نویسنده: کسب و کار

  • تاثیر بازاریابی انگیزشی بر کسب و کار شما

    تاثیر بازاریابی انگیزشی بر کسب و کار شما

    تا زمانی که یک فرد با نیرویی برای کنش کردن تحریک نشود، هیچ عملی اتفاق نخواهد افتاد. مثلا قبل از اینکه شخصی حتی اولین قدم را به سوی خرید بردارد قطع نظر از اینکه ممکن است این خرید تا چه حد کوچک باشد، باید برانگیخته شود. فرض کنید که با تشنگی تحریک شده اید. ناگهان این فکر به ذهن شما خطور می کند که اگر بتوانید تشنگی خود را رفع کنید، روز شما بسیار لذت بخش تر خواهد بود. به سمت یخچال می روید و می بینید چیزی برای نوشیدن وجود ندارد. حالا با عطش بیشتری به دلیل نداشتن چیزی برای نوشیدن، یا حتی تصور قوی تر مبنی بر اینکه چقدر خوب می شد که همین الان نوشیدنی خنک در دستانتان می داشتید، تحریک شده اید.

    بنابراین، به قصد خرید یک نوشیدنی دلچسب، از منزل خارج می شوید. در طول راه، شروع به تفکر درباره چیزی می کنید که قصد خریدش را دارید. می اندیشید به احساسی که می خواهید داشته باشید، اما در ذهنتان آن احساسات را به نوشیدنی های خاصی که ممکن است در تبلیغات تلویزیونی دیده باشید ارتباط می دهید. آیا یک جور نوشابه محبوب خواهد بود یا یک بطری آب یا یک نوشیدنی انرژی زای جدید؟ این امر کاملا به این موضوع بستگی دارد که تبلیغات شرکت مذکور محصولش را از لحاظ هیجانی، چقدر تاثیر گذار در ذهن شما جای داده است.

    بنابراین شما با هیجانات برانگیخته شده اید؛ هیجاناتی که تبلیغ کنندگان پیشنهاد داده اند که وقتی محصولشان را می نوشید و لذت می برید، آنها را احساس خواهید کرد. شما در ابتدا با تشنگی برانگیخته شده بودید و سپس با تبلیغات برانگیخته شدید تا این که سرانجام، خوشحال و با یک نوشیدنی خنک در دستتان به سمت صندوق فروش قدم برمی دارید و آماده اید که برای استراحت و آرامش بیشتر به خانه بازگردید.

    واقعا چه چیزی مردم را برای خرید تحریک می کند؟

    در جامعه ما صدها نوع انگیزه وجود دارد، اما به عنوان یک بازاریاب فقط تعداد انگشت شماری از آنها واقعا ارزش توجه ما را دارند. همواره به هیجاناتی توجه کنید که مردم را برای خرید کالاها و خدمات تحریک می کنند. وقتی پاسخ سوالات زیر را بدانید می توانید یک سیستم بازاریابی مطمئن و موثر برای سال های متمادی به وجود آورید.

    • خریداران به چه چیزی می اندیشند؟
    • چه احساسی دارند؟
    • برای اینکه آنها را ترغیب کنم که همین الان خرید کنند، چه هیجاناتی را باید در بازاریابی ام به کار ببرم؟

    وظیفه ما به عنوان یک بازاریاب این است که ابتدا هیجانات را بشناسیم و سپس از آنها در هر آگهی تبلیغاتی، نامه فروش، صفحه وب سایت، آگهی های رادیویی، برنامه های تبلیغاتی که می سازیم استفاده کنیم.

    انگیزش فرایندی پیوسته است

    کلید بازاریابی انگیزشی این است که تمام تلاشتان را به کار ببندید تا خریداران احتمالی را برای خرید از خودتان ترغیب کنید و آنها را در حین خرید و حتی پس از آن برانگیخته نگاه دارید. اگر خریدار نسبت به خریدش برانگیخته باقی بماند، احتمال پشیمانی او را از بین می برید، امکان پس دادن کالا را به حداقل می رسانید و احتمال این را که خریدار در آینده نیز از محصولات یا خدمت شما استفاده کند افزایش می دهید.

    مردمی که از کسب و کار شما خرید می کنند به دو دسته تقسیم می شوند. دسته اول مشتری خوب نام دارد. این ها مشتریانی هستند که بدون اینکه تلاش زیادی برای فروش محصولتان به آنها بکنید، مکررا برای خرید به شما مراجعه می کنند. دسته دوم، نوع برتر مشتری است که طرفدار متعصب نامیده می شود. طرفداران متعصب نه تنها از کسب و کار شما حمایت می کنند بلکه به رشد و ترقی آن نیز کمک می کنند. وقتی بتوانید طرفداران خود را تحریک شده نگاه دارید، آنها عباراتی را درباره محصولات و خدمات شما در حوزه تحت نفوذشان منتشر خواهند نمود. این عبارات منتشر می شوند و در نهایت شما مشتریان بیشتر و بیشتری خواهید داشت.

