرینان هستند که توانایی مدیریت کارها به شیوه ای اصولی و همراه با خلاقیت های گاه و بیگاه را دارند. یادتان باشد وقتی درباره خلاقیت و نوآوری حرف می زنیم، منظورمان بی گدار به آب زدن نیست. متاسفانه خیلی از مدیران جوان این دو مفهوم را با هم اشتباه می گیرند. نتیجه هم شکست های زودهنگامی می شود که عملا پایانی برای ماجراجویی آنها در دنیای مدیریت است.

    مدیر خلاق و نوآور

    مدیران خلاق از بدو تولد این ویژگی را نداشته اند. در عوض آنها در طول زمان خلاقیت در مدیریت کسب و کار و نوآوری را یاد گرفته اند. بنابراین شما هم می توانید با کمی تمرین و انگیزه کافی تبدیل به مدیری خلاق و نوآور شوید. برای این کار هم لازم نیست دنبال فرمول های عجیب و غریب بروید.

    مدیر خلاق کسی است که مسئولیت نظارت بر عملکرد نیروی کار و تولید محصولات نوآورانه را برعهده دارد. به زبان خودمانی، تمام وظایف شما مثل یک مدیر عادی است، به جز اینکه باید همه این کارها را با هدف تولید محصول یا افزایش راندمان نیروی کار به گونه ای خلاقانه دنبال کنید؛ همین و بس. خیلی وقت ها کارآفرینان تا پای مدیریت خلاق به بحث باز می شود، سریع جا می زنند. انگار که این شیوه مدیریت مسئولیت و سختی های بسیار زیادی برای آدم دارد. اگر شما هم اینطور فکر می کنید، ما در ادامه نشان تان می دهیم که مدیریت نوآورانه اصلا هم کار سختی نیست.

    توفان ذهنی در ابتدای پروژه ها

    هر کاری در این دنیا یک قلق خاصی دارد. با این حال قرار نیست همه کار مورد نظر را به یک شکل انجام دهند. خب اگر قرار بود هیچ تغییری در نحوه فعالیت انسان ایجاد نشود، احتمالا حتی چرخ هم اختراع نمی شد. پس هیچ وقت به عنوان یک مدیر خلاق به سابقه یا روندهای گذشته اعتماد نکنید. یادتان باشد شما به عنوان یک مدیر خلاق در بازار حضور دارید و باید کارتان را به هر قیمتی شده جلو ببرید. این وسط روش های قدیمی معمولا دست و پاگیر بوده و جلوی خلاقیت تان را می گیرد. پس به جای اینکه خودتان را الکی سرگرم روش های کلاسیک کنید، کمی شجاعت داشته و آنها را کنار بگذارید.

    توصیه ما در این بخش برای پیدا کردن روش های تازه «توفان ذهنی» است. این روش نه تنها در دنیای مدیریت، بلکه در زندگی شخصی هم به آدم برای یافتن روش های تازه کمک می کند. کافی است به مدت 10 دقیقه بدون حتی یک لحظه توقف هر ایده ای که برای مدیریت بهتر شرکت به ذهن تان می رسد، روی کاغذ پیاده کنید. آن وقت می توانید با خیال راحت سراغ ایده ها رفته و با گزینه های مختلفش حیرت زده شوید.  قبول دارم اغلب ایده هایی که با چنین سرعتی روی کاغذ آورده می شود، چنگی به دل نمی زند اما قرار نیست شما روی همه ایده ها حساب کنید. حتی اگر دو تا ایده مناسب نیز از دل توفان ذهنی دستگیرتان شود، کافی خواهد بود.

    پذیرش تغییر در موقعیت کاری

    آشپزی را در نظر بگیرید که بعد از سال ها کار در بهترین رستوران های دنیا حالا این فرصت را پیدا کرده تا به عنوان سرآشپز یکی از برندهای مطرح حوزه رستورانداری فعالیت کند. بی شک آشپز تا مدت ها بابت این ارتقای شغلی خوشحال خواهد بود اما قرار نیست همیشه اوضاع بدون چالش جلو برود. هرچه باشد کاراکتر اصلی قصه ما دیگر آشپزی ساده نیست و باید حواسش به تمام جزییات رستوران باشد. همین امر برای خیلی ها بی نهایت ترسناک به نظر می رسد. به علاوه، هر لحظه ممکن است سرآشپز جدید ما وظایفش را فراموش کرده و طوری رفتار کند که انگار هنوز آشپزی ساده است.

