نویسنده: کسب و کار

  • لولولمون از کاستکو شکایت می‌کند تا یک بار برای همیشه جلوی کلاهبرداری‌ها را بگیرد

    این دادخواست، برجسته‌ترین تلاش لولولمون برای مقابله با «فرهنگ ساده‌لوحی» نسل زد است.

    لولولمون هم به جمع بسیاری از همکاران قدیمی‌ترش می‌پیوندد که از شنیدن خبر دزدی‌هایش خسته شده‌اند. آسوشیتدپرس گزارش داد که این غول پوشاک ورزشی از کاستکو شکایت کرده و مدعی شده است که این خرده‌فروش عمده‌فروشی، کپی‌های غیرقانونی محصولاتش را می‌فروشد.

    این شکایت، پرسروصداترین تلاش لولولمون برای مقابله با «فرهنگ ساده‌لوحی» نسل زد است. لولو می‌گوید کاستکو با استفاده از برند کرکلند خود روی لباس‌هایی که کپی‌های بسیار کمی از اقلام بسیار گران‌تر لولو هستند، عمداً خریداران را گیج می‌کند.

    طبق دادخواست:

    • کاپشن غواصی مردانه های-تک فول زیپ کاستکو با قیمت ۲۰ دلار، کپی کاپشن‌های غواصی لولو است که با قیمت بالای ۱۰۰ دلار به فروش می‌رسند.
    • شلوارهای پنج جیب کرکلند ۱۰ دلاری کاستکو، کپی شلوارهای پنج جیب ABC مردانه ۱۲۸ دلاری لولولمون هستند که حداقل یک نفر در محل کار شما در حال حاضر آن را می‌پوشد.

    لولولمون همچنین ادعا می‌کند که کاستکو رنگ «تیل تایدواتر» آن را دزدیده است. این برند درخواست محاکمه با حضور هیئت منصفه را دارد و می‌خواهد کاستکو فروش اقلام مورد بحث را متوقف کند.

    آیا لولو می‌تواند برنده شود؟ در ماه آوریل، نیویورک تایمز هم شلوارهای ABC لولومون و هم نسخه کاستکو را بررسی کرد و متوجه شد که آنها به طرز مشکوکی شبیه به هم هستند. اما معمولاً برای برندها اثبات غیرقانونی بودن کپی‌برداری دشوار است، زیرا قانون علائم تجاری ایالات متحده اغلب مبهم است.

    یا گول بخور یا بمیر. به لطف ترندهای تیک‌تاک و مصرف‌کنندگان آگاه به قیمت، این نوع لباس‌ها در بین خریداران جوان آنقدر محبوب شده‌اند که پوشیدن آنها می‌تواند به اندازه داشتن مدل اصلی و لوکس، نمادی از جایگاه اجتماعی باشد.

  • تعلیق یک ماهه چک‌های برگشتی عهده بانک سپه

    اعمال محدودیت‌های ماده ۵ مکرر قانون چک درخصوص چک‌های صادره عهده بانک سپه با تاریخ سررسید ۲۴ خرداد لغایت ۷ تیرماه سال جاری به مدت یک ماه از تاریخ سررسید تعلیق شد.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بانک سپه، با توجه به شرایط ویژه و اختلال به وجود آمده در خدمت رسانی بانک سپه و در راستای کمک به هموطنان متاثر از این وضعیت، با هماهنگی دادستانی محترم کل کشور، اعمال محدودیت‌های موضوع بندهای (الف) تا (د) ماده 5 مکرر قانون چک درخصوص چک‌های صادره عهده بانک سپه با تاریخ سررسید و برگشت 24 خرداد لغایت 7 تیر سال جاری به مدت یک ماه از تاریخ سررسید تعلیق گردید.

  • آذر منصوری، ننگ ملی یا ستون پنجم دشمن؟ | داستان استوری ننگین در میانه تجاوز نظامی دشمنان به ایران

    درست در زمانی که ایران مظلومانه زیر آتش تجاوز آشکار آمریکا، رژیم صهیونیستی و ناتو قرار گرفته بود، آذر منصوری، رئیس جبهه موسوم به اصلاحات، در اقدامی عجیب و مشکوک، استوری‌ای در اینستاگرام خود منتشر کرد که مضمون آن، دعوت به صلح و “ساز زدن به جای جنگیدن” بود. این حرکت نه تنها مورد استقبال قرار نگرفت، بلکه موجی از نفرت، خشم و انزجار ملی را نسبت به او و جریانی که نمایندگی‌اش را بر عهده دارد، برانگیخت.

    آیا آذر منصوری وطنش را می‌شناسد یا مأموریتی دارد؟

    در شرایطی که حتی کودک‌ترین وجدان‌ها نیز درک می‌کنند که مقابله با تجاوز دشمن یک واجب ملی و انسانی است، چگونه ممکن است فردی که خود را فعال سیاسی معرفی می‌کند، چنین استوری ننگینی را منتشر کند؟ آیا آذر منصوری ذره‌ای عِرق ملی دارد؟ یا وطنش را باید در ایران جست‌وجو کرد یا در دالان‌های تاریک سفارت‌خانه‌های غربی، آلبانی و تل‌آویو؟

    از خون سرداران شهید ما تا اشک مادران داغدار، همه یک چیز را فریاد می‌زنند: ایستادگی. اما آذر منصوری، در نقش دقیق یک ستون پنجم دشمن، هم‌زمان با شهادت‌طلبی فرزندان ملت، دم از “ساز و صلح” می‌زند. این تزویر آشکار چیزی نیست جز خیانت نرم در لباس «فعالیت مدنی».