    اشخاصی که در مورد آنچه ما ایجاد می کنیم هیجان زده نیستند روحیه بقیه افراد تیم را نیز کاهش می دهند. به سرعت هر کسی را که بی انگیزه است با فرد دیگری جایگزین کنید. اگرچه این کار در نگاه اول خشن و زننده به نظر می رسدف اما این در واقع یک طرف قضیه است. در طرف دیگر، اگر کسب و کار تیمی با انگیزه داشته باشد که با یکدیگر همکاری می کنند، برای همه بهتر است. انگیزش همانند سوختنی است که سبب پیشروی کسب و کارتان شده یا باعث می شود که یک شخص از شما خرید کند. بدون این سوخت، فروشی اتفاق نمی افتد و کسب و کار به زودی درب هایش را برای همیشه خواهد بست.

    انتهای مطلب/

  • پرداخت ۶ هزار میلیارد تومان برای اشتغال‌زایی در استان‌ها

    پرداخت ۶ هزار میلیارد تومان برای اشتغال‌زایی در استان‌ها

    «محمد مخبر» روز یکشنبه در جلسه‌ای با موضوع اشتغال اظهار داشت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی عملکرد همه دستگاه‌های اجرایی و استان‌ها برای تحقق وعده اشتغال دولت را ارزیابی کند و در صورت عقب بودن از برنامه، از آنها برنامه جبرانی زمان‌بندی شده بخواهد. وی با اشاره به عدم انطباق مهارت متقاضیان اشتغال با نیازهای بازار کار، از سازمان فنی و حرفه‌ای کشور خواست ضمن احصای نیازهای بازار کار، برنامه‌ریزی گسترده‌ای برای آموزش به متقاضیان اشتغال در کشور ارائه کند.

    معاون اول رئیس‌جمهور همچنین بر لزوم تعیین رشته‌های تولیدی متناسب با نیازهای کشور تأکید و خاطرنشان کرد: باید رشته‌های تولیدی منطبق بر نیازهای کشور احصا و به تناسب این رشته‌های شغلی، منابع مالی و اعتبارات لازم به سمت مشاغل خُرد، متوسط و خانگی هدایت شود.

    مخبر با تأکید بر پرداخت ۶ هزار میلیارد تومان تسهیلات در قالب تبصره ۱۸ قانون بودجه به استان‌ها طی یک هفته آینده، تصریح کرد: وزارت کشور باید استانداران را مکلف کند از فرصت‌ها و ظرفیت‌های هر منطقه در قالب این تبصره برای اشتغال‌زایی استفاده کنند؛ همچنین بانک مرکزی نیز باید به‌صورت مستمر از بانک‌های عامل گزارش اشتغال ایجاد شده ناشی از پرداخت تسهیلات بانکی را دریافت و به دولت ارائه دهد.

    در این جلسه که وزرای تعاون، کار و رفاه اجتماعی، جهاد کشاورزی و معاونین دستگاه‌های ذیربط نیز حضور داشتند، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گزارشی از سامانه رصد ملی اشتغال ارائه و اعلام کرد تا پایان آبان ماه، ۶۶ درصد از تعهد اشتغال دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۱ در سامانه رصد ملی اشتغال این وزارتخانه ثبت شده است که این میزان مطابق زمان‌بندی پیش‌بینی شده تا پایان سال بوده و همه موارد در سه مرحله پیامکی، تماس و به‌صورت حضوری تا پایان سال نظارت خواهند شد.

    سید صولت مرتضوی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز در این جلسه با تأکید بر افزایش آمار بیمه‌شدگان در دولت سیزدهم گفت: به‌دنبال طراحی سامانه ثبت بیکاران در کشور هستیم تا با اطلاعات و آمار دقیق‌تر بتوانیم برنامه‌ریزی مناسبی برای رفع معضل بیکاری انجام دهیم. در ادامه این نشست سازمان برنامه و بودجه گزارشی از نقشه راه اشتغال‌زایی این سازمان و چالش‌های پیشِ رو ارائه کرد و اعضای حاضر در جلسه نظرات و دیدگاه‌های خود را در خصوص این گزارش ارائه کردند.

    انتهای مطلب/

  • ارتباط محیط کسب و کار با خرده فروشی

    ارتباط محیط کسب و کار با خرده فروشی

    نیروهای محرک در محیط کسب و کار را که شامل متغیرهای بیرونی و درونی هسند و ارتباط مستقیمی با سناریوی متغیر خرده فروشی دارند، می توان محیط کسب و کار خرده فروشی نامید. با توجه به تعریف فوق، می توان نتیجه گرفت که محیط کسب و کار در بخش خرده فروشی هر دو متغیر بیرونی و درونی را شامل شود. محیط کسب و کار پویا است و خرده فروشان نیازمند اتخاذ راهبردهای آمیزه ای خرده فروشی طبق عوامل بیرونی محیط هستند.

    رقابت: محیطی که در آن کسب و کار ما انجام می شود، در معرض تغییرات پویا بوده است. خرده فروش برای تعامل با محیط پیوسته متغیر، نیازمند به روز بودن در مورد عوامل تاثیرگذار بر کسب و کار خود است. خرده فروش باید تحلیل SWOT (نقاط ضعف، فرصت ها، تهدیدها) شرکت خود را اجرا کند تا وضعیت فعلی آن را در صنعت دریابد. اگر فروشگاه خرده فروشی خود را با تغییرات محیط منطبق نکند، قادر به دوام و رقابت در بازار نخواهد بود.