    مثال بالا شاید کمی عجیب به نظر برسد اما دقیقا اوضاع مدیران تازه کار را نشان می دهد. زمانی که شما از خوش شانسی یا تلاش بی نهایت عالی موقعیت شغلی تازه ای به دست آورده اید، باید خیلی زود خودتان را با مقتضیات آن هماهنگ کنید و وگرنه اوضاع تان خیلی زود به هم ریخته و دیگر شانسی برای حفظ جایگاه تان نخواهید داشت.  اگر شما نتوانید یک مدیر خوب باشید، هیچ شانسی برای ارتقا به سطح مدیر خلاق یا نوآور نخواهید داشت. پس اول از همه باید قبول کنید دیگر کارمندی ساده نیستید. مهمترین وظیفه مدیران ارزیابی کلی اوضاع شرکت یا حداقل تیم مورد سرپرستی شان است. همچنین شما مرجع اصلی برای کمک به اعضای تیم تان هستید. پس خودتان را برای سوالات پی در پی اعضای شرکت آماده کنید. وگرنه خیلی زود همه از کارتان ناامید شده و قبل از اینکه شروع به کارهای خلاقانه کنید، اوضاع تان حسابی به هم می ریزد.

    کارآفرینان فقط بعد از اینکه تبدیل به یک مدیر استاندارد شدند، امکان توسعه کارشان به سطح فردی خلاق را خواهند داشت. پس عجله را کنار گذاشته و قبل از هر چیزی خودتان را با تغییرات موقعیت کاری تان هماهنگ کنید. در مرحله بعد می توانید کمی تغییرات نوآورانه در کارتان انجام داده و همه را شگفت زده کنید.

    مدیریت زمان کارآمد

    مدیران منطقی که همیشه با عینک واقع بینی دنیا را نگاه می کنند، معمولا برای هر پروژه زمانی استاندارد در نظر می گیرند تا نه به تیم شان فشار زیادی وارد شود، نه پیش مشتریان بدقول شوند. شاید فکر کنید مدیران خلاق هم باید از همین الگو پیروی کنند اما در عمل ماجرا اصلا اینطوری نیست.  مدیریت خلاقانه بیش از هر عنصری با مدیریت زمان پیوند دارد. اگر شما بلد باشید چطور زمان را مثل آب خوردن مدیریت کنید، همیشه فرصت کافی برای اعمال تغییرات خلاقانه در فرآیند اجرای پروژه خواهد داشت. در نقطه مقابل، مدیریت زمان ناکارآمد شما را حسابی به دردسر می اندازد. اینطور وقت ها آدم احساس می کند توان انجام هیچ کاری را ندارد. به همین خاطر خیلی از مدیران فقط دوست دارند پروژه ها به هر قیمتی تمام شود. این وسط هم کیفیت کار اولین قربانی خواهد بود.

    فرض کنید شما به عنوان مدیر بخش بازاریابی چهار کارمند دارید. در این صورت فرمول ما برای مدیریت زمان حرفه ای اختصاص 5 درصد از کل وقت تان در طول روز به هر عضو تیم بازاریابی است. اینطوری در طول روز 20 درصد از وقت تان پای تعامل با بازاریاب ها می رود. یادتان باشد این تعامل باید نتیجه بخش باشد. پس الکی حواس تان را به ساعت ندهید و سعی کنید به موقع به کمک کارمندان بشتابید. براساس این فرمول شما 80 درصد از بقیه زمان تان را کاملا در اختیار دارید. با این حال چنین فکتی به معنای کار سخت در این زمان نیست.  