    مروری بر گذشته مشکوک آذر منصوری

    آذر منصوری در طول دهه‌های اخیر، همواره در قامت یک اصلاح‌طلب تندرو ظاهر شده؛ کسی که در بیشتر مواضع سیاسی خود، همسو با خواسته‌های جریان‌های غربی و رسانه‌های معاند جمهوری اسلامی ایران سخن گفته است. وابستگی فکری به ساختارهای غرب‌گرایانه، هم‌صدایی با رسانه‌هایی چون BBC، ایران‌اینترنشنال و صدای آمریکا، و تلاش مستمر برای بزک‌کردن چهره دشمنان این سرزمین از جمله نقاط تاریک کارنامه‌ی سیاسی اوست.

    سؤال اساسی اینجاست:
    چه کسانی او را به ریاست جبهه اصلاحات نشاندند؟ آیا این انتخاب، خود گویای انحراف عمیق این جریان نیست؟

    اصلاحاتچی‌ها و دیپلماسی ذلت؛ خط نفوذ یا پروژه برندازی نرم؟

    آذر منصوری تنها یک فرد نیست؛ نماد یک تفکر است. تفکر اصلاحاتچی‌های غربگرایی که سال‌ها با کلید “دیپلماسی” در را برای نفوذ دشمن باز کردند، اموال ملت را به باد دادند، تحریم‌ها را دوچندان کردند و عزت ایرانی را زیر چکمه‌های سیاست‌بازان آمریکایی لگدمال کردند.

    وقتی سابقه دولت‌های اصلاحات را بررسی می‌کنیم، به وضوح درمی‌یابیم که آذر منصوری یکی از دقیق‌ترین نمایندگان تفکر “دیپلماسی ذلت” است. او نمونه‌ای تمام‌عیار از پروژه‌ای است که می‌خواهد با واژه‌های قشنگ و توخالی، افکار عمومی را از خطر واقعی منحرف کند و جاده‌صاف‌کن غرب باشد.

    استوری آذر منصوری؛ عقده‌گشایی شخصی یا عملیات روانی دشمن؟

    در شرایطی که ایران داغدار شهدای خود است، چه انگیزه‌ای جز خیانت می‌تواند یک فعال سیاسی را به انتشار چنین محتوای ننگینی وادارد؟ آیا این تنها عقده‌گشایی از شکست‌های سیاسی او در گذشته است یا بخشی از پروژه‌ای بزرگ‌تر برای تضعیف جبهه مقاومت و تغییر اولویت افکار عمومی؟

    یادمان نرود: کسی که با سگ نماز می‌خواند برای فریب جامعه مسلمان، می‌تواند در پشت‌پرده با نتانیاهو جام خون کودکان فلسطینی را سر بکشد. این نمادسازی‌ها بارها در تاریخ ثبت شده‌اند.

    راهکار مقابله با تفکر مسموم اصلاحاتچی‌های غرب‌زده

    برای مقابله با چنین جریانات و تفکراتی که آشکارا در جهت منافع دشمنان حرکت می‌کنند، باید چند اقدام راهبردی انجام داد:

    1. افشاگری مستمر: با روشنگری عمومی و تحلیل دقیق مواضع این افراد باید مردم را نسبت به خطر آن‌ها آگاه کرد.
    2. پالایش ساختارهای سیاسی: جلوگیری از نفوذ عناصر وابسته به غرب در نهادهای تصمیم‌ساز.
    3. حمایت از جریان‌های انقلابی واقعی: تقویت گفتمان مقاومت و عزت ملی.
    4. برخورد قانونی و امنیتی با عوامل نفوذی: استوری آذر منصوری اگر در هر کشور دیگری منتشر می‌شد، می‌توانست مصداق خیانت ملی باشد.

    سخن پایانی: این ننگ را تاریخ فراموش نخواهد کرد

    آذر منصوری و جریانی که او را به مقام رسانده، باید بدانند که ایران امروز با ایران دیروز تفاوت دارد. ملت ایران با بصیرت و هوشیاری، دیگر فریب چهره‌های بزک‌شده‌ با شعارهای عوام‌فریب را نمی‌خورد.

    نام آذر منصوری، اگر در دل تاریخ ثبت شود، نه با عزت و افتخار که با ننگ و خیانت ثبت خواهد شد.

  • آیا «ثبات بازار بورس» با ۶۰ همت پول‌پاشی ممکن است؟

    در خبری که از سوی رسانه‌ها منتشر شد، بانک مرکزی با همکاری سازمان بورس، در اولین گام اقدام به تخصیص ۶۰ هزار میلیارد تومان (۶۰ همت) به منظور ثبات بازار سرمایه کرده است. این خبر در حالی منتشر می‌شود که اقتصاد کشور همچنان درگیر فشارهای ساختاری، کاهش ارزش پول ملی، و ضعف شدید در توان معیشتی اقشار ضعیف جامعه است.

    اما آیا این اقدام، راه‌حل است یا مسکن موقتی؟ آیا ثباتی که از مسیر پول‌پاشی تأمین می‌شود، واقعی است یا صرفاً سرپوشی موقتی برای التهاب‌های ریشه‌دار بورس؟

    مکتب شیکاگو همین بود؟!