    پویش بازارها، حوزه و محل تحلیل برای خرده فروش: اگر خرده فروشی در حال برنامه ریزی برای ورود به بازار جدیدی باشد، پس مطمئن شود که مطالعه امکان پذیری را در مورد بازاری که قصد ورود به آن را دارد به خوبی اجرا کند. در این مورد خرده فروشان باید تحلیل مدل PEST (تحلیل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناوری) را اجرا کنند. آنها باید در حوزه و محل فروشگاه را نیز تحلیل کنند و این به درک اینکه مشتری برای خرید از فروشگاه چه مسافتی را باید بپیماید، کمک خواهد کرد.

    فرهنگ و قوانین حقوقی در کشورهای مختلف: برای یک خرده فروش بسیار مهم است که طبق قوانین حقوقی کشوری عمل کند که در آن کسب و کار خود را اداره می کند. برای نمونه وال مارت وارد آلمان شد و راهبرد مشابهی را به کار گرفت. نظام حقوقی آلمان بیان می کند که هیچ شرکتی مجاز به فروش کالای خود زیر حداکثر قیمت خرده فروشی نیست. بنابراین مردم آلمان ترجیح دادند از وال مارت خرید نکنند. از این رو هر خرده فروشی باید از مسائل فرهنگی و حقوقی محیط خود آگاه باشد.

    طراحی آمیخته ی خرده فروشی: به کمک آمیخته خرده فروشی، خرده فروش می تواند شیوه های مختلف را ترکیب کند تا برای جذب مصرف کنندگان خود، به یک راهبرد بازاریابی دست پیدا کند. آمیخته خرده فروشی متغیرهایی از قبیل تنوع کالا، طبقه بندی، راهبرد قیمت گذاری، آگهی، تبلیغات، چیدمان، طراحی فروشگاه و محل عرضه دیداری کالا را شامل می شود. خرده فروش باید آمیزه ی مناسبی از فعالیت های فوق را داشته باشد تا کسب و کار را با موفقیت اداره کند.

    انتهای مطلب/

  • انجام کسب و کار بر مبنای مشتری

    انجام کسب و کار بر مبنای مشتری

    در حرفه بازاریابی و فروش، ما احساس می کنیم که راهی مشخص را طی کرده ایم. به طریقی مشخص تفکر می کنیم که ما را از همکاران خود در دیگر بخش های کسب و کار نظیر محیط های عملکردی، مالی و منابع انسانی متمایز می سازد. اما این تمایز موجود در ذهن ما ممکن است در حقیقت مانع توانایی ما برای موفقیت در مدیریت خط فروش شود. در یک سطح، ما با این افراد بیش از آنچه فکر می کردیم نقطه مشترک داریم.

    موضوع این است که به دور از محیط دفتری ما بسیار مشابه یکدیگر رفتار می کنیم. ما اغلب دیدگاه متفاوت و ستیزه جو را همزمان داریم. ما اغلب اگر نتوانیم دقیقا به آنچه که می خواهیم برسیم مصالحه و قربانی کردن مشتری را در راس امور قرار می دهیم. ماهیتا، رفتاری که به عنوان مشتری از خود بروز می دهیم در نقش ما به عنوان فرد کاسب تاثیر گذار است. بازاریاب و فروشنده بریتانیایی به نام “گورو پیتر فیسک” می گوید:

    مشتریان و افراد بسیار متفاوت و متمایز شده اند. در حالی که ۱۰۰ سال پیش یک خریدار ماشین جدید با خرید یک فورد مدل “تی”، مدلی که به ندرت در طی دهه ها تغییر می کرد، در هررنگی، خوشحال می شد، امروز مشتریان باهوش، پرتوقع، باریک بین شده اند. نیازهای آنها بیان شده آنها ممکن است خوب پیش رود، اما نیازهای بیان نشده آنها موضوعیت دارد.

    در بازارهایی که انتخاب بی حد و حصر است، مشتریانی حضور دارند که تحت کنترل هستند. آنها از کمپانی ها انتظار دارند کسب و کار را در مکان، زمان، و به شکلی که آنها می خواهند انجام دهند و مشتاق دنبال کردن منافعی که در پیش روی نیازهایشان است، نیستند! امروزه ایجاد یک خط فروش، امری سرراست نیست و نیاز دارد شما از خارج محیط شروع کرده و سپس پاسخگوی نیازهای درونی به طریقی بهتر و با تمرکز بالاتر باشید.

    فارغ از بازاری که در آن هستید، مشتریان در برابر کلیشه ای شدن مقاومت می کنند:

    1_ به محصولات نسبت به قبل ارزش کمتری می دهند و به جای آن درگیر شدن با برندی که به آنها خدمات می دهد اهمیت می یابد.
    2_ آنها به جوانان بیشتر احترام می گذارند و آرزوی جوان ماندن در هر سنی را دارند.
    3_ آنها به زندگی بیش از پول اهمیت می دهند و ترجیح می دهند از طریق دانش، دوستی یا خوب بودن معامله کنند تا پول. در حقیقت نسبت به قبل کمتر معامله گرا هستند.
    4_ آنها به دنبال ارتقای چیزهایی هستند که لذت می برند و خواهان به حداقل رساندن چیزهایی هستند که از آن لذت نمی برند یا برایشان اهمیت ندارد.

