دسته: وبلاگ کسب و کار

وبلاگ کسب و کار، مطالب آموزشی کسب و کار

  • استارتاپ یونیکورن چیست؟

    استارتاپ یونیکورن چیست؟

    استارتاپ یونیکورن (Unicorn Startup) به استارتاپی اطلاق می‌شود که ارزش آن به بیش از یک میلیارد دلار رسیده باشد. این اصطلاح برای اولین بار در سال 2013 توسط “آیلین لی” (Aileen Lee)، موسس شرکت سرمایه‌گذاری Cowboy Ventures، به کار برده شد. انتخاب نام یونیکورن (اسب شاخدار) به این دلیل است که این نوع استارتاپ‌ها بسیار نادر و ویژه هستند، مشابه اسب شاخدار در افسانه‌ها.

    به گزارش شبکه کسب و کار آی کسب، یونیکورن‌ها معمولاً استارتاپ‌هایی هستند که در مدت زمان کوتاهی به موفقیت‌های بزرگی دست یافته‌اند و توانسته‌اند سرمایه‌گذاری‌های کلانی جذب کنند. این شرکت‌ها اغلب در زمینه‌های فناوری، نرم‌افزار، اینترنت و بیوتکنولوژی فعال هستند و با نوآوری‌های خود توانسته‌اند بازارهای جدیدی ایجاد کرده و یا بازارهای موجود را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.

    مثال‌هایی از استارتاپ‌های یونیکورن (استارتاپ‌های تک شاخ) معروف عبارتند از:

    Uber – یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های حمل و نقل اشتراکی در جهان.
    Airbnb – یک پلتفرم آنلاین برای اجاره کوتاه‌مدت اقامتگاه‌ها.
    SpaceX – شرکت هوافضای خصوصی که توسط ایلان ماسک تأسیس شده است.
    Stripe – یک پلتفرم پرداخت آنلاین.
    یونیکورن‌ها معمولاً با چالش‌های زیادی مواجه هستند، از جمله مدیریت رشد سریع، حفظ نوآوری، مقابله با رقبا، و جذب و حفظ بهترین استعدادها. با این حال، توانایی این شرکت‌ها در ایجاد ارزش بالا و رشد سریع آنها را به موضوع جذابی برای سرمایه‌گذاران و کارآفرینان تبدیل کرده است.

    شرکت‌های یونیکورن به دلیل ویژگی‌های خاص و منحصر به فرد خود شناخته می‌شوند. این ویژگی‌ها به یونیکورن‌ها کمک می‌کند تا در محیط‌های رقابتی به موفقیت دست یابند و ارزش خود را به بیش از یک میلیارد دلار برسانند. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از:

    نوآوری و خلاقیت: یونیکورن‌ها معمولاً با ارائه یک محصول یا خدمات نوآورانه و منحصر به فرد وارد بازار می‌شوند که توانسته‌اند مشکلات مهمی را حل کنند یا نیازهای جدیدی را ایجاد کنند.
    رشد سریع: این شرکت‌ها معمولاً در مدت زمان کوتاهی به رشد قابل توجهی دست می‌یابند. آنها قادرند به سرعت بازار خود را گسترش داده و تعداد زیادی مشتری جذب کنند.
    جذب سرمایه بالا: یونیکورن‌ها توانسته‌اند سرمایه‌گذاری‌های کلانی از طرف سرمایه‌گذاران جلب کنند. این سرمایه‌گذاری‌ها اغلب به دلیل پتانسیل بالای رشد و بازگشت سرمایه بالا انجام می‌شوند.
    تیم مدیریتی قوی: یونیکورن‌ها معمولاً تیم‌های مدیریتی و مؤسسین با تجربه و با استعداد دارند که قادرند شرکت را در مسیر رشد و نوآوری هدایت کنند.
    فناوری پیشرفته: بیشتر یونیکورن‌ها از فناوری‌های پیشرفته و بروز استفاده می‌کنند. این شرکت‌ها اغلب در زمینه‌های فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، اینترنت و نرم‌افزار فعال هستند.
    بازار بزرگ و قابل گسترش: یونیکورن‌ها معمولاً در بازارهایی فعالیت می‌کنند که پتانسیل رشد بالایی دارند و قابل گسترش هستند. آنها قادرند به سرعت به بازارهای جدید وارد شوند و سهم بازار خود را افزایش دهند.
    مدل کسب و کار مقیاس‌پذیر: این شرکت‌ها مدل کسب و کاری دارند که به راحتی می‌توان آن را مقیاس‌پذیر کرد. به این معنی که با افزایش مشتریان و گسترش بازار، هزینه‌های متغیر آنها به نسبت کمتر افزایش می‌یابد.
    تمرکز بر تجربه مشتری: یونیکورن‌ها به شدت بر ارائه تجربه برتر برای مشتریان خود تمرکز دارند. آنها به بازخورد مشتریان اهمیت زیادی می‌دهند و محصولات و خدمات خود را بر اساس نیازها و خواسته‌های مشتریان بهبود می‌بخشند.
    فرهنگ سازمانی نوآورانه: این شرکت‌ها معمولاً دارای فرهنگ سازمانی باز و نوآورانه هستند که به کارکنان اجازه می‌دهد خلاق باشند و ایده‌های جدید را مطرح کنند.
    استفاده از داده‌ها و تحلیل‌ها: یونیکورن‌ها از داده‌ها و تحلیل‌های پیشرفته برای تصمیم‌گیری‌های کسب و کاری استفاده می‌کنند. آنها با تجزیه و تحلیل داده‌ها می‌توانند روندهای بازار را پیش‌بینی کرده و استراتژی‌های خود را بر اساس آن تنظیم کنند./

  • آخرین به‌روزرسانی‌های رسانه‌های اجتماعی 2024

    آخرین به‌روزرسانی‌های رسانه‌های اجتماعی 2024

    برای هر کسب‌وکاری که قصد دارد آگاهی از برند خود را افزایش دهد تا با آخرین به‌روزرسانی‌های رسانه‌های اجتماعی همراه باشد، بسیار مهم است. همانطور که در سال 2024 پیش می رویم، تغییرات قابل توجهی در پلتفرم های مختلف چشم انداز تعامل رسانه های اجتماعی، ایجاد محتوا و استراتژی های بازاریابی را شکل می دهد. این راهنما به‌روزرسانی‌های اخیر پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی پرطرفدار را نشان می‌دهد و بینش‌هایی را برای کسب‌وکارها ارائه می‌کند تا از این تغییرات به‌طور موثر استفاده کنند.

    اینستاگرام: گسترش افق های خلاقانه

    قابلیت جدید کاربران برای حذف نمایه Threads خود بر تعهد اینستاگرام به کنترل کاربر و حفظ حریم خصوصی تاکید می کند و دیدگاه جدیدی در مورد نحوه رویکرد کسب و کارها به استراتژی محتوا در پلتفرم های اجتماعی ارائه می دهد. این سطح از خودمختاری به کسب و کارها این امکان را می دهد که جسورانه با شخصیت آنلاین خود آزمایش کنند و بدانند که می توانند تنظیمات را انجام دهند یا بدون عواقب طولانی مدت از نو شروع کنند. اتخاذ این رویکرد منعطف امکان ایجاد یک استراتژی تعامل پویاتر را فراهم می کند که می تواند با رشد برند و ترجیحات مخاطبان تکامل یابد.

    • ریلزهای طولانی‌تر و ویژگی‌های ارسال پیشرفته: حرکتی استراتژیک برای برندها

    معرفی ریلزهای طولانی‌تر در اینستاگرام فرصتی بی‌نظیر برای کسب‌وکارها فراهم می‌کند تا عمیق‌تر در داستان سرایی‌شان کاوش کنند و به محتوای جامع‌تر و جذاب‌تر اجازه می‌دهد که بتواند توجه مخاطب را به خود جلب کند. این قابلیت به‌ویژه برای آموزش‌ها، غواصی عمیق محصول و داستان‌های مشتری مفید است و بستری را برای روایت‌های دقیق ارائه می‌دهد که میل برند را ایجاد می‌کند. همراه با نمای شبکه و ویژگی‌های پیام‌رسانی پیشرفته، کسب‌وکارها اکنون می‌توانند تجربه‌ای همه‌جانبه‌تر و تعاملی‌تر ایجاد کنند و حس اجتماعی و وفاداری را در بین مخاطبان خود تقویت کنند.

    فیس بوک: تقویت استراتژی محتوا با تست A/B

    معرفی تست A/B برای Reels توسط فیس بوک یک پیشرفت قابل توجه برای مشاغل است که رویکردی علمی برای بهینه سازی محتوا ارائه می دهد. این ویژگی به برندها امکان می‌دهد عناصری را که بیشتر با مخاطبانشان طنین‌انداز می‌شوند، از زیرنویس‌ها گرفته تا تصاویر کوچک، تجزیه و درک کنند و اطمینان حاصل شود که هر پست برای حداکثر تعامل آماده است. چنین بینش‌هایی برای اصلاح استراتژی‌های بازاریابی و مناسب‌سازی محتوا برای برآورده کردن اولویت‌های در حال تکامل مخاطبان هدف ارزشمند هستند که منجر به بهبود عملکرد و نرخ تعامل می‌شود.

    • آینده تولید محتوا با هوش مصنوعی

    با نگاهی به آینده، برنامه های فیس بوک برای گنجاندن هوش مصنوعی مولد در ابزارهای تولید محتوا نشان دهنده یک تغییر پارادایم در نحوه رویکرد کسب و کارها به بازاریابی رسانه های اجتماعی است. این فناوری نوید ساده‌سازی فرآیند خلاقانه را می‌دهد و راه‌های جدیدی برای تولید زیرنویس‌ها، تصاویر بصری و حتی محتوای ویدیویی ارائه می‌دهد. برای کسب‌وکارها، این به معنای افزایش کارایی و توانایی تولید محتوای با کیفیت بالا و جذاب در مقیاس است، که راه‌های جدیدی را برای داستان سرایی برند و جذب مخاطب باز می‌کند.