    تمام آنچه که طی سال‌های گذشته در قامت ژست‌های «ضدپولی‌سازی بورس» و «مبارزه با رانت» از سوی برخی مدعیان تخصص شنیده‌ایم، امروز عملاً کنار گذاشته شده است. این همان کاری است که عبدالناصر همتی(که به هیچ عنوان مورد تایید نیست)، رئیس‌ پیشین بانک مرکزی، در دوران دولت روحانی و ابتدای دولت پزشکیان انجام می‌داد. حتی می‌توان ادعا کرد که همتی، با وجود نقدهای فراوان، در برخی مواقع تصمیماتش را کمی «فکر شده‌تر» اجرا می‌کرد!

    ما لزوماً با حمایت مالی از بازار سرمایه مخالف نیستیم، اما آیا منطقی در کار است؟

    طبیعتاً هر اقتصادی، در شرایط خاص، نیازمند دخالت نهادهای پولی و مالی برای حفظ ثبات بازارهای خود است. اما پرسش اصلی این است که آیا تزریق ۶۰ همت بدون اصلاحات ساختاری و بدون چشم‌انداز عملیاتی برای تقویت بنیان‌های بازار سرمایه، منطقی است؟

    اگر صرفاً با تزریق پول بخواهیم بازار را مثبت کنیم، نه تنها اعتماد واقعی سرمایه‌گذاران جلب نمی‌شود، بلکه نرخ تورم، افت ارزش ریال، و فشار اقتصادی بر دهک‌های پایین جامعه شدیدتر خواهد شد.

    آیا این ماجرا تکرار داستان ارز ۴۲۰۰ است؟

    یادمان نرفته که ارز ۴۲۰۰ تومانی جهانگیری نیز با هدف حمایت از معیشت مردم شکل گرفت، اما نهایتاً به سفره دلالان رسید، نه سفره مردم. حال اگر گام‌های بعدی این ۶۰ همت نیز صرفاً تزریق نقدینگی به بازار بدون سیاست‌های مکمل هوشمند باشد، باید منتظر تکرار همان فاجعه باشیم؛ رشد تصنعی شاخص‌ها، بدون پشتوانه بنیادی.

    در حالی ۶۰ همت به بورس می‌رسد، فقط یک همت به مسکن آسیب‌دیده از حملات اسرائیل اختصاص یافت!

    نکته‌ای تلخ و دردناک: دولت برای بازسازی مسکن آسیب‌دیده از حملات رژیم صهیونیستی فقط یک همت اختصاص داده و هیچ برنامه‌ای برای جبران خسارت‌های وارد شده به مشاغل، کسب‌وکارها و فعالان اقتصادی مناطق مرزی و پرخطر ارائه نکرده است. این تبعیض آشکار، سؤالات زیادی درباره اولویت‌های اقتصادی دولت ایجاد می‌کند.

    کاهش ارزش پول ملی، تورم، و فشار بر مردم… به چه قیمتی؟

    هرگونه افزایش نقدینگی بدون کنترل پایه‌های پولی و بدون تولید واقعی، منجر به کاهش ارزش پول ملی می‌شود. تجربه نشان داده که این فشار نهایی نه به جیب ثروتمندان، بلکه به سفره مردم ضعیف جامعه تحمیل می‌شود.

    آیا واقعاً ۶۰ همت برای بورس در چنین شرایطی تصمیم درستی است؟ یا باید آن را یک بازی سیاسی و نمایشی کوتاه‌مدت برای آرام کردن فضای عمومی تلقی کرد؟

    جمع‌بندی و راهکار پیشنهادی:

    • شفاف‌سازی نحوه تخصیص منابع و نظارت بر مصرف آن‌ها؛
    • پیوستن این تزریق با برنامه‌ای برای افزایش شفافیت، حذف رانت و اصلاح ساختار بورس؛
    • توجه هم‌زمان به بخش‌های دیگر اقتصاد، به‌خصوص مناطق آسیب‌دیده و مشاغل کوچک؛
    • و پرهیز از تکرار تجربه تلخ سیاست‌های شعاری و تزریقی بی‌پشتوانه.

    در نهایت، حمایت از بورس، بله؛ اما نه با شیوه‌های پوسیده و بدون برنامه.

  • پدیده دم ماهی در موشک سجیل؛ نمایش بلوغ مهندسی

    در جریان عملیات «وعده صادق ۳»، موشک بالستیک فوق‌سنگین و بومی ایرانی «سجیل» نه‌تنها با دقت و برد چشمگیر خود توجه‌ها را جلب کرد، بلکه با خلق یک پدیده نادر بصری موسوم به «دم ماهی» (Fish Tail Phenomenon) در آسمان، مهارت ایران در فناوری موشکی را به رخ جهانیان کشید. این پدیده که معمولاً تنها در موشک‌های فوق‌پیشرفته‌ای مانند Minuteman III آمریکا یا یارس روسیه مشاهده شده، اکنون در آسمان ایران به ثبت رسید. اما پدیده دم ماهی چیست و چه معنایی برای آینده فناوری موشکی ایران و رقبا دارد؟

    دم ماهی در موشک سجیل

    پدیده دم ماهی چیست؟

    پدیده دم ماهی یک الگوی موج‌دار و رنگی است که در پی اگزوز موشک، در ارتفاعات بالا و تحت شرایط خاص جوی شکل می‌گیرد. این پدیده وقتی رخ می‌دهد که موشک در لایه‌های بالای جو (استراتوسفر و مزوسفر) حرکت می‌کند، جایی که دما بسیار پایین (زیر منفی ۳۶.۵ درجه) و چگالی هوا کاهش می‌یابد.