    مدیران خلاق نه تنها باید کارهای روزمره را مدیریت کنند، بلکه زمانی برای جست وجو در میان ایده های مختلف یا حتی تأمل درباره روش های نوآورانه لازم دارند. توصیه ما در این مورد اختصاص 20 درصد دیگر از وقت تان در طول روز برای فکر کردن پیرامون ایده های تازه و خلاقانه است. 60 درصد بقیه وقت کاری نیز کاملا مخصوص وظایف روزمره خواهد بود. اینطوری شما به تمام مسئولیت های خود رسیده و 20 درصد از وقت تان هم صرف برنامه ریزی برای خلاقیت بیشتر می شود.

    احتمالا پیش خودتان می پرسید چطور آدم می تواند 20 درصد از وقت روزمره اش را به برنامه ریزی یا ایده پردازی اختصاص دهد. اولین فرمول ما در این مسیر استفاده درست از وقت است. خیلی از مدیران در طول روز به طور دائم سرشان در گوشی موبایل است. اگر شما هم چنین عادتی دارید، باید خیلی زود آن را ترک کنید. وگرنه هر لحظه امکان رویارویی با شکستی سنگین در بازار برای تان وجود دارد. اینطوری چه بسا خیلی زود شکست در بازار را تجربه کرده و دیگر شانسی برای بقا نداشته باشید. به علاوه، شما باید دور جلسات بی سر و ته را نیز خط بکشید. اجازه دهید با هم روراست باشیم، 90 درصد جلسات کاری اصلا دلیلی برای برگزاری ندارند. پس به جای اینکه وقت تان را در چنین جلساتی تلف کنید، کمی به فکر کسب و کارتان باشید. اینطوری نه تنها وقت کم نمی آورید، بلکه کلی هم وقت اضافه دم دست تان خواهد بود.

    حمایت از کارمندان

    قهرمانان افسانه ای فرمول یک همیشه به تنهایی جام مسابقات را بالای سر می برند. با این حال پشت سر آنها یک سرمربی حرفه ای با کلی کمک مربی هستند که ثانیه به ثانیه توصیه های طلایی به راننده قصه می دهند. این وضعیت درباره مدیران خلاق نیز مصداق دارد. خب انتظار ندارید که چنین مدیرانی یکه و تنها دنیای کسب و کار را تغییر دهند؟ اگر شما هم دوست دارید کارمندان تان در فرآیند مدیریت خلاق کسب و کار مشارکت داشته باشند، باید از همان گام نخست حمایت تان را از آنها نشان دهید. وقتی کارمندان حمایتی از تیم مدیریت دریافت نمی کنند، شجاعت لازم برای ریسک پذیری را نیز از دست خواهند داد. آن وقت شما می مانید و انتظارات بزرگی که تحت عنوان «مدیر خلاق» از کارتان می رود.

    اولین توصیه برای حمایت از کارمندان به عنوان یک مدیر خلاق مربوط به حمایت عملی از آنهاست. اگر فکر کرده اید با چند تا جمله محبت آمیز همه کارمندان دل شان قرص می شود، سخت دراشتباهید. در عوض این رفتارتان در شرکت است که کارمندان را امیدوار یا ناامید خواهد کرد. پس منتظر چه هستید؟ در عمل از خلاقیت و ایده های تازه کارمندان حمایت کنید تا ذهنیت آنها نسبت به کار در شرکت عوض شود. اگر فکر کرده اید حمایت از کارمندان نقطه پایان ماجراست، باید بگوییم سخت دراشتباهید؛ چراکه کارتان تازه در این حوزه شروع شده است.

    وقتی حمایت مدیران از کارمندان افزایش پیدا می کند، همیشه احتمال بی خیالی مفرط وجود دارد. این وسط تنها عاملی که کارمندان را به جلو هل می دهد، تعیین انتظارات مشخص است. اینطوری در کنار حمایت های بی دریغ از کارمندان، شما انتظار درستی نیز از آنها خواهید داشت. چنین عاملی به تنهایی کارمندان را به سوی کار سخت تر حرکت می دهد. پس همیشه در کنار حمایت های بی دریغ، انتظارات مشخصی نیز از کارمندان داشته باشید. وگرنه هرگز شانسی برای مدیریت خلاقانه کسب و کارتان پیدا نمی کنید.