    گوگل: تطبیق تجربه جستجو

    معرفی توانایی پیگیری موضوعات جستجو توسط گوگل به کسب و کارها راه جدیدی برای دستیابی به مخاطبان هدف خود از طریق محتوای سفارشی شده و استراتژی های سئو ارائه می دهد. این ویژگی به شرکت ها این امکان را می دهد که محتوای خود را با دقت بیشتری مطابق با علایق مخاطبان خود تنظیم کنند و دید وب سایت و محتوای خود را در نتایج جستجو افزایش دهند. کسب‌وکارها با هماهنگ کردن استراتژی‌های سئو و محتوای خود با این موضوعات جستجوی شخصی‌شده، می‌توانند بازدیدکنندگان علاقه‌مند و علاقه‌مند بیشتری را جذب کنند، که به طور بالقوه منجر به نرخ تبدیل بالاتر و وفاداری مشتری می‌شود.

    • یک سفر آنلاین شخصی تر

    برای کسب‌وکارها، تغییر به سمت تجربه جستجوی مناسب‌تر در Google فرصتی است تا تاکتیک‌های بازاریابی دیجیتال خود را برای هدفمندتر و مؤثرتر اصلاح کنند. این تحول در رفتار جستجو، درک عمیق‌تری از نیازها و ترجیحات مخاطب را تشویق می‌کند و امکان ایجاد محتوای متمرکز و مرتبط‌تر را فراهم می‌کند. با استفاده از این بینش‌ها، کسب‌وکارها می‌توانند حضور آنلاین خود را افزایش دهند و اطمینان حاصل کنند که با مخاطبان خود در مکان و زمان مناسب ملاقات می‌کنند، با محتوایی که طنین‌انداز می‌کند و باعث ایجاد تعامل می‌شود.

    نوآوری با کسب و کار الکترونیک: TIKTOK 

    راه‌اندازی فروشگاه TikTok لحظه مهمی را در ادغام رسانه‌های اجتماعی و کسب و کار الکترونیک نشان می‌دهد و به کسب‌وکارها یک خط مستقیم به مخاطبان بسیار درگیر و گسترده ارائه می‌دهد. این ویژگی نه تنها فرآیند خرید را برای کاربران ساده می کند، بلکه ابزار قدرتمندی را برای برندها فراهم می کند تا محصولات خود را در یک محیط پویا و تعاملی به نمایش بگذارند. کسب‌وکارها می‌توانند از اکوسیستم خلاق TikTok برای تولید محتوای جذاب و قابل خرید استفاده کنند که تجربه خرید را افزایش می‌دهد و به‌طور بالقوه بینندگان را تنها با چند ضربه به مشتری تبدیل می‌کند.

    • چرا کسب و کارها باید از فروشگاه TIKTOK استفاده کنند؟

    استفاده از فروشگاه TikTok برای برندهایی که به دنبال سرمایه‌گذاری از پایگاه کاربر گسترده و فعال پلتفرم و روند رو به افزایش خرید اجتماعی هستند، ضروری است. با ادغام قابلیت‌های کسب و کار الکترونیک در استراتژی TikTok، کسب‌وکارها می‌توانند مسیری یکپارچه از کشف تا خرید ایجاد کنند و از قالب منحصربه‌فرد پلتفرم برای نمایش محصولات، بررسی‌های کاربران و رویدادهای فروش زنده استفاده کنند. این رویکرد نه تنها باعث افزایش فروش می‌شود، بلکه دید و تعامل برند را نیز تقویت می‌کند و از تأثیر دهان به دهان قدرتمند موجود در محیط جامعه محور TikTok بهره می‌برد.

    لینکدین: تمرکز مجدد بر شبکه های حرفه ای

    تغییر مسیر لینکدین به سمت افزایش جذب نیرو و قابلیت‌های شبکه‌سازی حرفه‌ای به کسب‌وکارها ابزار ارزشمندی برای جذب استعداد و موقعیت‌یابی برند ارائه می‌دهد. شرکت‌ها با بهینه‌سازی حضور لینکدین خود در حول این ویژگی‌ها، می‌توانند استعدادهای برتر را جذب کنند و همزمان تخصص صنعت و فرهنگ سازمانی خود را به نمایش بگذارند. این رویکرد دوگانه نه تنها به جذب نیرو کمک می کند، بلکه جذابیت برند را برای مشتریان و شرکای بالقوه تقویت می کند و تعهد آن را به برتری و نوآوری برجسته می کند. از طرف دیگر، این امر می تواند آگاهی از نام تجاری را برای مشاغلی که از LinkedIn برای اهداف B2B استفاده می کنند به چالشی تبدیل کند.

    • به حداکثر رساندن لینکدین برای استخدام و ایجاد برند

    برای کسب‌وکارها، تمرکز لینکدین بر استخدام و توسعه حرفه‌ای، فراخوانی برای اقدام برای استفاده از پلتفرم برای چیزی فراتر از جذب استعداد است. این فرصتی برای تعامل با جامعه ای از متخصصان از طریق رهبری فکری، به اشتراک گذاری محتوا و مشارکت فعال در گفتگوهای صنعت است. با انجام این کار، کسب‌وکارها می‌توانند برند کارفرمای خود را ارتقا دهند، کارمندان بالقوه‌ای را جذب کنند که با ارزش‌ها و مأموریت‌های آن‌ها همسو هستند، و خود را به عنوان بازیگران کلیدی در زمینه‌های مربوطه تثبیت کنند. این استفاده استراتژیک از لینکدین نه تنها از تلاش‌های استخدام پشتیبانی می‌کند، بلکه به قدرت و شناخت کلی برند در بازار کمک می‌کند.

    ادغام به روز رسانی های رسانه های اجتماعی در استراتژی شما

    انطباق با این به روز رسانی ها مستلزم درک دقیق اکوسیستم منحصر به فرد هر پلتفرم و ترجیحات پایگاه کاربر آن است. کسب‌وکارها باید در نظر داشته باشند که قالب‌های محتوای خود را متنوع کنند، به روش‌های جدیدی با جامعه خود درگیر شوند و به طور مداوم تأثیر این به‌روزرسانی‌ها را بر عملکرد رسانه‌های اجتماعی خود نظارت کنند. با چابک ماندن و پاسخگویی به این تغییرات، کسب‌وکارها نه تنها می‌توانند حضور و اثربخشی خود را در رسانه‌های اجتماعی حفظ کنند، بلکه افزایش دهند.

    بی‌شمار به‌روزرسانی‌های رسانه‌های اجتماعی در سال 2024 چالش‌ها و فرصت‌هایی را برای کسب‌وکارها ارائه می‌کند. با درک و استفاده از این به‌روزرسانی‌ها خواه ابزارهای خلاقانه جدید اینستاگرام، تست A/B فیس‌بوک، تجربیات جستجوی اختصاصی Google، نفوذ TikTok به کسب و کار الکترونیک، یا تمرکز بر استخدام لینکدین، کسب‌وکارها می‌توانند حضور آنلاین خود را افزایش دهند، تعامل عمیق‌تری با آن‌ها داشته باشند. مخاطبان خود و دستیابی به اهداف بازاریابی دیجیتال خود.

    جمع بندی

    آگاه ماندن و سازگاری بسیار مهم است. همکاری با یک آژانس بازاریابی دیجیتال که در خط مقدم روندهای رسانه های اجتماعی باقی می ماند، می تواند تخصص و پشتیبانی کسب و کارها را برای هدایت موثر این تغییرات فراهم کند. سفر در چشم انداز رسانه های اجتماعی 2024 پیچیده است، اما با استراتژی ها و پشتیبانی مناسب، برند شما می تواند این تغییرات را با موفقیت انجام دهد. جلوتر از منحنی باشید و این به روز رسانی ها را به فرصت هایی برای رشد و تعامل تبدیل کنید./

  • درک تعریف بازار رقابتی

    درک تعریف بازار رقابتی

    پیمایش در بازاریابی دیجیتال مستلزم درک دقیق چشم‌انداز رقابتی شماست. یک کلید ضروری برای باز کردن قفل موفقیت در این عرصه سریع. یکی از جنبه های کلیدی این تعریف بازار رقابتی است که شامل شناسایی و تجزیه و تحلیل بازیگران در صنعت شما می شود. چه استارتاپی باشید که به دنبال ایجاد سر و صدا هستید یا یک کسب‌وکار معتبر با هدف جلوتر ماندن، تسلط بر تجزیه و تحلیل رقبا می‌تواند بینش ارزشمندی را ارائه دهد. در این راهنما، ما به پیچیدگی‌های تعریف بازار رقابتی می‌پردازیم و سؤالات ضروری تجزیه و تحلیل رقبا را برای کمک به شما در دستیابی به مزیت رقابتی تجزیه و تحلیل می‌کنیم.

    تعریف بازار رقابتی

    در قلمرو پویای کسب و کار، مفهوم بازار رقابتی به‌عنوان زیربنای پایه‌ای عمل می‌کند که کسب‌وکارها بر اساس آن حرکت می‌کنند و رشد می‌کنند. در اصل، یک تعریف بازار رقابتی شامل حضور جمعی مشاغلی است که محصولات یا خدمات مشابه را در یک صنعت خاص ارائه می کنند. این یک اکوسیستم شلوغ را نشان می دهد که در آن شرکت ها درگیر رقص دائمی رقابت، نوآوری و سازگاری هستند تا توجه و وفاداری مصرف کنندگان فهیم را به خود جلب کنند.

    بازار رقابتی را به عنوان یک بازار شلوغ مملو از فروشندگان تصور کنید که هر کدام محصولات خود را به نمایش می گذارند تا در میان جمعیت برجسته شوند. از رقبای مستقیمی که محصولاتی مشابه یا مشابه ارائه می دهند تا رقبای غیرمستقیم که نیازهای مشتریان مشابه را از طریق ابزارهای جایگزین برطرف می کنند، چشم انداز غنی و متنوع است. هر بازیگری در این حوزه بازار به شکل پر جنب و جوش پویایی صنعت، شکل دادن به ترجیحات مصرف کننده، روند بازار و استراتژی های رقابتی کمک می کند.