    در مورد موشک سجیل، استفاده از سوخت جامد ترکیبی (HTPB) با ذرات فلزی مانند آلومینیوم باعث تولید بخار آب و ذرات فلزی معلق در پیشران می‌شود. این ذرات در ارتفاع بالا به کریستال‌های یخ تبدیل شده و در زمان گرگ‌ومیش، با بازتاب نور خورشید، الگوهایی شبیه به دم ماهی ایجاد می‌کنند.

    چرا پدیده دم ماهی اهمیت دارد؟

    1. نشانه‌ای از بهینه بودن طراحی پیشران و نازل‌ها:
      شکل‌گیری دم ماهی تنها در صورت عملکرد دقیق پیشران و کنترل مناسب بردار رانش ممکن است. این به معنای پایداری بالای موشک در فاز پرواز و تعامل صحیح آن با جو است.
    2. اثبات سطح پیشرفته شبیه‌سازی‌های CFD و تونل باد:
      ساختار دم ماهی نتیجه تعامل دینامیک سیالات، موج‌های شوک، و توزیع چگالی در جو است که نیازمند تحلیل‌های پیچیده و دقیق مهندسی است. این یعنی ایران در حوزه تحلیل عددی و مدل‌سازی به سطح جهانی رسیده است.
    3. چالش برای سامانه‌های پدافندی:
      موشک‌های سوخت جامد مانند سجیل به دلیل سرعت بالا، زمان پرتاب کوتاه و مسیر پروازی متغیر، برای سامانه‌هایی مانند پاتریوت و گنبد آهنین یک تهدید واقعی هستند. ظهور دم ماهی یعنی پرتاب موفق در لایه‌های بالای جو و عبور از موانع شناسایی.

    مشخصات فنی موشک سجیل

    • نوع پیشران: سوخت جامد دو مرحله‌ای
    • برد: بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر
    • سرعت: حدود ۵ ماخ (۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ کیلومتر بر ساعت)
    • نازل‌ها: قابل تنظیم برای کنترل بردار رانش
    • بالک‌ها: شبکه‌ای (Grid Fins) برای کاهش گشتاور رول و افزایش پایداری
    • طراحی: بومی، توسعه‌یافته توسط وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه

    چرا دنیا شگفت‌زده شد؟

    کشورهایی مانند آمریکا و روسیه سال‌هاست که فناوری سوخت جامد و تولید موشک‌هایی با برد بالا و قابلیت مانور در جو را در اختیار دارند. اما ایران، در شرایط شدیدترین تحریم‌ها، موفق به ساخت موشکی با فناوری پیشرفته‌ای شده که هم از لحاظ سرعت آماده‌سازی (کمتر از ۳۰ دقیقه) و هم دقت هدایت و هم رفتار آیرودینامیکی در جو بالا، با نمونه‌های جهانی قابل مقایسه است. دم ماهی تنها یک جلوه بصری نیست؛ یک اعلان واضح از ورود ایران به باشگاه موشک‌سازان نخبه دنیاست.

    تحلیل استراتژیک و بازدارندگی

    با برد ۲۵۰۰ کیلومتری، سجیل توانایی هدف‌گیری عمق سرزمین‌های دشمن را دارد. پدیده دم ماهی نه‌تنها برای مردم، بلکه برای تحلیل‌گران نظامی و اطلاعاتی غرب یک زنگ هشدار است؛ موشکی که توانایی مانور در ارتفاع بالا، سوخت جامد، کنترل دقیق جریان اگزوز و مسیر غیرخطی دارد، عملاً رهگیری آن را برای سامانه‌های دفاعی سخت می‌کند.

    نتیجه‌گیری

    پدیده دم ماهی در موشک سجیل صرفاً یک زیبایی بصری در آسمان نبود؛ بلکه نمایشی خیره‌کننده از بلوغ مهندسی، قدرت بومی‌سازی، و سطح بالای آیرودینامیک موشکی در ایران بود. این موشک حالا نه‌تنها یک ابزار نظامی، بلکه یک نماد ملی از توان مهندسی و بازدارندگی دفاعی است. پدیده دم ماهی، پیام روشنی برای دشمنان ایران دارد: برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران متوقف‌شدنی نیست.

  • افشای جریان نفوذ در مذاکرات | پایان غرب‌گرایی، آغاز صلح واقعی

    مذاکرات یا میدان نفوذ؟

    در طول دهه‌های گذشته، مذاکره میان ایران و آمریکا همواره یکی از مهم‌ترین محورهای سیاست خارجی کشور بوده است. اما آنچه به‌وضوح در جریان این مذاکرات مشاهده می‌شود، نه تنها عدم دستیابی به منافع واقعی ملت ایران، بلکه تکرار مکرر خیانت، عقب‌نشینی، و وقت‌کشی از سوی گروهی خاص از مذاکره‌کنندگان داخلی است. این جریان که با عناوینی چون «اصلاح‌طلب»، «غربگرا» یا «میانه‌رو» شناخته می‌شود، در واقع احتمالا همان نفوذی‌های سازمان‌یافته دشمن هستند که به‌جای دفاع از منافع ملی، حافظ منافع بیگانگان در ساختار داخلی کشور شده‌اند.