    در مقاله ای با نام “بازارها وفاداری خود به سیاستمداران را از دست داده اند” که در “اوینینگ استاندارد” لندن در پنج اگوست ۲۰۱۱ به چاپ رسید، “آنتونی هیلتون” این گونه می گوید که مشتریان در دنیای غرب از تاثیرات چنین تزلزلی در بازار مصون نمانده اند، چرا که تاثیر آن مستقیم بر جیب آنهاست. ناتعادلی جهان کسب و کار و رشد در دهه قبل، از چشم رای دهندگان پوشیده مانده است. این مورد به مشتریان، دولت اروپا و آمریکا اجازه می دهد تا از استانداردهای زندگی محافظت کرده و توجهی به این موضوع نکنند که اقتصاد بر علیه ما قدعلم کرده است.

    در انگلیس، پژوهش، اساسی بر اقتصاد و کسب و کار پیش بینی می کند که استانداردهای زندگی تا ۲۵ درصد در طی ربع قرن اخیر افت خواهد کرد و این بدین خاطر است که مشتریان نه تنها با فشار ناشی از بازار کارگری و ارزان قیمت آسیا خود را تطبیق داده بلکه فشار رقبای مهم در تقسیم منابع کمیاب را نیز متحمل می شوند. این در مقابل پشت صحنه ای است که ما باید رویکرد خود در ایجاد یک خط فروش واقعی را تغییر دهیم. رویکردی که عوامل تغییر را در نظر دارند.

    انتهای مطلب/

  • هدف‌گذاری برای تحقق سهم ۱۵ درصدی مشاغل خانگی

    هدف‌گذاری برای تحقق سهم ۱۵ درصدی مشاغل خانگی

    ظرفیت‌های اقتصادی کشور برای ایجاد اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و بهبود وضعیت معیشتی مردم جامعه سال‌هاست که مد نظر مسئولان قرار دارد. مشاغل خانگی به‌دلیل برخورداری از مطلوبیت‌های فراوان و بازدهی بالا، ظرفیت بسیاری برای جامه عمل پوشاندن به برنامه‌های اشتغالزایی در کشور دارند.

    در برخی کشورهای فوق‌صنعتی مشاغل خانگی تا 23درصد کل مشاغل این کشورها را شامل می‌شوند. در کشورهای بزرگ اقتصادی بخشی از زنجیره ارزش به خانه‌ها منتقل می‌شود و کارخانه‌ها و شرکت‌هایی که فعالیت اقتصادی انجام می‌دهند بخشی از زنجیره ارزش خود را به خانه‌ها منتقل می‌کنند و این مسئله هم به نفع آن کارخانه‌دار و هم فردی است که در خانه نشسته و فعالیت اقتصادی و بخشی از تولید آن کارخانه را برعهده گرفته است. از نگاه بسیاری از کارشناسان کسب‌وکارهای خانگی مطمئن‌ترین راه درآمدزایی به‌شمار می‌روند که در کاهش بیکاری و ایجاد فرصت‌های شغلی بسیار نقش موثر و سازنده‌ای دارند.

    در دنیای امروز که توسعه پایدار و کاهش فقر و محرومیت دغدغه دولت‌ها به‌شمار می‌رود توجه به مشاغل خانگی اهمیت بسیاری دارد. برای آن دسته خانواده‌هایی هم که از تمکن مالی مناسبی برخوردار نیستند یا به لحاظ اقتصادی زیرفشارند مشاغل خانگی بهترین منبع کسب درآمد به شمار می‌رود.براساس آمار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی 3درصد کل اشتغال کشور مربوط به مشاغل خانگی است که هدفگذاری برای رسیدن به سهم 15درصدی مشاغل خانگی در اشتغال وجود دارد. کریمی بیرانوند, معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون, کار و رفاه اجتماعی با اشاره به رشد 380درصدی سرعت صدور مجوز‌های خانگی گفت: هر خانه می‌تواند یک واحد تولیدی باشد

    معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بیان کرد: در مهم‌ترین بخش کارآفرینی در سطح دولت و بررسی همه سیاست‌های پولی و مالی، به این نکته رسیدیم که نقش مادران در تربیت فرزندان کارآفرین غیر قابل اجتناب است. وی افزود: مادری که بتواند یک فرزند کارآفرین پرورش دهد، باید ادبیات و تجربیات کارآفرینی را هم بداند. این در حالی روی می‌دهد که عرصه برای فعالیت اجتماعی و اقتصادی بانوان فعال باشد.

    کریمی بیرانوند تاکید کرد: هر خانه می‌تواند یک شغل و یک واحد تولیدی در پهنای کشور باشد چراکه خانه، واحد اقتصادی و مظهر یک واحد تولیدی است که می‌تواند فعالیت‌های فیزیکی و یا خدماتی ارائه دهد. همه اعضای یک خانواده، مشغول فعالیت هستند و با هم افزایی، هزینه‌های آن کاهش خواهد یافت.