    با این حال، تشخیص بازار رقابتی از یک سناریوی رقابت کامل که اغلب در تئوری اقتصادی مورد بحث قرار می‌گیرد، بسیار مهم است. در حالی که مدل دوم حاکی از یک مدل نظری است که در آن شرکت‌های کوچک متعددی محصولات همگن و بدون قدرت بازار ارائه می‌دهند، واقعیت بازار رقابتی اغلب تفاوت‌های ظریف‌تری دارد. در اینجا، کسب‌وکارها ممکن است دارای درجات مختلفی از قدرت بازار، شناخت برند و استراتژی‌های تمایز باشند که بر موقعیت رقابتی و پویایی بازار آنها تأثیر می‌گذارد.

    درک تفاوت های ظریف بازار رقابتی برای کسب و کارهایی که به دنبال شکوفایی جایگاه خود و پیشرفت در میان رقابت شدید هستند، بسیار مهم است. بینش ارزشمندی در مورد چشم انداز رقبا، روند بازار، رفتار مصرف کننده و فرصت های استراتژیک ارائه می دهد. با درک همه جانبه پویایی بازار رقابتی، کسب و کارها می توانند استراتژی های بازاریابی موثری را طراحی کنند، ارزش های پیشنهادی خود را اصلاح کنند، و موقعیت استراتژیک خود را برای برتری از رقبا و تصاحب سهم بازار داشته باشند.

    رقبای خود را شناسایی کنید

    شروع سفر تعریف بازار رقابتی مستلزم بررسی دقیق بازیگران در چشم انداز صنعت شما است. رقبای شما طیفی از نهادها را در بر می گیرند، از مخالفان مستقیمی که محصولات یا خدمات مشابه یا مشابه ارائه می کنند تا رقبای غیرمستقیم که به نیازهای مشتریان مشابه از طریق راه های جایگزین رسیدگی می کنند. رقبای مستقیم کسانی هستند که پیشنهادات آنها مستقیماً با شما در بازار رقابت می کند. آنها ممکن است ویژگی‌های مشابهی را به اشتراک بگذارند، بخش‌های مشتریان یکسانی را هدف قرار دهند و برای بخشی از سهم بازار در حوزه صنعت شما رقابت کنند. این رقبا اغلب به عنوان تمرکز اصلی تحلیل رقابتی شما عمل می کنند، زیرا اقدامات و استراتژی های آنها به طور مستقیم بر عملکرد کسب و کار و موقعیت بازار شما تأثیر می گذارد.

    در مقابل، رقبای غیرمستقیم در بخش‌های مجاور یا مکمل فعالیت می‌کنند و راه‌حل‌های جایگزین برای برآوردن نیازهای مصرف‌کننده مشابه ارائه می‌دهند. در حالی که محصولات یا خدمات آنها ممکن است از نظر شکل یا عملکرد متفاوت باشد، آنها همچنان با ارائه خدمات به یک پایگاه مشتری یک تهدید رقابتی هستند. شناسایی این رقبای غیرمستقیم برای به دست آوردن درک جامع از چشم انداز رقابتی گسترده تر و شناسایی عوامل بالقوه بازار بسیار مهم است.

    خوشبختانه، ابزارها و منابع بی شماری برای کمک به شناسایی و تجزیه و تحلیل رقبا در دسترس هستند. با استفاده از این ابزارها، کسب‌وکارها می‌توانند بازیگران کلیدی صنعت خود را کشف کنند، ردپای دیجیتالی خود را ارزیابی کنند و اطلاعات ارزشمندی در مورد استراتژی‌ها و معیارهای عملکرد خود به دست آورند. از طریق ترکیبی از تحقیقات بازار، تجزیه و تحلیل داده ها و هوش رقابتی، کسب و کارها می توانند به طور موثر رقبای خود را شناسایی و ارزیابی کنند و زمینه را برای تصمیم گیری آگاهانه و برنامه ریزی استراتژیک فراهم کنند. با درک کامل چشم‌انداز رقابتی، کسب‌وکارها می‌توانند موقعیت استراتژیک خود را داشته باشند، از فرصت‌های بازار سرمایه‌گذاری کنند و مزیت رقابتی در بازار همیشه در حال تحول به دست آورند.

    تقسیم بندی بازار را ارزیابی کنید

    پس از تعیین دقیق رقبای خود، گام مهم بعدی در تعریف بازار رقابتی این است که در تجزیه و تحلیل تقسیم بندی بازار بپردازید. این فرآیند مستلزم تشریح چشم‌انداز بازار به بخش‌های مجزا بر اساس عوامل بی‌شماری مانند جمعیت‌شناسی هدف، مکان‌های جغرافیایی، استراتژی‌های قیمت‌گذاری، و متمایزکننده‌های منحصر به فرد محصول/خدمت است. با انجام یک تجزیه و تحلیل جامع بخش‌بندی، کسب‌وکارها می‌توانند بینش عمیق‌تری در مورد جنبه‌های مختلف چشم‌انداز رقابتی خود به‌دست آورند و استراتژی‌های بازاریابی خود را برای طنین‌اندازی مؤثرتر با بخش‌های خاص مخاطبان تنظیم کنند.

    یکی از ملاحظات اولیه در تجزیه و تحلیل تقسیم بندی بازار، شناسایی مخاطبان هدف هر رقیب است. کسب‌وکارهای مختلف ممکن است به ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، روان‌شناختی یا رفتاری در پایگاه وسیع‌تر مصرف‌کننده پاسخ دهند. به عنوان مثال، در حالی که یک رقیب ممکن است هزاره ها را با محصولات سازگار با محیط زیست هدف قرار دهد، دیگری ممکن است به بچه های ثروتمندی که به دنبال تجربه های لوکس هستند، پاسخ دهد. درک این بخش‌های متفاوت مخاطب، کسب‌وکارها را قادر می‌سازد تا پیام‌های هدفمند و پیشنهادهایی را ایجاد کنند که با مشتریان ایده‌آل آنها طنین‌انداز شود.

    تقسیم بندی جغرافیایی

    تقسیم بندی جغرافیایی نیز نقشی محوری در تحلیل تقسیم بندی بازار ایفا می کند. کسب و کارها ممکن است متوجه شوند که رقبای خاصی بر مناطق یا بازارهای خاصی تسلط دارند در حالی که دیگران حضور گسترده تری دارند. با ارزیابی عوامل جغرافیایی مانند ترجیحات منطقه‌ای، تفاوت‌های فرهنگی و شرایط اقتصادی، کسب‌وکارها می‌توانند استراتژی‌های بازاریابی خود را برای برآوردن نیازها و ترجیحات منحصر به فرد هر بخش بازار تنظیم کنند.

    تقسیم بندی استراتژی قیمت گذاری

    استراتژی قیمت گذاری یکی دیگر از ابعاد کلیدی تجزیه و تحلیل بخش بندی بازار است. رقبا ممکن است استراتژی های قیمت گذاری مختلفی را اتخاذ کنند، از قیمت گذاری برتر تا قیمت گذاری مبتنی بر ارزش یا حتی قیمت گذاری نفوذی برای به دست آوردن سهم بازار. درک پویایی قیمت‌گذاری در چشم‌انداز رقابتی به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا پیشنهادات خود را به صورت رقابتی قرار دهند و استراتژی‌های قیمت‌گذاری را برای رقابتی ماندن و در عین حال به حداکثر رساندن سودآوری تنظیم کنند.

    علاوه بر این، تمایز محصول/خدمت یک جنبه حیاتی از تجزیه و تحلیل بخش‌بندی بازار است. رقبا ممکن است خود را از طریق ویژگی های منحصر به فرد محصول، فناوری نوآورانه، کیفیت برتر یا خدمات استثنایی به مشتریان متمایز کنند. با تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف پیشنهادات رقبا، کسب‌وکارها می‌توانند شکاف‌های موجود در بازار را شناسایی کرده و از فرصت‌ها برای متمایز کردن محصولات یا خدمات خود به طور موثر سرمایه‌گذاری کنند. در اصل، تجزیه و تحلیل بخش‌بندی بازار، کسب‌وکارها را قادر می‌سازد تا در چشم‌انداز پیچیده رقابتی با دقت و بینش حرکت کنند. با درک بخش‌های متنوع در بازار رقابتی، کسب‌وکارها می‌توانند تلاش‌های بازاریابی خود را تنظیم کنند، ارزش‌های پیشنهادی خود را اصلاح کنند و به‌طور استراتژیک موقعیت خود را برای تصاحب سهم بازار و ایجاد رشد پایدار ایجاد کنند.

    ارزیابی مزیت رقابتی

    اول از همه، شناسایی مزیت رقابتی شما مستلزم یک فرو رفتن عمیق در پیچیدگی های پیشنهادات شما است. چه چیزی محصولات یا خدمات شما را از رقبا متمایز می کند؟ آیا کیفیت محصول برتر، ویژگی های نوآورانه یا عملکرد استثنایی است؟ با ارزیابی دقیق ویژگی‌ها و مزایای پیشنهادات خود، می‌توانید نکات کلیدی فروش را که به شدت در بین مخاطبان هدف شما طنین‌انداز است، کشف کنید.

    خدمات استثنایی به مشتریان سنگ بنای دیگری از مزیت رقابتی است که می تواند برند شما را بالاتر از رقبا ارتقا دهد. در دنیایی که تجربه مشتری حاکم است، مشاغلی که فراتر از آن هستند تا مشتریان خود را خوشحال و راضی کنند، اغلب در بازار شلوغ برجسته می شوند. خواه ارائه پشتیبانی شخصی، حل فوری مسائل یا تقویت روابط بلندمدت باشد، خدمات مثال زدنی به مشتریان می تواند به یک تمایز قدرتمند تبدیل شود که وفاداری و حمایت را در بین پایگاه مشتریان شما تقویت می کند.

    استراتژی های بازاریابی نوآورانه نیز نقشی اساسی در شکل دادن به مزیت رقابتی شما و جلب توجه مصرف کنندگان دارند. از داستان سرایی قانع کننده و برندسازی خلاقانه گرفته تا کمپین های دیجیتال استراتژیک و ابتکارات بازاریابی تجربی، نحوه برقراری ارتباط و تعامل با مخاطبان می تواند زمینه را برای موفقیت در یک چشم انداز رقابتی فراهم کند. با استفاده از تکنیک های نوآورانه بازاریابی که با جمعیت هدف شما طنین انداز می شود، می توانید یک هویت متمایز ایجاد کنید و پیروان وفادار برند خود را پرورش دهید.