    پشت‌پرده واقعی مذاکرات: غربگرایی ساده‌لوحانه یا خیانت آگاهانه؟

    نگاهی به تاریخچه‌ی مذاکرات هسته‌ای و توافقات برجامی نشان می‌دهد که جریان اصلاحاتچی و غربگرا چگونه با ساده‌لوحی – و در بسیاری از موارد با عامدانه‌ترین روش‌ها (فکت: امریکا و غرب با تمام توان نتوانستند اورانیوم غنی شده را از ایران خارج کنند اما جواد ظریف و حسن روحانی با مذاکره توانستند!) – دستاوردهای بزرگ ملت ایران را به ثمن بخس واگذار کرده‌اند. نه تنها هیچ گشایش اقتصادی حاصل نشد، بلکه تحریم‌ها افزایش یافت، توان دفاعی محدود شد، و دشمن جسورتر از همیشه ظاهر شد.

    حقیقت این است که این افراد هیچگاه به دنبال عزت ملت ایران نبوده‌اند؛ بلکه نقش «واسطه‌های نفوذ» را بازی کرده‌اند. عملکردشان دقیقاً در راستای مهندسی نرم دشمن برای خالی‌کردن ایران از عناصر مقاوم، تخریب اعتماد عمومی، و به انفعال کشیدن نیروهای انقلابی بوده است.

    جریان نفوذ چگونه عمل می‌کند؟

    جریان نفوذ در ایران همواره با چند ابزار مشخص عمل می‌کند:

    1. تحریف مفاهیم کلیدی مانند صلح، دیپلماسی، مذاکره و تعامل.
    2. استفاده از رسانه‌های داخلی و خارجی برای بزک‌کردن چهره دشمن.
    3. برچسب‌زدن به نیروهای مقاومت با عناوینی چون تندرو، افراطی و ضد‌تعامل.
    4. نفوذ به سطوح تصمیم‌سازی و مشاوره‌ای در دولت‌ها، خصوصاً دولت‌های موسوم به میانه‌رو یا اعتدال‌گرا.
    5. ایجاد دوگانه‌ی جنگ/صلح دروغین تا مردم را از مقاومت بترسانند و تسلیم را گزینه‌ی عقلانی جلوه دهند.

    وضعیت کنونی: نسخه تکراری، فریب جدید

    امروز هم در شرایطی که منطقه در آتش بحران و جنگ فراگیر می‌سوزد، همان طیف سیاسی به میدان آمده و دوباره دم از «عادی‌سازی روابط»، «مذاکره با آمریکا» و «صلح از طریق دیپلماسی» می‌زند.

    این در حالی است که:

    • آمریکا آشکارا در پشت بسیاری از جنگ‌های منطقه‌ای از جمله فلسطین، یمن و عراق حضور دارد؛
    • رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا مرتکب نسل‌کشی می‌شود؛
    • و غربی‌ها همچنان در حال تحریک ناآرامی در ایران از طریق ابزارهای رسانه‌ای و تحریمی هستند.

    در چنین شرایطی، اصرار بر مذاکره و مماشات با دشمن، نه تنها ساده‌لوحی نیست، بلکه خیانت آشکار به ایران، ملیت، انسانیت و حتی بشریت است.

    راهکارها برای ریشه‌کن کردن جریان نفوذ:

    1. پاکسازی ساختارهای دولتی و رسانه‌ای از عناصر غربگرا و نفوذی: باید از هر ابزار قانونی و نظارتی برای کنار زدن این چهره‌ها از مراکز قدرت استفاده کرد.
    2. آگاه‌سازی عمومی: مردم باید بدانند که صلح واقعی، نتیجه‌ی اقتدار و مقاومت است، نه نتیجه‌ی تسلیم در برابر دشمن.
    3. ایجاد شفافیت در روندهای سیاست خارجی: باید از سیاست‌های پشت‌پرده و امضای توافق‌های پنهانی پرهیز شود. هرگونه مذاکره باید با حضور نمایندگان واقعی ملت و نظارت نخبگان انقلابی صورت گیرد.
    4. تربیت و تقویت نسل جدیدی از دیپلمات‌های انقلابی: تا دستگاه سیاست خارجی در آینده، حافظ عزت ملی باشد نه واسطه‌ی منافع غرب.
    5. اصلاح قوانین انتخاباتی و نظارتی: تا امکان نفوذ عوامل بیگانه به سطوح تصمیم‌ساز به حداقل برسد.

    نتیجه‌گیری: صلح، پس از نابودی غربگرایی

    اگر ایران موفق شود جریان نفوذ غرب‌گرایانه را به‌طور کامل از بدنه‌ سیاسی، رسانه‌ای و فرهنگی خود پاک کند، آنگاه غرب دیگر سرمایه‌ای در ایران برای پیگیری پروژه‌های استعماری خود نخواهد داشت. در چنین شرایطی، خود دولت‌های غربی مجبور به عقب‌نشینی از سیاست‌های خصمانه خواهند شد، چراکه تنها ابزار نرم خود در ایران را از دست داده‌اند.

    در واقع، بازگشت صلح به منطقه در گروی نابودی جریان اصلاح‌طلب غربگرا در ایران است.