    معاون وزیرکاربیان کرد: برای رشد و توسعه بهتر مشاغل خانگی، ستاد ساماندهی و مشاغل خانگی در معاونت اشتغال وزارت کار، تدارک دیده شده است و همه، عضو این ستاد هستند. در یک ساله اخیر، به لطف خداوند سرعت صدور مجوز‌های خانگی 380 درصد رشد داشته است و خانواده‌های عزیز برای دریافت مجوز خانگی به درگاه ملی کسب و کار مراجعه و با انتخاب شغل می‌توانند پرینت مجوز خود را بدون نیاز به کارشناسی یا پروسه اداری، دریافت کنند. وی با اشاره به اینکه سرعت مجوز‌ها بالا رفته و مشاغل خانگی رشد داشته اند، تصریح کرد: 50درصد تامین مالی ما در شغل‌های خانگی افزایش داشته و پرداخت هزینه مشاغل خانگی ما نیز 10برابر رشد یافته است.

    کریمی بیرانوند با بیان اینکه به تولیدات خانگی ایمان و عقیده داریم، گفت: هر خانه می‌تواند یک شغل داشته باشد. این شغل خانگی فارغ از این است که یک مادر و یا پدر، شغلی در خارج از خانه انجام می‌دهند. خانواده می‌تواند با همکاری و هم افزایی یکدیگر، یک شغل خانگی مجوزدار و قانونی داشته باشند.

    وی تصریح کرد: در حال حاضر، سهم مشاغل خانگی ما 3درصد است که با تنوع فرهنگی و قومی و تمدنی که داریم، این میزان بسیار ناچیز است. مشاغل خانگی از گوشه رینگ در آمده و به گل سرسبد ما تبدیل شده است. تلاش ما بر این است تا به سهم 15 درصدی مشاغل خانگی در بازار کار ایران برسیم.

    معاون اشتغال وزارت کار با اشاره به اینکه 6 هزار شغل مشاغل خانگی اعلام شده است، تاکید کرد: ما به عنوان تنها مرجع ایجاد مشاغل خانگی، با همکاری بسیج سازندگی موفق شدیم شاهد رشد بسیار خوب در حوزه مشاغل خانگی باشیم. برای توسعه این امر، حتی پنل‌های خورشیدی بدون ارجاع به کارشناس می‌توانند مجوز دریافت کنند. دو هفته اخیر مجوز پنل خورشیدی را اضافه کردیم که با استقبال در مشاغل خانگی روبه‌رو بوده و الگوی موفقی نیز معرفی شده است.

    کریمی بیرانوند با اشاره به اینکه مسئولان مربوط باید اطلاعات شغل‌های ایجاد شده در منازل را در سامانه‌های مربوطه ثبت کنند، گفت: خوشبختانه پایگاه‌های مردمی اشتغال آفرین توسط وزارت کار راه اندازی شده است و توانسته اند در طول یک سال، 50 شغل خانگی ایجاد و معرفی کنند. مشکل عمده کشور این است که کارآفرین‌های متعددی هستند و نیروی کار مورد نظر خود را پیدا نمی‌کنند و با استفاده از این سامانه می‌توان این امر را محقق ساخت. بر حسب اعلام سامانه‌های ما، فرصت‌های شغلی اختیاری در طول یک سال، از تعداد بیکاران کشور بیشتر است.

    انتهای پیام/

  • احکام مالیاتی آیین‌نامه حمایت از کسب‌ و کارهای اقتصاد دیجیتال

    احکام مالیاتی آیین‌نامه حمایت از کسب‌ و کارهای اقتصاد دیجیتال

    داود منظور در راستای اجرای سیاست‌های حمایت از تولید و تحقق شعار سال «تولید، دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین»، احکام مالیاتی آیین‌نامه حمایت از سکوها و کسب‌وکارهای اقتصاد دیجیتال موضوع تصویب‌نامه شماره ۱۴۲۱۸۰/ت ۶۰۵۱۱ ک مورخ ۱۴۰۱/۰۸/۱۰ کمیسیون موضوع اصل ۱۳۸ قانون اساسی را جهت اجرا به ادارات کل امور مالیاتی سراسر کشور ابلاغ کرد.

    در این بخشنامه آمده است: مطابق ماده (۶) این آیین‌نامه، سازمان امور مالیاتی کشور با رعایت ماده (۱۰۰) قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ و اصلاحات بعدی آن و مقررات مربوط به آن موظف است برای کلیه کسب‌وکارهای مشمول که فاقد سابقه مالیاتی بابت فعالیت مذکور در نظام مالیاتی باشند، درصورتی‌که فعالیت خود را به سکوهای مشمول انتقال دهند مشوق‏های زیر را اعمال نماید:

    ۱- معافیت از تسلیم اظهارنامه و نگهداری اسناد و مدارک بابت درآمد (فروش کالا یا ارائه خدمت) حاصله در سکوهای مشمول داخلی تا میزان مقرر در ماده (۱۰۰) قانون مالیات‏های مستقیم مصوب ۱۳۶۶- و اصلاحات بعدی آن (سی برابر معافیت مالیاتی حقوق و دستمزد).