    کلید مهار مزیت رقابتی شما در شناسایی و تقویت پیشنهاد فروش منحصر به فرد شما (USP) نهفته است. USP شما جوهر چیزی را که برند شما را در چشم مصرف کنندگان واقعا خاص و قانع کننده می کند را در بر می گیرد. چه ارائه ارزش بی‌رقیب، حل یک مشکل مبرم یا ارائه یک تجربه بی‌نظیر، USP شما به عنوان سنگ بنای استراتژی موقعیت‌یابی رقابتی شما عمل می‌کند. ارزیابی مزیت رقابتی شما جزء ضروری تعریف بازار رقابتی است که به کسب‌وکارها قدرت می‌دهد تا خود را متمایز کنند و در یک بازار شلوغ پیشرفت کنند. با شناسایی نقاط قوت خود، سرمایه گذاری بر دارایی های منحصر به فرد خود و ارائه ارزش استثنایی به مشتریان خود، می توانید جایگاه مشخصی را برای برند خود ایجاد کنید و به موفقیتی پایدار در دنیای همیشه در حال توسعه کسب و کار دست یابید.

    سوالات تجزیه و تحلیل رقبا

    اکنون که ما اصول اولیه تعریف بازار رقابتی را پوشش دادیم، بیایید به برخی از سوالات ضروری تجزیه و تحلیل رقبا برای راهنمایی استراتژی شما بپردازیم:

    1.قوت و ضعف آنها در چیست؟

    نقاط قوت رقبای خود، مانند شهرت نام تجاری، ویژگی های محصول، یا سهم بازار را تجزیه و تحلیل کنید و مناطقی را که ممکن است آسیب پذیر باشند، شناسایی کنید، مانند مشکلات خدمات مشتری یا فناوری قدیمی.

    2. آنها چگونه خود را در بازار قرار می دهند؟

    بررسی کنید که رقبای شما چگونه خود را در بازار قرار می دهند. آیا آنها روی مقرون به صرفه بودن، کیفیت یا راحتی تمرکز می کنند؟ درک موقعیت آنها می تواند به شما کمک کند تا برند خود را به طور موثر متمایز کنید.

    3. آنها از چه استراتژی های بازاریابی استفاده می کنند؟

    استراتژی های بازاریابی به کار گرفته شده توسط رقبای خود را بررسی کنید، از جمله کانال های تبلیغاتی، تلاش های بازاریابی محتوا و حضور در رسانه های اجتماعی. این می تواند بینش هایی در مورد اینکه کدام تاکتیک ها در صنعت شما موثر هستند را ارائه دهد.

    4. حضور آنلاین آنها چگونه است؟

    حضور آنلاین رقبای خود را ارزیابی کنید، از جمله طراحی وب سایت، تجربه کاربر، و رتبه بندی موتورهای جستجو. ابزارهایی می توانند داده های ارزشمندی را در مورد اعتبار دامنه، بک لینک ها و رتبه بندی کلمات کلیدی ارائه دهند.

    جمع بندی

    تعریف بازار رقابتی برای درک چشم‌انداز صنعت و موقعیت‌یابی مؤثر برند شما ضروری است. با شناسایی رقبای خود، ارزیابی تقسیم بندی بازار و ارزیابی مزیت رقابتی خود، می توانید استراتژی های بازاریابی هدفمندی را برای پیشی گرفتن از رقبا ایجاد کنید. علاوه بر این، پرسیدن سؤالات تحلیلی رقبا می تواند بینش ارزشمندی در مورد نقاط قوت، ضعف و استراتژی های رقبا ارائه دهد. به یاد داشته باشید، موفقیت در بازار دیجیتال مستلزم نظارت مستمر و سازگاری برای جلوتر از منحنی است.

    انتهای مطلب/ منبع

  • استراتژی های فروش رقبا

    استراتژی های فروش رقبا

    در فضای رقابتی شدید کسب و کار امروز، جلوتر ماندن از منحنی بسیار مهم است. درک استراتژی‌های فروش رقبا و به‌کارگیری مؤثر آن دانش می‌تواند یک تغییر بازی برای کسب و کارشما باشد. در این راهنما، دنیای فروش رقبا را بررسی خواهیم کرد و بینشی در مورد چگونگی پیدا کردن رقبای یک شرکت ارائه خواهیم داد. چه یک کسب و کار محلی کوچک یا یک شرکت بزرگ باشید، این استراتژی ها به شما کمک می کند فرصت های فروش را به حداکثر برسانید و حضور آنلاین خود را تقویت کنید .

    درک فروش رقبا

    قبل از پرداختن به استراتژی‌های آشکار کردن رقبا و تاکتیک‌های فروش آنها، درک اهمیت این جنبه از هوش تجاری ضروری است. دانستن فروش رقبای خود می تواند بینش ارزشمندی در مورد روند بازار، ترجیحات مشتری و فرصت های رشد بالقوه در اختیار شما قرار دهد. در اینجا دلیل اهمیت آن است:

    ۱. محک زدن

    داده های فروش رقبا به شما امکان می دهد عملکرد خود را در برابر استانداردهای صنعت محک بزنید. شما می توانید مناطقی را که در آنها عالی هستید و مناطقی که نیاز به بهبود دارند را شناسایی کنید و به شما در تعیین اهداف و انتظارات واقع بینانه کمک کنید. با محک زدن در برابر رقبا، دیدگاه روشنی در مورد جایگاه کسب و کار خود در بازار به دست می آورید. مثل این است که یک چوب اندازه گیری برای ارزیابی عملکرد خود داشته باشید. این مقایسه به شما کمک می کند تا اهداف قابل دستیابی را تعیین کنید و تلاش های خود را بر روی زمینه هایی متمرکز کنید که به بهبود نیاز است و کسب و کار خود را به سمت موفقیت سوق می دهد.

    ۲. شناسایی شکاف های بازار

    تجزیه و تحلیل فروش رقبا می تواند به شما کمک کند شکاف ها و جاهایی که کسب و کار شما می تواند هدف قرار دهد را شناسایی کنید. با درک این که چه محصولات یا خدماتی با تقاضای زیادی روبرو هستند، می توانید پیشنهادات خود را مطابق با آن تنظیم کنید. شکاف های بازار فرصت های پنهانی هستند که منتظر کشف هستند. هنگامی که شکاف‌ها را در صنعت خود شناسایی می‌کنید، می‌توانید راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای رفع آنها ایجاد کنید. این نه تنها مشتریان جدید را جذب می کند، بلکه کسب و کار شما را به عنوان یک رهبر در رفع نیازهای نوظهور قرار می دهد.

    ۳. تصمیم گیری استراتژیک

    تصمیم گیری مبتنی بر داده، کلید موفقیت است. دانستن ارقام فروش رقبای شما می تواند انتخاب های استراتژیک شما را راهنمایی کند، از استراتژی های قیمت گذاری و بازاریابی گرفته تا برنامه های توسعه و توسعه محصول. وقتی به داده های فروش رقبا دسترسی دارید، تصمیم گیری استراتژیک دیگر یک بازی حدس زدن نیست. این به شما این امکان را می دهد که انتخاب های آگاهانه داشته باشید، منابع را به طور موثر تخصیص دهید و از رقبا جلوتر بمانید.

    ۴. جلوتر بودن از روندها

    نظارت بر فروش رقبا به شما این امکان را می دهد که از روندهای صنعت و تغییر رفتارهای مصرف کننده مطلع باشید. این دانش شما را قادر می سازد تا به سرعت سازگار شوید و رقابتی بمانید. هماهنگی با روندهای صنعت یک رویکرد فعالانه برای موفقیت کسب و کار است. با جلوتر ماندن از منحنی، می‌توانید خواسته‌های مشتری را پیش‌بینی کنید، پیشنهادات خود را نوآوری کنید و برند خود را به‌عنوان یک پیش‌بینی‌کننده معرفی کنید.

    چگونه رقبای یک شرکت را پیدا کنیم

    اکنون که اهمیت داده‌های فروش رقبا را مشخص کرده‌ایم، بیایید به استراتژی‌هایی برای یافتن رقبای خود و کسب بینش در مورد تاکتیک‌های فروش آنها بپردازیم:

    ۱. تحقیقات آنلاین

    با انجام یک جستجوی آنلاین کامل با استفاده از موتورهای جستجو مانند گوگل شروع کنید. کلمات کلیدی مرتبط مرتبط با صنعت، محصولات یا خدمات خود را وارد کنید و وب سایت های با رتبه برتر را کاوش کنید. اینها احتمالاً رقبای شما هستند. در مورد پیشنهادات، قیمت ها و هر گونه تبلیغاتی که در حال اجرا هستند یادداشت برداری کنید. تحقیق آنلاین اولین گام در شناسایی رقبای شماست و برای هر کسی به راحتی قابل دسترسی است. با مطالعه دقیق حضور آنلاین آنها، می توانید اطلاعات ارزشمندی در مورد استراتژی ها و پیشنهادات آنها کشف کنید و زمینه را برای مزیت رقابتی خود فراهم کنید.

    ۲. گزارش های صنعت

    گزارش های صنعت و تحلیل بازار می تواند اطلاعات ارزشمندی در مورد رقبای شما ارائه دهد. به دنبال گزارش های منابع معتبر و انجمن های کسب و کار باشید. این گزارش‌ها اغلب شامل داده‌های سهم بازار، ارقام فروش و پیش‌بینی‌های رشد برای بازیگران کلیدی صنعت شما هستند. گزارش های صنعت به عنوان راهنمای جامع برای درک فضای رقابتی عمل می کند. آنها بینش های مبتنی بر داده را ارائه می دهند که می تواند تصمیمات تجاری و استراتژی های رشد شما را شکل دهد. به این گزارش ها تکیه کنید تا از عملکرد صنعت خود مطلع شوید.