  • چگونه در شرایط بحران، کسب‌وکارمان را سرپا نگه داریم و به رشد واقعی برسیم؟

    راهنمایی عملی برای مدیران، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار ایران در عصر تحریم، جنگ و فشارهای چندجانبه

    کسب‌وکارها در خط مقدم جنگ اقتصادی

    در شرایط بحرانی امروز که کشورمان با جنگ ترکیبی پیچیده‌ای از سوی رژیم صهیونیستی، ایالات متحده و ناتو مواجه است، کسب‌وکارها صرفاً بنگاه‌های اقتصادی نیستند؛ بلکه واحدهای جبهه اقتصادی و امنیتی کشور محسوب می‌شوند. در چنین شرایطی، ادامه مسیر توسعه بدون منطق، سرمایه‌سوزی و نادیده‌گرفتن اولویت‌ها می‌تواند نه‌تنها به ورشکستگی فردی منجر شود، بلکه به تضعیف زیرساخت اقتصادی ایران نیز بینجامد.

    هدف این مقاله ارائه‌ی راهبردهایی عملی و گام‌به‌گام برای عبور هوشمندانه از بحران، دستیابی به رشد پایدار، مشارکت در افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP)، و ایفای نقش در تقویت امنیت ملی ایران است.

    گام اول: توقف توسعه‌های بی‌منطق و بازگشت به رشد هدفمند

    توسعه بدون تحلیل = تخریب منابع و فرسایش سرمایه

    در شرایط عادی، گسترش شعب، افزایش تبلیغات یا ورود به بازارهای جدید ممکن است استراتژی درستی باشد؛ اما در شرایط بحران، هر گام توسعه‌ای باید از سه فیلتر عبور کند:

    1. آیا به بقا کمک می‌کند؟
    2. آیا منجر به سودآوری پایدار می‌شود؟
    3. آیا به زیرساخت ملی و استقلال اقتصادی آسیب نمی‌زند؟

    راهبرد پیشنهادی:
    به‌جای رشد حجمی، به رشد عمقی فکر کنید. اگر قبلاً ده محصول داشتید، امروز سه محصول پرفروش را نگه دارید و آن‌ها را بهینه کنید. اگر سه شعبه داشتید، یک شعبه‌ی سودآور را تقویت کنید.

    گام دوم: سبک‌سازی هوشمند با الگوی “کوچک، سبک، ارزان” سپاه

    یکی از موفق‌ترین استراتژی‌های نظامی که اکنون در جنگ نامتقارن کاربرد دارد، شعار “کوچک، سبک، ارزان” است. این منطق را می‌توان در ساختار کسب‌وکار نیز پیاده کرد:

    • کوچک‌سازی ساختار سازمانی: حذف پست‌های غیرضروری، تجمیع وظایف و کاهش هزینه‌های انسانی
    • سبک‌سازی عملیات: استفاده از فناوری‌های ابری، برون‌سپاری خدمات غیرکلیدی
    • ارزان‌سازی ساختار مالی: حذف هزینه‌های نمایشی، اجتناب از پروژه‌های تزئینی و نمایش‌محور

    سبک‌سازی، پیش‌نیاز ورود به نسل پنجم و ششم کسب‌وکار است: جایی که چابکی، تفکر سیستمی، تحلیل داده و تصمیم‌گیری آنی جای ساختارهای سنگین و کند گذشته را می‌گیرد.

    گام سوم: بهینه‌سازی فرآیندها و تمرکز بر بهره‌وری

    در فضای رقابتی، برنده کسی نیست که بیشتر خرج می‌کند، بلکه کسی است که با منابع کمتر، ارزش بیشتری می‌سازد.

    برای این منظور:

    • تحلیل گلوگاه‌های عملیاتی را انجام دهید (مثلاً کجا بیشترین اتلاف زمان یا منابع دارید؟)
    • بهینه‌سازی زنجیره تأمین را در دستور کار بگذارید
    • فرآیندهای بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش را دیجیتال و داده‌محور کنید

    به‌جای تبلیغات پرهزینه، از محتوای هوشمند، بازاریابی ارجاعی و CRM هدفمند بهره ببرید.

    گام چهارم: بازگشت به تولید؛ نه تجارت صرف

    ایران برای عبور از فشارهای خارجی نیاز به تکیه بر تولید درونی و مقاوم‌سازی زنجیره تأمین دارد. کسب‌وکارهایی که صرفاً واردکننده یا دلال هستند، در این بحران آسیب‌پذیرند و باری بر دوش اقتصاد ملی‌اند.

    پیشنهاد ما:

    • اگر تولیدکننده هستید: عمق ساخت داخل را افزایش دهید.
    • اگر خدماتی هستید: خدماتتان را به حوزه‌های مولد و ملی گره بزنید.
    • اگر واسطه‌اید: به فکر خلق ارزش واقعی باشید، نه صرفاً سود فوری.

    گام پنجم: نقش‌آفرینی در رشد GDP و امنیت ملی

    کسب‌وکار شما فقط برای شما نیست؛ بلکه بخشی از ستون‌های اقتصاد ملی است.

    شما می‌توانید در افزایش GDP و امنیت کشور نقش‌آفرین باشید از طریق:

    • ایجاد شغل پایدار (نه کارهای موقت نمایشی)
    • پرداخت منظم مالیات
    • سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه داخلی
    • همکاری با زنجیره تأمین بومی

    هر کسب‌وکار سودآور داخلی، یک خاکریز در برابر تحریم و تهدید است.