    ۲- تعیین حداقل نرخ مالیات مقطوع کسب‌وکارهای مشمول به‌صورت پلکانی با رویکرد کمک به رشد اقتصاد دیجیتال در کشور. بخشنامه مربوط به این بند توسط سازمان امور مالیاتی با همکاری وزارتخانه‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات و امور اقتصادی و دارایی تهیه و ابلاغ می‌شود.

    تبصره – کلیه مشمولین این بند از هرگونه جریمه ناشی از عدم تسلیم اظهارنامه و نگهداری اسناد و مدارک مربوط در مهروموم‌های آتی معاف خواهند شد.

    ۳- محسوب کردن کلیه هزینه‌های ایجاد و توسعه سکوها و کسب‌وکار در سکوهای داخلی جزو هزینه‌های قابل‌قبول مالیاتی تا سقف مقرر. سازمان امور مالیاتی کشور مکلف است با همکاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ این تصویب‌نامه بخشنامه‌های مرتبط را تهیه و به کلیه واحدهای مربوط ابلاغ نماید. سقف هزینه‌های قابل‌قبول به پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی به تصویب کارگروه ویژه اقتصاد دیجیتال خواهد رسید.

    تبصره – کلیه معافیت‌ها و بخشودگی‌های مودیان که در قانون مالیات‏های مستقیم و قانون مالیات بر ارزش‌افزوده و بخشنامه‌های صادره سازمان امور مالیاتی کشور حسب نوع فعالیت و خدمات تعیین شده است، در صورت انجام این فعالیت یا ارائه خدمات توسط کسب‌وکارهای مشمول این تصویب‌نامه از معافیت‏ها و بخشودگی‌های مذکور با رعایت قوانین و مقررات مربوط برخوردار می‌شوند.

    انتهای مطلب/

  • متمایز کردن محصول در کسب و کار

    متمایز کردن محصول در کسب و کار

    یک راه دیگر برای تعریف راهبرد مارکتینگ؛ این است که به نحوه متمایز کردن و تعیین جایگاه محصول یا خدمت آینده دار خود و نحوه‌ایجاد یک برند برای آن توجه کنید. متمایز کردن عبارت است از اینکه محصول شرکت خود را از محصول رقبا به نحوی مشخص کنید که برای مشتریان قابل فهم باشد. شما می‌توانید به لحاظ فیزیکی یا از طریق خدماتی که شرکتتان در پشتیبانی از محصول ارائه می‌کند، محصولات خود را متمایز کنید.

    وجوه تمایز فیزیکی محصول عبارت است از:

    • شکل: اندازه، قالب، ساختار فیزیکی. برای مثال؛ روکش و میزان قرص آسپرین.
    • قابلیت‌ها: همانند قابلیت جدید ویرایش متن یک نرم‌افزار پردازش واژه.
    • کیفیت عملکرد: سطحی که مشخصات اصلی عملکرد محصول در آن قرار دارد.
    • کیفیت هماهنگی: میزان عملکرد هماهنگ تمام اجزای محصول.
    • دوام: طول عمر مورد انتظارات محصول تحت شرایط عادی یا فشار.
    • اعتبار: احتمال عدم خرابی یا نقص محصول.
    • قابلیت تعمیر: میزان راحتی تعمیر محصول در صورت خرابی.
    • سبک: ظاهر محصول و احساسی که به مشتری می‌دهد.
    • طراحی: نحوه‌ای که تمام کیفیت‌های قبلی در کنار هم کار می‌کنند. (کاربری آسان، ظاهر خوب، طول عمر زیاد)

    وجوه تمایز محصول به لحاظ خدمات پشتیبانی، شامل این موارد می‌شود:

    • راحتی سفارش: میزان راحتی مشتریان در خرید محصول.
    • تحویل: میزان دقت و سرعت در تحویل محصول.
    • نصب: کیفیت انجام کار برای قابل‌استفاده کردن محصول در مکان موردنظر
    • آموزش مشتری: ارائه پیشنهاد آموزش استفاده از محصول به مشتریان.
    • مشاوره مشتری: ارائه خدمات مشاوره یا تحقیق به خریداران محصول.
    • نگهداری و تعمیر: میزان کمک شرکت به مشتریان در نگهداری از محصول در شرایط کاری خوب.

    انتهای مطلب/

  • درس هایی از مشکلات نوآوران در کسب و کار

    درس هایی از مشکلات نوآوران در کسب و کار

    چگونه صنایع قدرتمندی چون کداک، بلاک باستر، روزنامه شیکاگو تریبون، صنایع فولاد بتلهم، فروشگاه سیرکوییت سیتی و شرکت دانلی در عرض چند سال از بین رفتند؟ آنها به دلیل نوآوری های تحول آفرینی که صنعتشان را دگرگون کرد از بین رفتند. مانند بسیاری از شرکت های تازه وارد، آنها نیز نتوانستند به سرعت در برابر این تحولات عکس العمل نشان دهند. کلایتون کریستنسن، استاد دانشگاه هاروارد و اولین کسی که درباره نوآوری تحول آفرین صحبت کرد، درباره اینکه چگونه رهبران صنایع در دام مشکلات موجود بر سر راه نوآوری می افتند و سقوط می کنند، توضیح داده است. رهبران صنایع در دام مشکلات موجود بر سر راه نوآوری می افتند و سقوط می کنند توضیح داده است. رهبران صنایع سهم بزرگی از بخش های بازار و سودآورترین مشتریان مطالبه می کنند.