    ۳. رسانه های اجتماعی و انجمن ها

     پلتفرم ها و انجمن های خاص صنعت می توانند گنجینه ای از اطلاعات در مورد رقبا باشند. حساب های رسانه های اجتماعی آنها را دنبال کنید، به انجمن های مربوطه بپیوندید و در بحث شرکت کنید. به نظرات و نظرات مشتریان توجه کنید، زیرا آنها می توانند بینش ارزشمندی را در مورد محصولات رقبای شما و رضایت مشتری نشان دهند. رسانه‌های اجتماعی و انجمن‌ها منابع بی‌درنگ بینش رقبا هستند. با شرکت فعال در این انجمن های آنلاین، می توانید درک عمیق تری از نقاط قوت و ضعف رقیب خود به دست آورید و به شما کمک می کند تا استراتژی های خود را اصلاح کنید.

    ۴. ابزارهای تحلیل رقابتی

    استفاده از ابزارهای تحلیل رقابتی  را در نظر بگیرید. این ابزارها می توانند اطلاعات دقیقی در مورد ترافیک وب سایت رقبای شما، کلمات کلیدی که برای آنها رتبه بندی می کنند و استراتژی های تبلیغات آنلاین آنها ارائه دهند. همچنین می‌توانید ببینید کدام وب‌سایت‌ها به رقبای شما پیوند دارند، که می‌تواند برای تلاش‌های ایجاد لینک مفید باشد. ابزارهای تحلیل رقابتی یک رویکرد داده محور برای تحقیقات رقبا ارائه می دهند. آنها معیارها و تجزیه و تحلیل های عمیقی را ارائه می دهند که می تواند تلاش های بازاریابی دیجیتال شما را هدایت کند. با این ابزارها می توانید فرصت های پنهان را کشف کنید و از رقبای خود پیشی بگیرید.

    ۵. نظرسنجی و بازخورد مشتریان

    قدرت نظرسنجی و بازخورد مشتریان را دست کم نگیرید. با مشتریان فعلی خود تماس بگیرید و در مورد تجربیات آنها با رقبا بپرسید. آنها چه چیزی را در مورد محصولات یا خدمات رقیب شما دوست دارند یا دوست ندارند؟ این اطلاعات می تواند به شما در تنظیم دقیق پیشنهادات کمک کند. مشتریان فعلی شما منبع ارزشمندی از اطلاعات هستند. بازخورد آنها می تواند نقاط درد مشتری را نشان دهد و به شما این امکان را می دهد که محصولات یا خدمات خود را برای برآورده کردن بهتر نیازهای آنها تنظیم کنید. با پرداختن به این نقاط دردناک، می توانید یک مزیت رقابتی به دست آورید.

    به حداکثر رساندن فرصت های فروش

    اکنون که بینش‌های ارزشمندی در مورد فروش رقبای خود جمع‌آوری کرده‌اید، وقت آن است که این دانش را به کار ببندید و فرصت‌های فروش خود را به حداکثر برسانید:

    ۱. برند خود را متمایز کنید

    از اطلاعاتی که جمع آوری کرده اید استفاده کنید تا برند خود را از رقبا متمایز کنید. نقاط فروش منحصر به فرد خود را برجسته کنید و تأکید کنید که چرا مشتریان باید محصولات یا خدمات شما را به دیگران انتخاب کنند. تمایز کلید برجسته شدن در یک بازار شلوغ است. با برجسته کردن آنچه برند شما را متمایز می کند، دلیل قانع کننده ای برای مشتریان ایجاد می کنید که شما را به رقبا انتخاب کنند.

    ۲. استراتژی های قیمت گذاری

    استراتژی های قیمت گذاری خود را بر اساس قیمت گذاری رقبا تنظیم کنید. شما می توانید انتخاب کنید که قیمت رقبا را کاهش دهید یا ارزش اضافی را برای توجیه قیمت های بالاتر ارائه دهید. انعطاف پذیر باشید و نسبت به تغییرات بازار پاسخگو باشید. استراتژی های قیمت گذاری باید با موقعیت رقابتی شما هماهنگ باشد. چه قیمت رقابتی را انتخاب کنید و چه قیمت گذاری برتر، باید یک انتخاب عمدی باشد که برای مخاطب هدف شما جذاب باشد و هویت برند شما را تقویت کند.

    ۳. کمپین های بازاریابی

    کمپین های بازاریابی هدفمند بسازید که نقاط ضعف رقبای شما را برطرف کند. نقاط قوت خود را به نمایش بگذارید و به نقاط دردناکی که مشتریان ممکن است با برندهای دیگر تجربه کرده باشند، توجه کنید. کمپین های بازاریابی شما باید با برجسته کردن مزیت های رقابتی شما با مخاطبان شما طنین انداز شود. با پرداختن به نقاط درد مشتری، می توانید نام تجاری خود را به عنوان راه حلی که آنها در جستجوی آن بوده اند قرار دهید.

    ۴. توسعه محصول

    توسعه محصولات جدید یا تقویت محصولات موجود را بر اساس بازخورد مشتری و روند صنعت در نظر بگیرید. برای جذب مشتریان جدید، شکاف هایی را که در بازار شناسایی کرده اید پر کنید. توسعه محصول با بازخورد مشتری و روند بازار می تواند منجر به نوآوری و رشد شود. با بهبود مستمر پیشنهادات خود، رقابتی و مرتبط با صنعت خود باقی می‌مانید.

    ۵. سئو و تبلیغات آنلاین

    از قدرت سئو و تبلیغات آنلاین برای افزایش دید آنلاین خود استفاده کنید. از کلمات کلیدی و استراتژی هایی که از رقبای خود یاد گرفته اید برای بهینه سازی وب سایت و محتوای خود برای موتورهای جستجو استفاده کنید. سئو و تبلیغات آنلاین ابزارهای ضروری برای تقویت حضور آنلاین شما هستند. با ترکیب کلمات کلیدی و استراتژی های مورد استفاده توسط رقبای خود، می توانید رتبه بندی موتورهای جستجوی خود را بهبود بخشید و مشتریان بالقوه بیشتری را جذب کنید.

    جمع بندی

    درک فروش رقبای شما یک جنبه حیاتی از استراتژی کسب و کار است. با به کارگیری استراتژی های ذکر شده در بالا برای یافتن رقبای خود و تجزیه و تحلیل تاکتیک های فروش آنها، می توانید کسب و کار خود را برای موفقیت در موقعیت قرار دهید. با متمایز کردن برند خود، تنظیم استراتژی های قیمت گذاری و ایجاد کمپین های بازاریابی هدفمند، فرصت های فروش خود را به حداکثر برسانید. با این بینش ها و اقدامات، می توانید حضور آنلاین خود را افزایش دهید و درآمد خود را افزایش دهید.

    انتهای مطلب/ منبع

  • استارت آپ چیست؟

    استارت آپ چیست؟

    سازگاری کن یا بمیر. بیانیه ای تاکیدی، اما کاملاً روحیه ای را که استارتاپ ها را هدایت می کند، تسخیر می کند . جستجو برای نوآوری اغلب چیزی است که این کارآفرینان را مشخص می کند، که اکنون چگونه می توانند از فرصت های ایجاد شده توسط فناوری های دیجیتال جدید مرتبط با یک ایده تجاری نوآورانه استفاده کنند.

    یک استارت آپ را می توان به عنوان یک شرکت نوظهور تعریف کرد که معمولاً دارای یک جزء اصلی فناوری و پتانسیل رشد بالا است. به طور کلی، این شرکت ها از ایده های نوآورانه ای حمایت می کنند که در خط کلی بازار برجسته است.

    با توجه به ارتباط روزافزون این نوع از کسب و کارهای نوظهور، که برخی از غول هایی را که اکنون بر بازار تسلط دارند ( مثلاً فیس بوک ، آمازون یا گوگل ) به وجود آورده است، جای تعجب نیست که پدیده استارتاپ توجه بیشتری را به خود جلب کند و اینکه تعداد کارآفرینانی که می‌خواهند فرصتی را به دست آورند و خارج از منطقه آسایش خود سرمایه‌گذاری کنند تا شانس خود را با یک مدل کسب‌وکار نوآورانه امتحان کنند، در حال افزایش است.

    انواع تامین مالی
    در مقایسه با انواع دیگر شرکت‌های سنتی‌تر، استارت‌آپ‌ها نیز تغییرات بزرگی را از نظر مؤلفه اقتصادی مرتبط با ایجاد یک شرکت جدید نشان می‌دهند. با توجه به اینکه هزینه‌های توسعه اولیه بسیار کمتر از آنهایی است که مشاغل سنتی نیاز دارند، نیازهای مالی نیز کمتر خواهد بود .

    اگرچه این شرکت‌ها طیف گسترده‌تری از سرمایه‌گذاران را جذب می‌کنند، اینها برخی از بازیگران معمولی هستند که استارت‌آپ‌ها برای تامین مالی پروژه‌های خود از آنها استفاده می‌کنند:

    FFF (خانواده، دوستان و احمق ها)
    اگرچه برخی آنها را سرمایه گذار واقعی نمی دانند، اما نقش کلیدی در مراحل اولیه یک شرکت دارند. اینها افرادی هستند که به کارآفرین نزدیک هستند و در آغاز زمانی که ایده آنقدر توسعه نیافته است که دیگران را متقاعد به سرمایه گذاری کند، با سرمایه محدودی مشارکت می کنند.

    فرشتگان تجارت
    این فرشتگان افرادی هستند که تصمیم می گیرند از پروژه حمایت کنند و پول خود را برای درگیر شدن در یک تجارت جدید سرمایه گذاری کنند. با مشارکت سرمایه ای که به ندرت از 50000 یورو فراتر می رود، این سرمایه گذاران معمولاً در سطوح دیگر در پروژه مشارکت می کنند و با تجربه، ارتباطات یا مشتریان خود مشارکت می کنند.

    سرمایه اولیه
    سرمایه اولیه معمولاً در مراحل اولیه چرخه تأمین مالی یک شرکت ظاهر می شود، قبل از اینکه سودآور شود. هر چه شرکت بذرهای بیشتری جذب کند، احتمال موفقیت آن بیشتر خواهد بود. به گفته کارلوس گوئررو ، کارشناس سرمایه اولیه ، سرمایه گذاری ها معمولا از 200000 یورو تا 700000 یورو متغیر است. تصمیم برای سرمایه گذاری، در این مورد، بر اساس سود فعلی شرکت نیست، بلکه بیشتر بر اساس پتانسیل ایده و تیم پشت آن است.