    گام ششم: انتخاب اولویت‌ها؛ حذف تجمل و حرکت به سمت آینده پایدار

    در شرایط جنگی، انتخاب بین ضروری و غیرضروری حیاتی است. تبلیغات پرهزینه، برندسازی‌های نمایشی، خرید تجهیزات گران‌قیمت بدون کارایی واقعی… این‌ها امروز خیانت به منابع کمیاب کشور است.

    در مقابل:
    اولویت با تقویت زیرساخت تولید
    اولویت با آموزش نیروی انسانی
    اولویت با سرمایه‌گذاری در فناوری
    اولویت با صادرات واقعی و باثبات

    نتیجه‌گیری: کسب‌وکارها، سنگرهای خط مقدم در جنگ اقتصادی

    هر مدیر و کارآفرین ایرانی، امروز بیش از هر زمان دیگر باید بداند که نقش او فقط در ترازنامه مالی خلاصه نمی‌شود. سرپا نگه‌داشتن یک کسب‌وکار سالم، بهینه، سبک و مولد، خود یک حرکت جهادی در مسیر تقویت کشور و حفظ امنیت ملی است.

    ایران از بحران‌ها سربلند بیرون می‌آید اگر ما:

    • با تعصب کور رشد نکنیم
    • از توسعه بی‌منطق پرهیز کنیم
    • سبک، هوشمند و پایدار حرکت کنیم
    • با اولویت‌بندی و عقلانیت مسیر را طی کنیم
    • به‌جای شعار، کار واقعی انجام دهیم

    انتشار این مقاله در ikasb.ir می‌تواند به یک مرجع فکری و راهبردی برای مدیران تبدیل شود. لطفاً آن را با دیگر مدیران دلسوز کشور به اشتراک بگذارید.

  • کدام رفتارها ما را به سمت حماقت می‌برند؟

    حماقت، به عنوان رفتار نابخردانه‌ای که به خود یا دیگران آسیب می‌زند، موضوعی است که بسیاری از افراد ناخواسته در دام آن می‌افتند. دکتر امیر مهرداد خسروی به بررسی علمی عوامل مؤثر در بروز حماقت و راهکارهای اجتناب از آن می‌پردازد. این مقاله به خلاصه‌ای از نکات کلیدی این بحث می‌پردازد.

    عوامل اصلی منجر به حماقت

    ۱. سوگیری‌های شناختی

    • سوگیری تأیید: تمایل به پذیرش تنها نظراتی که با باورهای ما همخوانی دارند، حتی اگر نادرست باشند.
    • اثر دانینگ-کروگر: افراد کم‌اطلاع اغلب اعتمادبه‌نفس بالایی در تصمیم‌گیری دارند و اشتباهات خود را نمی‌بینند.

    ۲. هیجان‌های کنترل‌نشده

    • تصمیم‌گیری در حالت خشم، ترس، یا عشق شدید می‌تواند منجر به رفتارهای احمقانه شود.
    • توصیه: در مواقع هیجانی از تصمیم‌گیری اجتناب کنید و سکوت را انتخاب نمایید.

    ۳. فشارهای جمعی

    • همراهی با جمع در رفتارهای نادرست، صرفاً برای همرنگی با جامعه (مثال: خندیدن به یک شغل اشتباه تنها به دلیل جو جمع).
    • ضرب‌المثل “همرنگ جماعت شو” در این موارد می‌تواند خطرناک باشد.

    ۴. نادانی و جهل

    • اظهارنظر بدون آگاهی کافی در موضوعات مختلف (مثال: توصیه پزشکی توسط غیرمتخصص).

    ۵. خطاهای مغزی

    • عواملی مانند کم‌خوابی، استرس، مصرف الکل یا مواد مخدر، عملکرد قشر پیش‌پیشانی مغز (prefrontal cortex) را مختل می‌کنند و تصمیم‌گیری منطقی را دشوار می‌سازند.

    نشانه‌های رفتارهای حماقت‌آمیز

    • ناتوانی در پذیرش نقد یا اشتباهات خود.
    • تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده و بدون بررسی عواقب.
    • تعصب بی‌دلیل روی نظرات شخصی.
    • تقلید کورکورانه از دیگران بدون تفکر.

    چگونه تشخیص دهیم دچار حماقت می‌شویم؟

    پاسخ به این سؤالات به شما کمک می‌کند:
    ۱. آیا با شنیدن نظرات مخالف عصبانی می‌شوید؟
    ۲. آیا عواقب تصمیمات خود را پیش‌بینی می‌کنید؟
    ۳. آیا اشتباهات خود را می‌پذیرید؟
    ۴. آیا در حالت خشم تصمیم می‌گیرید؟
    ۵. آیا تنها نظرات هم‌فکران خود را می‌پذیرید؟

    اگر پاسخ به ۳ مورد یا بیشتر منفی باشد، احتمالاً در معرض رفتارهای حماقت‌آمیز هستید.

    راهکارهای اجتناب از حماقت

    • آموزش و خودآگاهی: مطالعه و افزایش دانش در حوزه‌های مختلف.
    • مدیریت هیجان: تمرین تکنیک‌های کنترل خشم و استرس.
    • تفکر نقادانه: پرسشگری و بررسی منطقی نظرات قبل از پذیرش.
    • پرهیز از فشار جمع: مقاومت در برابر رفتارهای نادرست، حتی اگر مورد تأیید جمع باشد.