    درس اول: یک رقیب قدرتمند ممکن است همان چیزی باشد که به آن نیاز دارید
    حتی اگر شرکتی در بازار خود برترین باشد، تمایل و اشتیاق به افزایش حاشیه سود، سبب ظهور نوآوری تحول آفرین در این بازار می شود. همان طور که رقبا برای افزایش حاشیه سود تلاش می کنند، فرصت خدمت رسانی به مشتریان در بازارهایی که تازه باز شده اند نیز به وجود می آید. این مشتریان معمولا برای شرکت های تازه واردی که به جای خدمت رسانی به مشتریان بیشتر، صرفا به دنبال افزایش حاشیه سود خود هستند، غیر جذاب به نظر می رسند.

    درس دوم: بی کنترلی
    اغلب کسب و کارهای موجود درباره نوآوری تحول آفرین اطلاعات دارند اما ترجیح می دهند آن را نادیده بگیرند، زیرا معمولا سبب کاهش قیمت های فروش و حاشیه سود می شود. چرا شرکت های موفق باید مدل کسب و کار خود را به سمت بازارهای کوچکتر با حاشیه سود کمتر ببرند؟ پاسخ این است که آنها معمولا این کار را نمی کنند. اکثر شرکت ها فرمول برد خود را حفظ می کنند و بر سر آن می مانند، مانند شرکت های کارگزاری ارائه دهنده خدمات کامل.

    ارائه خدمات ویدئویی از طریق پست یا دستگاههای خودکار تحویل فیلم، یکی از نوآوری های تحول آفرین در بازار فروش فیلم های ویدئویی بود. نت فیلکس پیشنهاد ۵۰ میلیون دلاری فروش و واگذاری خود به بلاک باستر را ارائه داد اما بلاک باستر این ایده را به سخره گرفت، زیرا مدل کسب و کار خودش خیلی سودآورتر بود. در نهایت بلاک باستر در تشخیص موفقیت این نوآوری های تحول آفرین شکست خورد و زمانی که به سمت عرضه عمده ویدئوهای خود روی آورد، دیگر دیر شده بود.

    درس سوم: تحول به عنوان عامل مزاحم
    شرکت های موجود در بازار، نوآوری تحول آفرین را به عنوان عامل آزاردهنده و کاهنده حاشیه سود، رد می کنند. ممکن است افرادی که محل کارشان دور از خانه است، بپرسند: “آیا می توان از رایانه به عنوان تلفن همراه استفاده کرد؟” کارخانه های بزرگ فولاد نیز از فروش میل گردهایی با حاشیه ی سود کم توسط کارخانه های کوچک تر استقبال کردند. کداک نیز مسئله کیفیت عکس های دیجیتال را به دلیل تاثیر اندک آنها بر بازار فیلم نادیده گرفت. بلاک باستر نیز متعجب بود که چطور افراد به جای عجله کردن برای گرفتن فیلم ها از مغازه، ترجیح می دهند منتظر ارسال آنها بمانند.

    درس چهارم: تحولات، رقابتی می شوند
    نوآوری تحول آفرین راهی برای حل مشکلاتتان پیدا می کند. کارخانه های کوچک فولاد پس از مدتی به فرایند جدیدی برای تولید نوارهایی که در ساخت صفحات فولادی با سود بسیار بالا به کار می رود، دست یافتند. پیش از دستیابی به این نوآوری، فقط کارخانه های بزرگ می توانستند این محصولات را تولید کنند. زمانی که کارخانه های کوچکتر توانستند همین محصول را حتی با ۲۰ درصد هزینه کمتر تولید کنند، کارخانه های بزرگ نابود شدند.

    نت فلیکس روشی ابداع کرد که دی وی دی ها را به دست مشتریان می رساند، حتی راحت تر از آنکه مشتری بخواهد به فروشگاههای بلاک باستر مراجعه و آنها را تهیه کند. اینترنت پرسرعت و ظهور شبکه های بی سیم سبب سهولت استفاده از اسکایپ، درست به اندازه استفاده از تلفن های ثابت شد.

    درس پنجم: بازارهای جدید، حاصل رشد و توسعه بازارهای موجود هستند
    شرکت های موجود زمانی متوجه تحولات بازار می شوند که دیگر دیر شده است. کسب و کار گوگل بسیار فراتر از کسب و کار ارائه دهندگان بانک اطلاعات شهری مانند یلوپیچز بود. کارگزاران تنزیلی، تعداد سرمایه گذاران را به چیزی فراتر از تصور مریل لینچ و دیگر شرکت های کارگزاری ارائه دهنده خدمات کامل رساندند. نقطه اوج فروش فیلم های کداک چیزی حدود ۵/۳ میلیارد دلار در اوایل سال ۲۰۰۰ بود. روزانه بیش از ۲۰۰ میلیون عکس دیجیتال روی صفحات فیس بوک و ۳۰۰ میلیون نیز بر صفحات اینستاگرام بارگذاری می شود. اگر کداک به جای بازار فیلم بر بازار عکس تمرکز می کرد، می توانست از این استقبال باور نکردنی از بازار عکس سود زیادی به دست آورد.