    سرمایه گذاری خطرپذیر
    این نوع سرمایه‌گذار معمولاً زمانی ظاهر می‌شود که استارت‌آپ در مرحله پیشرفته‌تری است، اما همچنان یک سرمایه‌گذاری پرخطر محسوب می‌شود. با این حال، برخلاف فرشتگان تجاری، سرمایه‌گذاری خطرپذیر از سوی افراد نمی‌آید، بلکه از صندوق‌های سرمایه‌گذاری تخصصی که مبالغ بسیار بزرگ‌تری را سرمایه‌گذاری می‌کنند ، معمولاً در دورهای مختلف تأمین مالی، سرمایه‌گذاری می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که شرکت برای تأمین نیازهای آتی خود با کمبود پول مواجه نمی‌شود.

    سهام خصوصی
    به عنوان یک قاعده کلی، این نوع تامین مالی برای شرکت‌هایی که قبلاً یا تقریباً تاسیس شده‌اند که به مقدار قابل توجهی پول برای ادامه رشد تجارت خود نیاز دارند، اختصاص دارد.

    چه زمانی یک شرکت دیگر یک استارت آپ نیست؟
    گوگل ، فیس‌بوک ، توییتر ، پرایوالیا … همه اینها شرکت‌های بسیار موفقی هستند که به نام‌های معروفی تبدیل شده‌اند. این شرکت‌ها که زمانی استارت‌آپ بودند، مدت‌ها پیش از برچسب «کسب و کار نوظهور» خود پیشی گرفتند.

    در حالی که هیچ قاعده‌ای وجود ندارد که مشخص کند چه زمانی می‌توان گفت که یک استارت‌آپ به یک شرکت معمولی تبدیل شده است، عوامل متعددی وجود دارد که می‌تواند نشان دهد که شرکت این انتقال را تکمیل کرده یا در آستانه انجام آن است. یک استارتاپ به یک تجارت معمولی تبدیل می شود اگر :

    عمومی می شود.
    به عنوان الهام بخش شرکت های دیگر دیده می شود و شروع به داشتن رقبا در بازار می کند.
    کارمندان دیگر نیازی به کار بیش از 8.5 ساعت در روز ندارند.
    مرخصی کارکنان (تعطیلات، پزشکی…) بر اداره شرکت تأثیری ندارد.
    این دیگر یک نهاد مستقل نیست، اما با/توسط شرکت دیگری ادغام شده یا خریداری شده است.

    از روحیه استارتاپی چه می توان آموخت؟
    بدیهی است که استارتاپ به عنوان یک مفهوم فراتر از معنای اصلی خود (که صرفاً به نوع خاصی از شرکت ها در مرحله اولیه خود اشاره می کند) کشیده شده است و اکنون برای توصیف یک رویکرد مدیریتی خاص نیز استفاده می شود. نویسنده اریک ریس در کتاب خود « راه راه‌اندازی » (2017) پنج اصل اساسی یک استارت‌آپ را که هر شرکتی باید بدون توجه به اندازه و درجه بلوغ آن‌ها اتخاذ کند، شناسایی می‌کند :

    نوآوری مستمر
    هدف این نیست که یک ایده نوآورانه به ثمر بنشیند، به عقب برگردید و تازه از آن شروع کنید، بلکه از طریق خلاقیت، روشی را شناسایی کنید که به شرکت اجازه می دهد دائما رشد کند و ایده های جدید تولید کند.

    استارتاپ به عنوان یک واحد اتمی کار.
    ایده این است که تیم‌های کاری در شرکت‌های بزرگ ایجاد شود و آنها را قادر می‌سازد تا مانند استارت‌آپ‌های کوچک داخلی عمل کنند، و از سستی معمولی کسب‌وکارهای سنتی پرهیز کنند.

    کارآفرینی به عنوان کارکرد گمشده در سازمان.
    در برخی از شرکت‌ها، از آنجایی که موقعیت راحت‌تری در بازار ایجاد می‌کنند، مفهوم کارآفرینی که به عنوان کاوش مداوم مدل‌های کسب‌وکار جدید درک می‌شود ، کنار می‌رود. این شرکت ها تمایل زیادی به سرمایه گذاری بر روی فعالیت سودآور آزمایش شده و قابل اعتماد خود دارند و خیلی کم روی توسعه روش ها یا ایده های جدید تمرکز می کنند. در کتاب خود، اریک ریس، استدلال می کند که این عملکرد معمولی استارتاپ باید به بخش اصلی هر شرکت تبدیل شود، همتراز با بازاریابی یا امور مالی.

    تأسیس دوم
    مقیاس تغییرات مورد نیاز برای انجام مراحل فوق به گونه ای است که منجر به نوعی “تاسیس دوم” شرکت می شود. این امر مستلزم آن است که شرکت DNA خود را بازنویسی کند، زیرا کل هدف شرکتی خود را حول نوآوری تعریف می کند، که احتمالاً مستلزم تجدید ساختار روش های کاری موجود است. به عبارت دیگر، فاصله گرفتن از مدل‌های سنتی و تلاش برای تکرار انعطاف‌پذیری که استارت‌آپ‌ها هنگام انطباق با تقاضاهای بازار دارند.

    دگرگونی مداوم
    این نکته را می‌توان با عبارت «و بازگشت به آغاز» خلاصه کرد. به گفته Ries، شرکت‌ها باید این توانایی را در DNA شرکت‌شان القا کنند که دائماً خود را دوباره اختراع کنند، به طوری که پس از ایجاد تغییر یا تحول، آماده پذیرش یک چالش جدید باشند./

  • 3 پلتفرم برای نمایش ویدیوهای برند شما

    3 پلتفرم برای نمایش ویدیوهای برند شما

    مخاطبان به برندهایی که از هر نظر اصیل هستند اعتماد دارند. این بدان معنا نیست که برند شما باید تمام معایب خود را تبلیغ کند، اما به این معنی است که از شفاف بودن سود خواهد برد. اصالت این قدرت را دارد که درک برند شما را شکل دهد و اعتبار آن را افزایش دهد. در حال حاضر، هیچ چیز به اندازه ویدئو مهم  نیست. حتی اگر مصرف کنندگان از همه تبلیغاتی که روزانه می بینند خسته شده اند، 99٪ می گویند که نمی توانند در برابر تماشای یک ویدیوی برند مقاومت کنند.

     البته این بدان معنا نیست که شما فقط دوربین خود را بردارید، از هر چیزی که می بینید شروع به فیلمبرداری کنید و اسم آن را بازاریابی بگذارید. بازاریابی ویدیویی نیاز به یک استراتژی دارد. درهر بازاریابی ویدئویی B2B که انجام می دهید، باید مطمئن شوید که تکنیک های ارتباطی شما متفکرانه و واقعی هستند. مخاطبان می‌خواهند احساس ارزشمندی کنند، نه اینکه با او صحبت شود. آنها می خواهند با بازاریابی ویدئویی که دارای مزیت انسانی است، درگیر شوند.

    هدف خود را مشخص کنید، تصاویر، صدا و کپی را ترسیم کنید، سپس دست به کار شوید. در صورت امکان، استعدادهایی را که می خواهید جذب کنید را نیز شناسایی کنید. به خودتان زمان بدهید تا بفهمید چه چیزی در بینندگان هدف شما طنین انداز می شود و به آنها کمک می کند تا نگاهی اجمالی به هویت منحصر به فرد برند شما داشته باشند. هنگامی که استراتژی بازاریابی ویدیویی B2B خود را مشخص کردید، باید پلتفرم مناسبی را برای اشتراک گذاری ویدیوهای خود انتخاب کنید. در زیر سه مورد از بهترین ها وجود دارد:

    TikTok

    TikTok  برای صحت در رسانه های اجتماعی دیده می شود. به همین دلیل است که بسیاری از برندها در فرهنگ TikTok جذب شده اند. بر این اساس، آنها محتوایی را ارسال می کنند که به سمت غیررسمی و غیررسمی منحرف می شود. به طور کلی، TikToks  های پر سر و صدا سرگرم کننده، آموزشی یا ترکیبی از هر دو هستند. TikTok مکانی برای برجسته کردن فرهنگ عجیب و غریب شما یا ارائه هک های داخلی محصول یا خدمات است.

    اینستاگرام

    در حالی که درست است که به نظر می‌رسد TikTok همه توجه را به خود جلب می‌کند، اما اینستاگرام به سختی می‌تواند در جایگاه دوم رقیب محتوای ویدیویی قرار بگیرد. اینستاگرام ثابت کرده است که با  ویژگی TikTok-clone Reels ، عملکرد Stories و Video Posts،  محتوای ویدیویی را در اولویت قرار داده است . این پلتفرم کاربران را تشویق می کند که تا زمانی که ممکن است در پلتفرم خود بمانند. از نظر الگوریتمی، کسب‌وکارها بهتر است از این سرمایه‌گذاری کنند. مانند  TikTok، محتوای ویدیوی اینستاگرام شما باید سرشار از صداقت باشد.

    یوتیوب

    به یاد داشته باشید، یوتیوب مکانی است که مردم تمایل دارند ویدیوهای توصیه شده را مرور کنند. هرچه ویدیوهای برند شما واقعی تر و جالب تر باشد، شانس بیشتری برای ایجاد یک دنبال کننده وفادار خواهید داشت. زمان زیادی طول نمی کشد تا ویدیویی پیدا کنید که الهام بخش تلاش های بازاریابی شما باشد. هنگام توصیف ویدیوهای خود به کلمات کلیدی خود توجه کنید. آنها برای جذب بینندگان مرتبط و هدایت آنها به محتوای شما ضروری هستند.

    جمع بندی

    بازاریابی B2B معتبر به معنای پشت سر گذاشتن هدف کمال و تمرکز بر ارتباط است. بازاریابی ویدئویی راهی عالی برای نشان دادن ماهیت اصیل برند شما و در نتیجه ارتباط با مخاطبان خود در سطح عمیق تری است.