    نتیجه‌گیری

    حماقت یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه نتیجه رفتارهای ناآگاهانه و شرایط محیطی است. با شناخت عوامل مؤثر و تمرین خودآگاهی، می‌توانیم از تصمیمات نابخردانه اجتناب کنیم و زندگی موفق‌تری داشته باشیم.

  • دیپلماسی ساده‌لوحان در جنگ! هزینه‌های اعتماد به غرب تا کی؟

    در روزهایی که آتش جنگ در منطقه شعله‌ور است و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آستانه انتخاب‌های حساس قرار دارد، بازخوانی مسیر طی‌شده در سیاست خارجی ضروری‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسد. در این میان، ابوالفضل ظهره‌وند – دیپلمات باسابقه و سفیر پیشین ایران در افغانستان و ایتالیا – در اظهاراتی صریح، از باخت ایران در میدان دیپلماسی در برابر دشمنان غربی سخن گفته و ساده‌لوحی جریان مذاکره‌محور را آماج نقدهای خود قرار داده است.

    سقوط دیپلماسی از ابزار قدرت به عامل خنثی‌سازی قدرت

    ظهره‌وند معتقد است که جمهوری اسلامی ایران، جنگ را به دیپلماسی ساده‌لوحان باخته است؛ دیپلماسی‌ای که به‌جای همراهی با اراده ملی، در خدمت القائات غربی قرار گرفته و عزت و امنیت کشور را به بهای لبخندهای توخالی غرب فروخته است. او با انتقاد شدید از تیم‌های دیپلماتیک پیشین – به‌ویژه عملکرد عراقچی و ظریف – می‌گوید: «وقتی دیپلمات تو قدرت اقناع نداره، خودش دهن باز می‌کنه، طرف مقابل می‌فهمه که از موضع ضعف اومده.»

    غرب؛ بازیگری غیرقابل اعتماد، دیپلماسی بدون محاسبه

    ظهره‌وند با اشاره به سکوت اروپا در برابر حملات اسرائیل به خاک ایران، نقش آمریکا و هند در حمایت اطلاعاتی از تل‌آویو، و تحرکات نظامی انگلیس در منطقه می‌گوید: «اروپا حتی حاضر نشد لفظاً حمله به ایران را محکوم کند، فقط گفت نزن، بذار اسرائیل بزنه!» این وضعیت، محصول اعتماد نابجا به غربی‌هایی است که از مذاکره فقط خرید زمان برای ضربه نهایی را می‌فهمند.

    چابهار، کابل و پروژه‌ خاورمیانه بزرگ

    یکی از محورهای مهم هشدار ظهره‌وند، نقش هند در خیانت ژئوپولیتیکی به ایران است. او با اشاره به پروژه چابهار و استقرار هندی‌ها در کابل می‌گوید: «هند از اطلاعات ماهواره‌ای علیه ما استفاده کرده، حالا هم با چراغ سبز آمریکا، به کابل رفته برای تأسیس سفارت؛ یعنی آشکارا در حال بسترسازی برای ناامن‌سازی مرزهای شرقی ماست.»

    در همین راستا، او از طرح گسترده ایالات متحده برای بازآرایی تروریسم در آسیای میانه و تضعیف کمربند ژئوپولیتیکی ایران، روسیه و چین پرده برمی‌دارد و تأکید می‌کند که هرگونه تأخیر در اتخاذ سیاست فعال، برابر با تسلیم است.

    راه‌حل چیست؟ مسیر مقاومت و بازیگری مستقل

    ظهره‌وند صراحتاً اعلام می‌کند که راه نجات، عبور از دیپلماسی وابسته و بازگشت به سیاست مستقل است: «باید سطح روابط با اروپا و هند پایین بیاد؛ ما اصلاً نیازی به سفیر در اروپا نداریم! باید تصمیم بگیریم، بفهمیم که کی هستیم، طرف مقابلمون کیه و چی می‌خوایم. این‌که فقط بگیم مذاکره، مذاکره، مذاکره، بی‌معنیه.»

    او تأکید می‌کند: «اگر بخواهیم ایران را با عزت نجات دهیم، باید با مشت آهنین پاسخ دهیم؛ نه با لابی، نه با ساده‌لوحی.»

    سخن آخر؛ وقت بازتعریف سیاست خارجی فرا رسیده

    مسیر دیپلماسی صرفاً یک ابزار است، نه یک هدف مقدس. ابوالفضل ظهره‌وند با شجاعت، نقاب از چهره جریان غربگرا برمی‌دارد و نشان می‌دهد که وقتی دیپلماسی، بدون شناخت دشمن و بدون تکیه بر قدرت ملی دنبال شود، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه خود به بخشی از مشکل تبدیل می‌شود.

    اگر سیاست خارجی کشور بخواهد در آینده سهمی از امنیت، توسعه و اقتدار داشته باشد، باید از دیپلماسی ساده‌لوحانه عبور کند و به سمت دیپلماسی مبتنی بر قدرت، هوشمندی و بازیگری مستقل منطقه‌ای حرکت کند.

    منبع: تحلیل‌های ابوالفضل ظهره‌وند در برنامه‌ تحریریه