    ارتباط با کارمندان به سبک دیجیتال

    اگر یادتان باشد در بخش مربوط به مدیریت زمان درباره اهمیت صرف نظر از جلسات کلیشه ای با هم حرف زدیم. از آنجایی که برخی از مدیران به برگزاری جلسات منظم عادت کرده اند، حذف یکباره آن فشار زیادی به همراه خواهد داشت. درست به همین خاطر توصیه ما جایگزینی ایمیل با جلسات حضوری است. اینطوری هم در زمان تان صرفه جویی می شود، هم اینکه دیگر لازم نیست نگران مدیریت جلسات باشید. ماجرا جالب شد، نه؟ وقتی کارآفرینان از شر جلسات تکراری خلاص می شوند، ناخودآگاه فرصت بیشتری برای خلاقیت و تفکر خارج از چارچوب پیدا می کنند. خب تا وقتی آدم درگیر فرآیندهای کلیشه ای باشد، حوصله نوآوری را نخواهد داشت. پس به جای اینکه خودتان را با جلسات تکراری سرگرم کنید، حرف تان را به خلاصه ترین شکل ممکن در قالب ایمیل تحویل مخاطب دهید. اینطوری نه تنها به خود، بلکه به دیگران نیز احترام خواهید گذاشت.

    دریافت کمک های مورد نیاز

    نوآوری در روندهای مدیریتی کار یک نفر تک و تنها نیست. گاهی اوقات یک تیم حرفه ای پشت موفقیت های بزرگ هستند. مثلا عرضه سری آیفون را در نظر بگیرید. اگرچه استیو جابز همه افتخار مربوط به این موفقیت را درو کرد، اما در عمل کلی پژوهشگر و کارشناس خبره IT در این پروژه حضور پررنگی داشتند. به بیانی ساده تر، استیو جابز به عنوان مدیرعامل اپل به خوبی از حمایت تیم فنی برخوردار بود. این دقیقا همان عاملی است که شما هم برای موفقیت به عنوان یک مدیر نوآور باید دنبالش باشید.

    اگر شما در بخش های قبلی به خوبی از کارمندان تان حمایت کرده باشید، باید کم کم انتظار دریافت حمایت از آنها را هم داشته باشید. به علاوه، شما خودتان هم با کمی مطالعه و ارزیابی شرایط بازار امکان حمایت از طرح های نوآورانه تان را دارید. اجازه دهید با هم روراست باشیم، ایده های تازه ای که با اطلاعات دقیقی پشتیبانی نشود، هیچ ارزشی ندارد. درست به همین خاطر تمام فعالیت های شما باید با پشتوانه اطلاعات دقیق دنبال شود. اینطوری نه تنها اعضای هیأت مدیره را در یک چشم به هم زدن با خودتان همراه خواهید کرد، بلکه ریسک فعالیت تان نیز به طور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا می کند. شما را نمی دانم، ولی من که ترجیح می دهم خلاقیتم دیرتر نتیجه دهد اما خیالم بابت آن راحت باشد.

    بعد از اینکه خیال تان بابت دریافت کمک از سوی کارمندان و مطالعه منظم درباره بازار راحت شد، باید کمی هم به فکر آرشیو ایده ها باشید. گاهی اوقات آدم کلی ایده تازه برای فعالیت در بازار یا ایجاد تحول در مدیریت کسب و کار دارد، اما بعد از چند دقیقه همه چیز از ذهنش پاک می شود. توصیه ما در این رابطه استفاده از یک دفترچه یادداشت ساده است. اینطوری شما همیشه حواس تان به تک تک جزییات کار خواهد بود. به علاوه، دیگر لازم نیست خودتان را کلی حرص داده یا از فراموشی ایده های جذاب‎تان حرص بخورید.  همانطور که کارمندان بدون حمایت تیم مدیریتی خیلی در شرکت دوام نمی آورد، مدیران خلاق هم همیشه حمایت کارمندان و صدالبته مدیران بالادستی را لازم دارند. پس خیلی شفاف نیازتان را با دیگران به اشتراک گذاشته و آنها در جریان شرایط قرار دهید. اینطوری خیلی راحت تر فرصت نوآوری در ساز و کار شرکت را پیدا می کنید.

    انتهای مطلب/ منبع