    انتهای مطلب/ منبع

  • هنر متعادل کردن انسان و هوش مصنوعی در بازاریابی مدرن

    هنر متعادل کردن انسان و هوش مصنوعی در بازاریابی مدرن


    هوش مصنوعی موج های بزرگی را در صنعت بازاریابی ایجاد کرده است. برنامه های هوش مصنوعی مانند GPT4 و Google  Bard می توانند تیم بازاریابی شما را قدرتمند کرده و به شما در تولید محتوای بهتر کمک کنند. با این حال، ظهور سریع هوش مصنوعی سوالات جدی در مورد جایگاه انسان در بازاریابی مدرن ایجاد کرده است.

    مانند بسیاری از چیزها، تعادل کلیدی است. هنگام استفاده از هوش مصنوعی، از وسوسه اینکه کل کمپین خود را به ChatGPT یا Jasper AI بسپارید اجتناب کنید. در عوض، سعی کنید تعادلی بین اتوماسیون و نبوغ انسانی ایجاد کنید. این به شما کمک می کند تا کنترل هویت برند خود را حفظ کنید.

    ۱.مواد شخصی سازی شده

    شخصی سازی در بازی بازاریابی مدرن پادشاه است. مخاطبان خود را با نام مخاطبین خود و تنظیم مواد آنها مطابق با نیازهای آنها نشان می دهد که شما به مصرف کنندگان خود اهمیت می دهید. شخصی سازی به ویژه در بازاریابی B2B قدرتمند است ، زیرا می تواند به شما در ایجاد روابط و ایجاد نرخ بالاتری از وفاداری به برند کمک کند.

    با این حال، شخصی سازی به صورت دستی دشوار است. شما نمی توانید وقت خود را با تایپ ایمیل های شخصی سازی شده برای هر مشتری تلف کنید و برای یافتن سرنخ های بسیار واجد شرایط، مجبور نیستید از طریق CRM خود بگردید. هوش مصنوعی می‌تواند با شناسایی خودکار سرنخ‌هایی که نیاز به تماس دارند، فرآیند شخصی‌سازی را ساده‌تر کند. این باعث صرفه جویی در وقت شما می شود و می تواند منابعی را برای کارهای خلاقانه تر مانند نوشتن کپی برای ایمیل بعدی آزاد کند.

    ۲. ایجاد محتوا

    برنامه های مولد هوش مصنوعی مانند ChatGPT به عنوان چیز بزرگ بعدی در تولید محتوا مورد استقبال قرار گرفته اند. یک اعلان سریع می تواند صفحاتی از محتوای مناسب تولید کند و طراحان گرافیک می توانند از خدماتی مانند Midjourney برای تولید تصاویر چشم نواز در زمان کمتری نسبت به زمانی که یک تصویرگر واقعی نیاز دارد استفاده کنند.

    با این حال، نویسندگان واقعی هنوز در بازاریابی مدرن ضروری هستند. در حالی که هوش مصنوعی می تواند محتوا را به صورت انبوه تولید کند، در حال حاضر قادر به ایجاد محتوای کاملاً تحقیق شده و منحصر به فرد مورد علاقه خوانندگان و SERPS نیست. به جای جایگزینی نویسندگان با هوش مصنوعی، تیم خود را با پرداخت هزینه برنامه های هوش مصنوعی برای کمک به کارهایی مانند:

    • ایده های وبلاگ ایجاد کنید
    • طرح کلی مقاله ایجاد کنید
    • ترجمه مقالات
    • پیشنهاد ویرایش

    ۳. اخلاق

    ایجاد تعادل بین بازاریابی هوش مصنوعی و نبوغ انسانی برای تولید محتوا خوب است. شکایت های نقض حق نسخه برداری قبلاً مطرح شده است زیرا بسیاری از نویسندگان می ترسند آثار آنها توسط برنامه هایی مانند ChatGPT سرقت ادبی شده باشد. با اطمینان از اینکه برنامه های تولیدی که استفاده می کنید مجوز استفاده از مواد از قبل موجود را دارند، از کسب و کار خود محافظت کنید. هر گرافیکی را که ایجاد می‌کنید، عکس را معکوس جستجو کنید و اطلاعاتی را که از یک منبع هوش مصنوعی می‌آید، بررسی کنید.

    این می تواند از بروز مشکلات قانونی جلوگیری کند و تضمین می کند که محتوای شما از نظر کیفیت و قابلیت اطمینان بالا باقی می ماند. اگر تصمیم به استفاده از هوش مصنوعی دارید، تا حد امکان شفاف باشید. خوانندگان ممکن است از این که بدانند محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را می خوانند، نگران شوند، در حالی که دیگران ترس موجهی در مورد تأیید برنامه های هوش مصنوعی دارند. این نگرانی ها را با به اشتراک گذاشتن عمومی خط مشی هوش مصنوعی فعلی خود و جزئیات مراحلی که برای اطمینان از اینکه تیم شما به طور مسئولانه از هوش مصنوعی استفاده می کند انجام می دهید، کاهش دهید.

    ۴. تحلیل داده ها

    بازاریابان انسانی چندین دهه است که از داده ها استفاده می کنند. یک استراتژی تجزیه و تحلیل داده قوی می تواند تصمیم گیری شما را ساده کند و تصویر واضح تری از روند بازار به شما ارائه دهد. با این حال، بسیاری از بازاریابان انسانی متوجه می شوند که قادر به پردازش و جمع آوری تمام داده هایی که یک کسب و کار جمع آوری می کند، نیستند. شما می توانید با استفاده از تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی، تیم بازاریابی خود را قدرتمند کنید.

     ابزارهای تحلیلی هوش مصنوعی را می توان با رشد شرکت شما افزایش داد و به طور خودکار تست های مقایسه ای را در برابر رقبا انجام داد. سرعت و دقت تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی را نیز نمی توان نادیده گرفت، زیرا ابزارهای هوش مصنوعی از سوگیری تایید رنج نمی برند و می توانند الگوهایی را کشف کنند که ممکن است توسط بازاریابان انسانی نادیده گرفته شده باشد. تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی می تواند مجموعه داده های عظیمی را برای تجزیه و تحلیل الگوهای رفتار مصرف کننده جمع آوری کند.

     با این حال، برای نتیجه گیری از داده ها نمی توانید به برنامه های یادگیری ماشین اعتماد کنید. نرم افزار یادگیری ماشین پارامترهای مشخصی دارد و ممکن است به اشتباه عوامل زمینه ای کلیدی را نادیده بگیرد. به جای اینکه هوش مصنوعی را جایگزینی برای بینش های انسانی بدانید، از برنامه ها به عنوان ابزاری برای کمک به تیم خود در تصمیم گیری سریعتر و دقیق تر استفاده کنید.

    جمع بندی

    هنگامی که هوش مصنوعی به درستی استفاده شود، می تواند تصمیم گیری شما را ساده کند و استراتژی تولید محتوای شما را تقویت کند. برنامه‌هایی مانند ChatGPT و Google Bard می‌توانند به نویسندگان کمک کنند تا پست‌های وبلاگ خود را برنامه‌ریزی کنند. با ایجاد یک خط مشی واضح هوش مصنوعی از اتکای بیش از حد محافظت کنید، این کار از کسب ‌و کار شما در برابر چالش‌های قانونی نیز محافظت می‌کند.

    انتهای مطلب/ منبع

  • مدیریت ریسک به عنوان یک مزیت رقابتی

    مدیریت ریسک به عنوان یک مزیت رقابتی

    در هر کاری که انجام می‌دهیم خطر وجود دارد، فعالیت‌ها و اقدامات روزمره که ناشی از تصمیم‌های گذشته و آینده یا حتی بی‌عملی است. کاهش ریسک یک واقعیت کسب و کار مداوم است و باید بخش عمده ای از طراحی مدل کسب و کار باشد تا به آن اعتبار قابل توجیه و ارزش پایدار برای پیشبرد ماموریت کسب و کار شما بدهد. مدیریت فعال ریسک یک شایستگی تحولی مستمر و منظم است که برای داشتن چرخه عمر بادوام یک کسب و کار مورد نیاز است.

    برنامه ریزی و توانایی اجرای استراتژی های اجتناب از ریسک و بازیابی با اقدامات تاکتیکی باید جزء جدایی ناپذیر فرآیند تصمیم گیری تکسب و کار باشد تا از موقعیت های بحرانی جلوگیری شود. به زبان ساده، مدیریت ریسک توانایی پیش‌بینی و آمادگی برای واکنش مثبت به تأثیرات صنعت و تغییرات بازار با راه‌حل‌های کاهش ریسک است. بسیاری از کسب و کارها مسحور یک مدل کسب و کار و جهت استراتژیک می شوند که این احتمال را نادیده می گیرند که مدل کسب و کار ممکن است طبق برنامه ریزی موفق نشود یا چرخه عمر کوتاه تری از آنچه پیش بینی می شود متحمل شود. نادیده گرفتن ریسک است که می تواند منجر به موارد زیر شود:

    • رشد کاهش می یابد
    • فرسایش سود
    • از دست دادن سهم بازار
    • آسیب به شهرت برند
    • کاهش قیمت سهام
    • کاهش ارزش گذاری

    راه حل های کاهش ریسک

    یک کسب و کار را ارزیابی کنید. به عنوان بخشی از برنامه های استراتژیک خود به دنبال راه حل های کاهش ریسک باشید. این نشانه آن است که آنها چشم انداز تجاری را که در آن خواهند بود یا در حال فعالیت هستند را درک می کنند. مدیرانی که طرح‌های کسب و کار را توسعه می‌دهند باید از ریسک آگاه باشند تا مطمئن شوند که مسیری سازگار با آینده دارند. ادراکات ریسک در ذهن مخاطبان کلی کسب و کار شماست. به عنوان مثال مشتریان، کارمندان، منابع مالی، سرمایه گذاران، تامین کنندگان و شرکا. برای آنها، میزان ریسک واقعی است و میل آنها را برای حمایت از کسب و کار محدود می کند. پرداختن به ادراکات ریسک یک نیاز دگرگونی است که اغلب در لیست کارهای پایین قرار می گیرد. میزان درک ریسک قابل مدیریت است. یک فرمول برنده شامل داشتن برنامه های عملی برای واکنش به خطرات درک شده بر کسب و کار شما است. برنامه های استراتژیک به اجزای استراتژیک دفاعی برای کاهش ادراک ریسک نیاز دارند. مثلا:

    • همیشه برنامه های مهاجرت برای جوان سازی و گسترش چرخه عمر محصول یا خدمت داشته باشید
    • برنامه‌های اضطراری را برای رسیدگی به نیازها و فرصت‌های راهبردی جایگزین توسعه دهید
    • ایجاد موانع برای ورود به بازار رقابتی
    • برای استراتژی ها و تاکتیک ها منطق معتبری داشته باشید
    • در فرهنگ خلاقانه نوآوری مستمر و انعطاف پذیری کار کنید

    پیامدهای ادراک ریسک

    ادراک ریسک کنترل نشده بر دسترسی به سرمایه و نگرانی های وام دهندگان در مورد آنچه ممکن است رخ دهد، تأثیر می گذارد. واضح است که ادراک ریسک بر میزان دسترسی به سرمایه تأثیر می گذارد. برنامه ریزی استراتژیک به خوبی اجرا شده شامل منطق توجیهی است که منجر به کم خطرترین مسیرهای جهت گیری استراتژیک می شود. راه حل های مدیریت ریسک با موقعیت مناسب به دوام طولانی مدت منجر می شود. برنامه ریزی دائمی و بهبود مستمر قابلیت های اصلی منجر به اثبات مبتنی بر شواهد می شود .

    کسب‌وکارهای موفق به استراتژی‌ها و تاکتیک‌های انتقالی نیاز دارند که شامل طرح‌های کاهش ریسک به عنوان بخشی از منطق استراتژیک و تاکتیکی آن‌ها باشد. تسلط بر اجتناب از ریسک به کسب و کار شما مزیت رقابتی قابل توجهی می دهد. با اولویت‌بندی ریسک‌هایی که بر کسب‌وکارتان تأثیر می‌گذارند شروع کنید و در صورت نیاز به‌صورت دوره‌ای این اولویت‌ها را به‌روزرسانی کنید. این باید یک فرآیند یکپارچه و منظم به عنوان بخشی از فعالیت های طراحی استراتژیک باشد. این یک راه خلاقانه عالی برای تمرکز بر مسیر تبدیل شدن و ماندن به یک کسب و کار مرتبط، انعطاف پذیر و بادوام است.

    انتهای مطلب/ منبع

  • 3 نکته بازاریابی برای افزایش فروش دیجیتال

    3 نکته بازاریابی برای افزایش فروش دیجیتال

    بازاریابی نیروی محرکه همه مشاغل است. زیرا بازاریابی شکاف بین مصرف کننده و تولید کننده را پر می کند. یک تولید کننده معمولاً راه حل هایی برای مشکلات مصرف کننده دارد. اما مسئله این است که مصرف کنندگان از اینکه محصولات یا خدمات یک کسب و کار می توانند به آنها در رفع مشکلاتشان کمک کنند، بی اطلاع هستند. با بازاریابی، یک کسب و کار به مخاطبان خود می رسد و آنها را در مورد خدمات خود آگاه می کند.

    یک کسب و کار از انواع مختلف محتوای بازاریابی و تاکتیک های تبلیغاتی برای آموزش مشتریان بالقوه خود در مورد محصولات خود استفاده می کند. هدف هم اطلاع رسانی و هم ترغیب مخاطب به تعهد خرید و در نتیجه افزایش تعداد کل فروش است. در اینجا سه ​​نکته کلی بازاریابی وجود دارد که می تواند به شما در بهبود فروش دیجیتال کمک کند. این نکات را می توان برای هر کسب و کار دیجیتالی به کار برد.

    1.عملکرد وب سایت خود را بهینه کنید

    باید درک کنید که نحوه عملکرد یک فروشگاه و کیفیت خدمات ارائه شده نقش مهمی در تعیین اینکه آیا فروش انجام خواهد شد یا خیر، دارد. در یک فروشگاه دیجیتال، هیچ فروشنده ای برای ارائه خدمات وجود ندارد، در عوض این وظیفه به وب سایت فروشگاه واگذار می شود. عملکرد این وب سایت خدماتی است که ارائه می شود. همه صفحات وب باید در کمتر از چند ثانیه بارگیری شوند زیرا 40٪ از مصرف کنندگان بیش از سه ثانیه قبل از پرش منتظر نمی مانند.

    اگر استفاده از وب سایت شما دشوار باشد، مردم سعی نمی کنند یاد بگیرند که چگونه وب سایت شما را هدایت کنند. مردم همچنین اگر وب سایت خیلی طاقت فرسا باشد و نتوانند بفهمند چه کاری باید انجام دهند، آن را ترک خواهند کرد. طراحی ریسپانسیو را برای کاربران تلفن همراه بگنجانید. بیش از نیمی ( 55٪ ) از ترافیک وب سایت از طریق تلفن همراه است، بنابراین شما باید وب سایت خود را برای موبایل دوستانه نگه دارید. اینها همه چیزهایی هستند که تجربه مشتری را بهبود می بخشند و اطمینان می دهند که مشتریان تمایل بیشتری به خرید دارند.

    2. از بهترین شیوه های سئو برای بهبود دید فروشگاه خود استفاده کنید

    سئو یکی از مهمترین جنبه های بازاریابی دیجیتال است. سئو مخفف بهینه سازی موتور جستجو است و ساده ترین تعریف آن عبارت است از “مجموعه ای از فعالیت هایی که به رتبه بندی وب سایت کمک می کند.” هنگامی که سئو به درستی انجام شود، ممکن است به یک وب سایت کمک کند تا در صفحه بالای نتایج جستجو ظاهر شود. از آنجایی که اکثر ترافیک به وب سایت هایی می رود که به بالای صفحه اول نزدیک تر هستند، افراد بیشتری به سایت شما می آیند. این باعث افزایش شانس فروش بیشتر می شود. در اینجا چند نکته برای بهبود سئو وجود دارد:

    • از کلمات کلیدی مناسب در محتوای وب سایت خود استفاده کنید. کلمات کلیدی برای سئو بسیار مهم هستند زیرا به موتورهای جستجو اجازه می دهند تا وب سایت را با هدف جستجوی کاربران مطابقت دهند.
    • با استفاده از تگ ها، سرفصل ها، توضیحات متا و ساختارهای URL، سئوی درون صفحه را بهینه کنید. مطمئن شوید که از کلمات کلیدی هدف خود به طور طبیعی در همه این موارد استفاده می کنید.
    • اطمینان حاصل کنید که محتوای با کیفیت و با ارزش در وب سایت فروشگاه شما منتشر شده است که به سوالات کاربران پاسخ می دهد و راه حل هایی برای نقاط درد ارائه می دهد.
    • سعی کنید بک لینک هایی با کیفیت عالی به وب سایت خود دریافت کنید زیرا می تواند رتبه SERP آن را به شدت افزایش دهد .
    • با سرمایه گذاری در سئو، می توانید کسب و کار خود را برای افراد بیشتری بازاریابی کنید و این احتمال فروش را افزایش می دهد. ترافیک بیشتر برابر با فروش بیشتر است.

    3. از بازاریابی ایمیلی استفاده کنید

    بازاریابی ایمیلی یک شکل محبوب بازاریابی محتوا است. مزایای مختلفی از جمله قابل تنظیم بودن برای هر یک از مخاطبان شما دارد. بازاریابی ایمیلی می تواند فروش را به طور چشمگیری بهبود بخشد. از طریق ایمیل، یک بازاریاب می تواند چندین کار را برای افزایش فروش انجام دهد. آنها می توانند:

    • خبرنامه هایی را با محتوای مفید و ارزشمند برای مشترکین خود ارسال کنید.
    • معاملات و تبلیغات سفارشی را به مخاطبان خود ارائه دهید تا آنها را متعهد به خرید کنند.
    • محتوایی را با CTA ارسال کنید که به مخاطبان شما کمک می کند تا به سایت شما رفته و محصولات را خریداری کنند.
    • ارسال محتوا و معاملات به مشتریان بالقوه و تبدیل آنها به سرنخ.

    ایمیل و محتوا ارتباط زیادی با یکدیگر دارند. در واقع، به جرات می توان گفت که کیفیت محتوای ایمیل شما مستقیماً تعداد سرنخ ها و فروش هایی که ایجاد می کند را کنترل می کند. از آنجایی که افراد دامنه توجه کوتاهی دارند، محتوای ایمیل شما باید به راحتی قابل خواندن و درک باشد. اگر حتی تا حدودی دشوار باشد، ممکن است مردم را دور کند. برای سهولت خواندن مطالب، سعی کنید آن را با عبارات و عبارات ساده بیان کنید.

    پس از ایجاد محتوا، می توانید از گزینه هایی مانند بازنویسی برای ساده سازی بیشتر آن استفاده کنید. با این حال، بازنویسی محتوای هر ایمیل به صورت جداگانه یک کار دشوار است. به همین دلیل است که به جای انجام دستی، کمک گرفتن از ابزار ترجمه آنلاین می تواند گزینه آسانی باشد. این ابزار به طور خودکار محتوا را در زمان بسیار کوتاهی بازنویسی می کند. این نوع ابزارهای آنلاین می توانند خوانایی محتوای ایمیل را با جایگزینی کلمات دشوار با مترادف های ساده ترشان بهبود بخشند. برخی از آنها همچنین می توانند جملات را بازسازی کنند تا کمتر گیج شوند.

    جمع بندی

    این نکات کلی هستند زیرا می توان آنها را برای اعمال هر نوع کسب و کاری تغییر داد. این می تواند برای یک مدل کسب و کار SaaS یا یک مدل فروشگاه آنلاین اعمال شود. این نکات از فنی تا غیر فنی و مستقل از یکدیگر متغیر هستند، به این معنی که می توانید یک یا چند مورد از این نکات را بدون نگرانی در مورد انسجام بین آنها اعمال کنید.

    انتهای مطلب/ منبع