    انتهای مطلب/

  • استراتژی کسب و کار چیست؟

    استراتژی کسب و کار چیست؟

    قبل از پرداختن به فرآیند توسعه استراتژی‌های کسب و کار ضروری است به برخی پرسش‌ها پاسخ دهیم، پرسش‌هایی همچون: کسب و کار چیست؟ استراتژی کسب و کار چیست؟ چنانچه از گروهی از مدیران خواسته شود به این پرسش‌های اساسی پاسخ دهند، مشخص می‌شود که توافق اندکی درباره معنای این اصطلاحات پایه‌ای وجود دارد. شفاف‌سازی این مفاهیم، آغازی ضروری برای ایجاد استراتژی‌ ای انطباق پذیر و برنده است.

    به‌طورکلی کسب و کار واحد سازمانی است که استراتژی مشخص و مدیری با مسئولیت فروش و سودآوری دارد یا باید داشته باشد. این واحد سازمانی می‌تواند با ابعاد گوناگونی چون خط محصول، کشور، کانال یا بخش‌های بازار تعریف می‌شود. از این‌ رو سازمان، واحدهای کسب و کار متعددی خواهد داشت که به‌صورت افقی یا عمودی با یکدیگر در ارتباط‌اند.

    برای تصمیم‌گیری درباره تعداد کسب‌ و کارهایی که باید فعالیت کنند، موازنه‌ای استراتژیک و سازمانی وجود دارد. این تصمیم از یک‌سو می‌تواند بنگاه سرپرست را به داشتن واحدهای کسب و کار زیاد ملزم کند چراکه در این صورت هر کسب و کار به بازار خود نزدیک است و به‌طور بالقوه امکان توسعه استراتژی بهینه را خواهد داشت. ازاین‌رو ممکن است یک استراتژی برای هر کشور یا هر منطقه یا هر بخش عمده منافعی داشته باشد؛ اما از سوی دیگر، تعدد بیش‌ازحد واحدهای کسب و کار غیرکارا خواهد بود و به برنامه‌هایی فاقد صرفه‌جویی ناشی از مقیاس و ناتوان در بهره‌برداری از مهارت‌های استراتژیک بهترین مدیران منجر می‌شود. درنتیجه فشاری برای تجمیع کسب‌وکارها درون نهادهای بزرگ‌تر وجود دارد.

    واحدهای کسب و کار می‌توانند از طریق تجمیع با یکدیگر، کل بزرگ و مهمی را به وجود آورند، مشابهت‌ها در بازارها و استراتژی‌ها را شناسایی کنند و به هم‌افزایی دست یابند. لازم است کسب‌وکارهای کوچکی که داشتن استراتژی برای آن‌ها توجیه ندارد، با یکدیگر ترکیب شوند تا بتوان از ساختار مدیریت آن‌ها پشتیبانی کرد. کسب‌وکارهایی که بستر بازار و استراتژی کسب و کار مشابهی دارند، کاندیدای تجمیع هستند تا بتوانند به‌خوبی از دانش مشترک بهره ببرند. یکی دیگر از انگیزه‌های تجمیع، تشویق به هم‌افزایی واحدهای کسب و کار هنگامی است که ترکیب آن‌ها به صرفه‌جویی در هزینه‌ها، سرمایه‌گذاری یا خلق ارزش پیشنهادی برتر منجر شود.

    زمانی بنگاه‌ها استراتژی‌های کسب و کار را برای واحدهای کسب و کار غیرمتمرکزی که بر اساس محصول، کشور یا بخش‌های بازار تعریف‌شده بودند، توسعه می‌دادند. سپس این استراتژی‌های کسب و کار، تجمیع می‌شدند و استراتژی بنگاه را می‌ساختند. آن زمان دیگر گذشته است. امروزه علاوه بر این باید استراتژی بنگاه نیز وجود داشته باشد که روندهای کلان را به‌عنوان یک کل شناسایی کند و به آن‌ها پاسخ دهد، منابع را میان واحدهای کسب و کار تخصیص دهد و فرصت‌های هم‌افزایی را تشخیص دهد؛

    بنابراین فورد، علاوه بر اکسپلورر که برند خودروی شاسی‌بلندش است، برای کل شرکت و احتمالاً گروه خودروهای شاسی‌بلندش نیز به استراتژی نیاز دارد. استراتژی کسب و کار به‌وسیله چهار بعد تعریف می‌شود: استراتژی سرمایه‌گذاری محصول_ بازار، ارز پیشنهادی، دارایی‌ها و شایستگی‌ها و برنامه‌ها و استراتژی‌های کارکردی.

    انتهای مطلب/